آموزش عالی
آموزش عالی به سطحی از آموزش گفته میشود که در دانشگاه‌ها، کالج‌ها و موسسات فن‌آوری که مدرک دانشگاهی ارائه می‌گردد.





آموزش عالی در ایران
آموزش عالی در ایران بخشی از آموزش و پرورش در ایران است و در حال حاضر زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی (برای علوم مربوط به درمان و بهداشت) و وزارت آموزش و پرورش (دانشگاه فرهنگیان) اداره و سازماندهی می‌شود.




تاریخ آموزش عالی در ایران

آموزش عالی در ایران به فرم نوین و آکادمیک سابقه یکصد ساله، و بصورت جامع بدوران نظامیه و حتی ساسانی باز می‌گردد.





پیش از اسلام

امروزه منابع متفرقه‌ای از دوران کهن باقی اند که اشاره بر وجود مراکز و نظام‌های آموزش عالی در سرزمین‌های ایران باستان می‌کند.

از برجسته‌ترین این مراکز می‌توان نخست فرهنگستان نصیبین زیر نظر دولت ساسانی را نام برد که در آن اساتید رانده شده از آتن در حال کنکاش و آموزش مسائل پزشکی و ریاضیات و نجوم بودند.

فرهنگستان گندیشاپور از مراکزی بود که شهرت آن در پزشکی تا به امروز باقیست و در تأسیس مستقیم بیت الحکمه در بغداد سالهای سال بعد بسیار با اهمیت نمایان گردید.

از نمونه‌های دیگر مدارس علوم پیشرفته در ایران باستان می‌توان سارویه و ریشهر (فارس) را نام برد.




دوران اسلامی

پس از تأسیس بیت الحکمه در دوران خلافت عباسی، آموزش عالی در سرزمین‌های اسلامی رفته رفته وضع فراگیرتری به خود دید تا جایی که مدارس نظامیه در دوران سلجوقی در چندین شهر همانند بغداد، بلخ، نیشابور، هرات، و اصفهان دایر گشتند.

در مراغه نیز خواجه نصیرالدین طوسی پژوهشکده و رصدخانه ای بزرگ تأسیس نمود که به روایتی کتابخانهٔ آن ۴۰٬۰۰۰ کتاب از اقصی نقاط گیتی گردآوری شده داشت، و بخوبی توسط هولاکوخان ایلخانی تامین مخارج می‌گردید.





دوره معاصر

«وزارت علوم» ایران نخستین بار در سال ۱۲۳۴ هجری شمسی تأسیس شد، و علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه از سوی ناصرالدین شاه قاجار به سمت وزیری برگزیده شد.

تاریخ آموزش عالی در دوره نوین عموماً با تأسیس دارالفنون آغاز می‌گردد. با اینحال پیش از آن هم فعالیتهای متعددی برای کسب علوم و تخصص از خارج از کشور وجود داشت. بطور نمونه عباس میرزا بود که اول بار تعدادی دانشجوی بورسیه را جهت تحصیلات به فرنگ اعزام داشت. در سال ۱۸۱۱ بود که ایران نخستین دانشجوی خود را به خارج از کشور اعزام داشت. این رقم در سال ۱۹۳۰ میلادی فراتر از ۱۵۰۰ دانشجو بود.

طولی نکشید که مدارس و موسسات برجسته آموزش عالی دیگر نیز همراه دارالفنون مشغول به کار گردیدند. از این جمله می‌توان مدرسه نظام (تأسیس ۱۲۶۴) را نام برد که با بودجه‌ای معادل ۱۰۰۰۰-۱۲۰۰۰ تومان تأسیس گردید. و نیز می‌توان از مدرسه علوم سیاسی (تأسیس ۱۲۷۸) را نام برد که زیر نظر وزارت امور خارجه وقت اداره می گشت.

در سال ۱۳۱۱ بود که کالج آمریکایی‌ها (که چند سال بعد بدستور رضاخان به دبیرستان البرز تغییر نام و تغییر سطح پیدا کرد) بتوسط دانشگاه ایالتی نیویورک رسماً پروانه تایید (charter) یافت. از کسانی که در توسعه و پیشرفت این موسسه پیش دانشگاهی زحمات فراوانی کشیدند دکتر ساموئل مارتین جردن آمریکایی بود که برخی وی را «پدر آموزش نوین ایران» خوانده اند. خیابان جردن تهران نیز (بلوار آفریقای فعلی) به افتخار همین شخص نام گذاری گردید.

زنان ایرانی نخستین بار در سال ۱۳۱۶ در سیستم دانشگاهی ایران پذیرش شدند.





اولین دانشگاه جامع ایران

فکر تاسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۰۵ خورشیدی توسط دکتر سنک نماینده مجلس در مذاکراتی با سید محمد تدین پدیدار شد.

در سال ۱۳۱۰ خورشیدی وزیر دربار وقت، عبدالحسین تیمورتاش، از طرف رضا شاه، دکتر عیسی صدیق (صدیق اعلم) را مامور کرد تا به ایالات متحده آمریکا سفر کرده و پس از مطالعه در «تاسیسات علمی دنیای جدید»، طرحی برای تاسیس دانشگاه در کشور به دولت تقدیم نماید. طرح دکتر صدیق مورد قبول کفالت وزارت معارف وقت، علی‌اصغر حکمت، قرار گرفت و سر انجام با پیگیری ایشان، دکتر علی‌اصغر حکمت، دکتر محمود حسابی و دیگران، دانشگاه تهران در هشتم خرداد ماه ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

این موسسه با ادغام کردن دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی، مدرسه طب، مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی، مدرسه فلاحت مظفر (اولین مدرسه کشاورزی در ایران)، مدرسه صنایع و هنر (تأسیس توسط کمال الملک)، مدرسه عالی معماری، مدرسه عالی حقوق، و چند مرکز آموزش عالی دیگر تهران در پردیسی در جنوب پارک لاله فعلی تهران دایر گشت. این دانشگاه بر اساس موسسات آموزش عالی فرانسه الگوبرداری شد و حتی طراحان ساختمان‌های دانشگاه تهران مهندسین فرانسوی بودند.





آغاز آموزش عالی علوم پزشکی نوین

در علوم پزشکی در حالی که مدرسه طب و دارالفنون تهران اغلب اولین موسسات آموزش عالی پزشکی ایران تلقی می‌شوند، آموزش علوم پزشکی نوین در واقع در سال ۱۲۵۷ و در ارومیه تأسیس گردید. این موسسه که توسط دکتر ژوزف کاکرن آمریکایی تأسیس گشت، بین سالهای ۱۲۵۷ و ۱۲۸۸ در مجموع ۲۶ فارغ التحصیل تحویل داد. مظفرالدین‌شاه قاجار خود سند فارغ التحصیلی برخی از دانش آموختگان را امضا نمود. دکتر کاکرن و تقریباً تمامی کادر آمریکایی هیئت علمی این موسسه در همان ارومیه به خاک سپرده شدند و موسسه در نهایت به دانشگاه ارومیه تعلق گرفت.

در پایان دوره رضا شاه فقط یک دانشگاه علوم پزشکی در ایران وجود داشت. در سال ۱۳۲۵ خورشیدی مدرسهٔ عالی در اصفهان و شیراز تأسیس شد و هم‌زمان دانشگاهی در تبریز شروع به ساخته شدن گردید، و در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، قانون تأسیس دانشگاه در شهرستان‌ها با اولویت دانشکده‌های پزشکی و کشاورزی تأسیس گردید. در این امر پروفسور شارل ابرلن نقش به سزایی ایفا نمود.




دوران محمدرضا پهلوی و توسعه

پس از جنگ جهانی دوم رفته رفته محمدرضا شاه پهلوی تصمیم به تغییر الگوی موسسات آموزش عالی ایران از سیستم دانشگاهی فرانسه به سیستم‌های آمریکایی گرفت. از اینرو بود که از اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی سعی در جلب همکاری دانشگاه‌های آمریکایی نمود. در این میان، به‌دنبال دعوت محمدرضا پهلوی از رییس دانشگاه پنسیلوانیا به ایران، پس از مذاکراتی چند، دانشگاه شیراز مستقیماً تحت نظر و مدیریت این دانشگاه صاحبنام آمریکایی قرار گرفت تا جاییکه روابط علمی و فرهنگی بین این دو دانشگاه از مستحکم ترین روابط علمی فرهنگی میان ایران و آمریکا گردید و تا روزهای آخر حکومت شاه ادامه داشت. تدوین بسیاری از دروس، طراحی و توسعه پردیس های دانشگاه، تربیت اساتید، و بنیانگذاری بسیاری از موسسات تحقیقاتی دانشگاه پهلوی همه و همه در اختیار این دانشگاه آیوی لیگ قرار گرفتند.

از نمونه‌های بارز دیگر «دانشگاه صنعتی آریامهر در تهران» (دانشگاه صنعتی شریف فعلی) و «دانشگاه صنعتی آریامهر اصفهان» (دانشگاه صنعتی اصفهان فعلی) بودند که مستقیماً بر اساس الگوی دانشگاه ام آی تی در آمریکا الگوبرداری گردیدند. دانشگاه فردوسی مشهد نیز از نظر علمی و آکادمیک زیر نظر دانشگاه جرجتاون قرار داشت. همچنین دانشگاه بوعلی سینا در همدان نیز بکمک فرانسویان، و دانشگاه گیلان زیر نظر مقامات آلمانی تاسیس شدند.

در جمع، دست کم ۵۹ دانشگاه آمریکایی در توسعه و تاسیس آموزش عالی در ایران نقش و فعالیت داشتند.




آموزش عالی در حال حاضر

آموزش عالی در حال حاضر در ایران، شامل آموزش‌های دانشگاهی منتهی به مدارک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است.




آمار

با توجه به آمار ارائه شده در خرداد سال ۱۳۹۳‎:

حدود ۴۰۰ دانشگاه و موسسه آموزش عالی
بیش از ۲،۱۰۰ رشته تحصیلی
۴٫۵ملیون دانشجو

درصد دانشجو نسبت به مراکز عالی:

۳۶٫۹درصد دانشجوی دانشگاه آزاد
۲۵٫۴درصد دانشجوی دانشگاه پیام نور
۱۴٫۱درصد دانشجوی در دانشگاه دولتی
۳٫۵درصد دانشجوی دانشگاه فنی
۱۰درصد دانشجوی دانشگاه علمی کاربردی
۱۰درصد دانشجوی موسسات غیرانتفاعی

درصد دانشجو نسبت به مقاطع تحصیلی:

۶۶درصد دانشجوی مقطع کارشناسی
۲۳درصد دانشجوی مقطع کاردانی
۱۰درصد دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد
حدود ۱۱درصد دانشجوی مقطع دکترای حرفه‌ای و تخصصی

در ایران به ازای هر سه کارشناس یک فوق دیپلم وجود دارد و این در حالیست که در کشورهای صنعتی و توسعه یافته به ازای هر پنج فوق دیپلم و تکنسین یک کارشناس وجود دارد.





مراکز

مراکز آموزشی فعال در نظام آموزش عالی ایران عبارتند از:





بخش دولتی

در حال حاضر علاوه بر دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی وابسته به وزارتخانه‌های علوم تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مراکز دیگری نیز با کسب مجوز از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری دانشجو می‌پذیرند. از جمله این مراکز، دانشگاه فنی و حرفه ای و مراکز تربیت معلم وابسته به وزارت آموزش و پرورش و مؤسسات آموزش عالی وابسته به سایر وزارتخانه‌ها مانند: امور خارجه، پست و تلگراف، راه و ترابری و غیره‌است.

دانشگاه فرهنگیان برای تربیت معلمان و آموزش و بهسازی نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش در ایران است. دانشگاه فنی وحرفه ای نیز در خرداد ۱۳۹۰ در طرح انتقال آموزشکده های فنی وحرفه ای وزارت آموزش پرورش به وزارت علوم و تحقیقات تاسیس گردید.

علاوه بر این، دانشگاهی تحت عنوان، دانشگاه جامع علمی کاربردی در سال ۱۳۷۱ به منظور تقویت آموزشهای فنی و حرفه‌ای و تربیت نیروی انسانی ماهر موردنیاز بخشهای صنعت، معادن، کشاورزی و خدمات تأسیس گردیده‌است.




بخش آموزش از راه دور

در حال حاضر دانشگاه پیام نور ارائه دهنده این نوع سامانه آموزشی است.




بخش غیردولتی

به منظور افزایش مشارکت عمومی در ارائه خدمات آموزش عالی و افزایش روز افزون تقاضای اجتماعی جهت ورود به آموزش عالی در ایران دانشگاه‌ها و مؤسساتی در بخش غیردولتی ایجاد گردیده‌است که شامل دانشگاه‌های آزاد اسلامی و دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی می‌شود.


در ایران، بر خلاف کشورهای غربی، مقام ریاست دانشگاه‌ها انتخابی نبوده بلکه انتصابی از سطوح بالاتر است.




دستاوردهای نظام آموزش عالی ایران

جوایز معتبر علمی و فرهنگی

هیچ یک از دانش آموختگان ایرانی تا کنون ( سال ۲۰۰۸ ) موفق به دریافت جوایز معتبر علمی-فرهنگی مانند جایزه نوبل، جایزه لسکر، جایزه پریتزکر، جایزه پولیتزر، مدال فیلدز، جایزه آبل، و جایزه کرافورد نگشته‌اند.

تنها شیرین عبادی دانش‌آموختهٔ دانشکده حقوق دانشگاه تهران در سال ۲۰۰۳ مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل گشتند.
جایگاه دانشگاه‌های ایران در رده بندی‌های بین‌المللی




رده بندی ARWU

دانشگاه تهران در سال ۲۰۱۱ در این فهرست در رتبه ۳۰۱ تا ۴۰۰ قرار دارد.




رده بندی THE-QS

دانشگاه‌های تهران و صنعتی شریف در سال ۲۰۰۸ در این رده بندی به ترتیب در رتبه‌های ۴۸۵ و ۵۸۶ قرار دارند.




رده بندی webometric

در این رده بندی در سال ۲۰۱۲ دانشگاه تهران در رتبه ۵۲۸، دانشگاه صنعتی شریف در رتبه ۶۶۸ و دانشگاه فردوسی مشهد در رتبه ۶۷۳ قرار دارند.





آموزش عالی در هلند

در هلند، آموزش عالی پس از مقطع متوسطه به دو بخش تقسیم می‌شود.

بخشی از مؤسسات، که Hogescholen نام دارند، معادل «کالج»های آمریکایی هستند و بیشتر در مقاطع کارشناسی به خدمات‌دهی مشغول‌اند.

نوع دوم مؤسسات آموزش عالی در هلند همان دانشگاه‌های فرم کلاسیک، و یا Universiteit، هستند که تعداد آنها در این کشور به ۱۵ مؤسسه می‌رسد. این دانشگاه‌ها عبارند از:

دانشگاه آمستردام
دانشگاه آزاد آمستردام
دانشگاه صنعتی دلفت
دانشگاه صنعتی آیندهوون
دانشگاه خرونینگن
دانشگاه لیدن
دانشگاه ماستریخت
دانشگاه اوپن هلند
دانشگاه رادبود نیمخن
دانشگاه اراسموس روتردام
دانشگاه تیلبورخ
دانشگاه صنعتی تونته
دانشگاه اوترخت
دانشگاه واخنینگن
دانشگاه تجارت نینرود




تحریم دانشجویان ایرانی رشته‌های فنی در هلند

وزارت آموزش فرهنگ و علوم هلند با همراهی وزارت خارجه این کشور در ژانویه ۲۰۰۸ میلادی، در ابلاغیه‌ای به دانشگاه‌ها و موسسات آموزشی، آنان را از ارائه هرگونه درسی به دانشجویان ایرانی که به نوعی به دانش هسته‌ای مرتبط باشد، منع کردند.





استاد
استاد، استاد تمام یا سراستاد (به انگلیسی: Professor یا Full Professor) یکی از درجه‌های علمی برای اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی است که بالاترین درجه علمی در بین آموزگاران دانشگاه به شمار می‎آید. یک استاد در یک نظام ارتقای سلسله مراتبی، بالا تر از درجات مربی، استادیار (Assistant Professor) و دانشیار (Associate Professor) قرار می گیرد.





دانشیار
دانشیار، از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیئت علمی و معادل Associate Professor است. این مرتبه بالاتر از مرتبهٔ استادیاری و پایین‌تر از استادی است.




استادیار
استادیار، از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیئت علمی و معادل Assistant Professor می‌باشد. این مرتبه بالاتر از مرتبه مربی و پایین‌تر از مرتبه دانشیاری می‌باشد.





مربی
مربی، از مراتب علمی دانشگاهی برای اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها است و از نظر بین‌المللی معادل lecturer می‌باشد. این عنوان به دارندگان مدارک دانشگاهی پایین‌تر از دکتری داده می‌شود.




دستیار آموزشی

دستیار آموزشی (یا کمک استاد) کسی‌ست که استاد دانشگاه یا معلم را در اجرای مسئولیت‌های آموزشی خود یاری می‌کند. دستیاران آموزشی در دانشگاه‌ها معمولاً دانشجوی تحصیلات تکمیلی هستند که دانشجویان هم‌مقطع خود یا مقطع پایین‌تر را آموزش می‌دهند. دستیاران آموزشی معمولاً وجوه یا اعتبارات مشخصی را طبق دوره قرارداد (معمولاً یک ترم یا سال آموزشی) دریافت می‌کنند.

گاهی به کسانی که در دانشگاه به عنوان مدرس استخدام می‌شوند، ولی عضو هیئت علمی نیستند، نیز دستیار آموزشی گفته می‌شود.





آموزگار
آموزگار یا مُعَلِم کسی است که پیشه‌اش آموختن به دیگران باشد و «آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» کار او به‌شمار آید.




شناختار واژه آموزگار

از آموزگار تعاریف و شناختار های فراوانی در فرهنگ های تخصصی و همگانی آورده شده است. درفرهنگ فارسی عمید، آموزگار هم ارز با واژه هایی مانند : تعلیم دهنده ، آموزاننده و معلم آورده شده است . در واژه نامه دهخدا نیز آموزگار را به معنی آموزاننده ، استاد و معلم معنی شده است. درفرهنگ علوم رفتاری شعاری نژاد دو شناختار از واژه آموزگار آورده شده است : کسی که دوره پرورش آموزگاری را پایان رسانده است و برای آموزش به گروهی از دانش آموزان یا دانشجویان دریک نهاد آموزشی پژوهشی، و پرورشی گماشته شده است. درفرهنگ آکسفورد، آموزگار به آنکس گفته شده است که "تدریس می کند به ویژه تدریس در مدرسه " .





شناختار کارترز از آموزگار

کارترز، درفرهنگ آموزش و پرورش چندین شناختار ازآموزگار آورده است :

آموزگار کسی است که بر پایه توان ویژه ای گماشته می شود تا خواست های راهبری و راهنمایی آموخته های یادگیری دانشجویان رادریک نهاد آموزشی دولتی بردوش گیرد .
آموزگار کسی است که دارای توانمندی ویژه ی تجربی و پرورشی برای راهبری و راهنمایی شاگردان با اوست .
آموزگار کسی است که برنامه آموزشی را در یکی از کانون های پرورش آموزگار آموخته است و درجه آموزش معتبری را بدست آورده است .
آموزگار کسی است که به دیگران آموزش می دهد. ویا آموزگار کسی است که دارای توانمندیهای تجربی وآموزشی ویژه ای برای سازماندهی و راهبری آموخته های یادگیری ، دانشی ،عاطفی وحرفه ای است.
آموزگار کسی است که آموزش به یاری او بگونه فردی وگروهی انتقال می یابد و سلوک و رفتار شاگرد پویایی دلخواه و مثبت را نمایان میسازد .
آموزگار کسی است که درآموختن آموزه به دانش آموزان یاری می رساند ، برای نمونه :

1. برای آموزش توانایی های دانش آموزان، بنمایه ها را فراهم می کند .

2. برای آموزش زمینه را آماده میسازد .

3. شیوه آموزش را به شاگردان نشان می دهد .

آموزگار کسی است که افزون بر شایستگی های آموزشی و توانایی های حرفه ای خود، هنر تدریس و سازندگی همه سویه شاگردان را در دست دارد. او پیوسته درجوش و خروش برای ساختن خود وپیدایش دگرگونی و پویایی درشاگردان است.





ویژگی های یک آموزگار

آموزگار کسی است که با یک یا چند شاگرد یا دانش آموز به رفتار همکُنشی می پردازد و خواسته اش ازاین کاراین است که در اندرون دانش آموز دگرگونی پدید آورد ، این دگرگونی به هر روشی که پیدا می شود نزد آموزگار مانند یک دگرگونی خواسته مند است .

آموزگار کسی است که به دلیل پیوند نزدیک باشاگردان می تواند نیازهای آنان را شناسایی کرده وبر پایه آن با ساماندهی نوشته های آموزشی با نام یک رهبر آموزشی درصنف، گردش یادگیری را رهبری میکند. اومیتواند با سو دادن به یادگیری شاگردان، دانستار آنهارا افزایش مید هد وسرانجام آنها را به حد رسایی برساند .




پرورش شخصیت دانش آموزان

آموزگار کسی است که دراندیشه رشد و پرورش درست شخصیت شاگردان خود و بر آورده سا ختن نیازهای روحی و روانی آنان باشد. و یا آموزگار کسی است که پیش ازهرچیز خودرا شاگردمی پندارد که تشنه یادگیری است ودم به دم زندگی اش رادرآموزش سپری میکند بیش از اینکه خود را یک آموزگار بپندارد یک شاگرد یا آموزنده همیشگی می پندارد .

درنتیجه گفته میتوانم که آموزگار برجسته ترین عامل پدید آورنده چندوچون دلخواه یادگیری و یاد دهی است که پس از شاگرد دومین عنصرمهم سامانه آموزش و پرورش به شمارمیرود، این آموزگار است که چندوچون نیاز یادگیری را بین شاگردان و آموزش پدید می آورد و کار آن غنی سازی همین یافتار و مفهوم است.آموزگار از راه پیدایش زنجیره های عاطفی و مهرین با شاگردان و دریافت درست تفاوتهای فردی و استعدادهای آنها می تواند شاگردان را بسوی یک خواسته دلخواه و پیدا که همانا افزایش جایگاه دانشی شاگردان است رهنمون می شود.




امانت داری

آموزگار امانت داری است که آدم (دانش آموز) سپرده اوست. آموزگار است که آدم را از ناآگاهی و نادانی، از تاریکی به سوی دانایی و روشنایی راهبری میکند. آموزگاری ، پیشه شریف آدم سازی است که با نام سرپرست دوم شاگردان به شمار می شود.




الگوبرداری از آموزگار

آموزگار الگوی شاگردان است آنچه که درشخصیت آموزگار نمود میکند در وجود شاگردان نیز نمایانگر می شود. در فرایند تدریس رفتار و کردار آموزگار برای شاگردان از اهمیت ویژه برخوردار است، بیشتر برای شاگردان دوره دبستان،کردار و رفتار آموزگار برای شاگردانش سنجه مناسبی است و برای ارزشیابی نوشه ها ،گفته ها، پند ها و رهنمود های او. بنابراین آموزگار باید در رفتار و کردارش آنچنان بزگوار باشد که نمونه و الگوی شاگردش بشود.




تربیت آموزگار

تربیت معلم به نوعی مرکز آموزش عالی گفته می‌شود که هدف آن تربیت و پرورش آموزگار برای سطوح مختف آموزشی از دبستان تا دبیرستان است. در ایران دانشگاه فرهنگیان تربیت معلمان و آموزش و بهسازی نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده دارد.






مدرک دانشگاهی
مدرک دانشگاهی به گواهی‌نامه‌ای از یک کالج یا یک دانشگاه گفته می‌شود که معمولاً همراه با عنوان یا موقعیتی خاص به گیرنده اعطا می‌شود. این گواهی‌نامه اغلب برای تایید اتمام موفقانه‌ی یک واحد درسی معین شده برای دانشجو و یا برای نشان دادن تلاش و فعالیت درخور دانشجو با حد گواهی مورد نظر، به وی اعطا می‌شود. امروزه این گواهی‌نامه‌ها، اغلب شامل گواهی کاردانی، گواهی کارشناسی، گواهی کارشناسی ارشد و گواهی دکترا می‌باشند.





کنکور

کنکور یا کانکور (به فرانسوی: Concours)، نام آزمونی است که برای سنجش آموزش‌های داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها، در بعضی کشورها مانند چین و ترکیه و ژاپن، برگزار می‌شود.





کنکور در ایران

کنکور سراسری

در ایران، سازمان سنجش آموزش کشور که سازمانی تحت نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است، متولّی اصلی برگزاری کنکور سراسری برای ورود به دانشگاه‌های دولتی است. این آزمون در هر سال یک بار در ماه تیر برگزار می‌گردد و در حال حاضر (سال۱۳۹۱) به صورت یک مرحله‌ای و برای پنج گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی، علوم تجربی، علوم انسانی، زبانهای خارجی و هنر به طور جداگانه برگزار می‌شود.

اوّلین کنکور ایران در سال ۱۳۴۸ برگزار شد و ۴۷٬۷۰۳ نفر داوطلب در آن شرکت کردند. سؤالات اوّلین دورهٔ کنکور، به صورت سؤالات جواب کوتاه طرّاحی شده بود. آزمون سال ۱۳۹۲، چهل و سومین آزمون کنکور ایران است. دروس اختصاصی گروه‌های آزمایشی مختلف عبارت‌اند از:




علوم ریاضی و فنی:

ریاضیات (شامل: ریاضی، حسابان، حساب دیفرانسیل و انتگرال، هندسه، هندسه تحلیلی و جبر خطی، ریاضیات گسسته، آمار و مدلسازی، جبر و احتمال)، فیزیک و شیمی.




علوم تجربی:

زیست‌شناسی، زمین‌شناسی، ریاضیات عمومی، فیزیک و شیمی




علوم انسانی:

زبان و ادبیّات فارسی (شامل: تاریخ ادبیات ایران و جهان، آرایه‌های ادبی، عروض و قافیه و متون نظم و نثر)، زبان عربی، اقتصاد، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فلسفه و منطق، تاریخ، جغرافیا و ریاضیات پایه.



زبانهای خارجی:

زبان خارجی تخصّصی




هنر:

درک عمومی ریاضیات و فیزیک، درک عمومی هنر، رسم فنی، خواصّ مواد، درک اختصاصی هنر (موسیقی، نمایش و تصویری - تجسّمی)

۴ درس زبان و ادبیات فارسی، دین و زندگی، زبان خارجی و زبان عربی در کلیه آزمون‌ها به‌عنوان دروس عمومی مورد سؤال واقع می‌شوند.





کنکور دانشگاه آزاد اسلامی

مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی نیز آزمون‌های تقریباً مشابهی را برای پذیرش دانشجو برگزار می‌کرد. دانشگاه آزاد اسلامی، آزمون گروه پزشکی را جداگانه از آزمون علوم تجربی برگزار می‌کرد. از کنکور سراسری ۱۳۹۲ این آزمون با آزمون سراسری تلفیق خواهد شد و داوطلبان فقط در آزمون سراسری شرکت خواهند کرد.





کانکور در افغانستان

کانکور افغانستان هر ساله توسط وزارت تحصیلات عالی برای ورود به دانشگاه‌های این کشور برگزار می‌شود و هزاران نفر از کسانی که علاقه‌مند به ورود به دانشگاه‌ها هستند، در این آزمون بزرگ شرکت می‌کنند و در پایان گروهی که بهترین رتبه‌ها را می‌توانند کسب کنند جذب دانشگاه‌ها می‌شوند. آزمون کانکور افغانستان دارای ۱۶۰ سؤال مختلف بوده و ۳۶۰ نمره دارد، و شامل موضوعات زیر است:

ریاضیات (حساب، الجبر، هندسه و مثلثات)
ساینس (فزیک، کیمیا و بیولوژی)
علوم دینی و اجتماعی (دینیات، تاریخ و جغرافیه)
السنه و معلومات عمومی (دری، پشتو و بخش معلومات عمومی و ذهنی)






آموزشگاه

آموزشگاه به محیطی گفته می‌شود که در آن به آموزش افراد پرداخته شود.

دونوع آموزشگاه وجود دارد:

آموزشگاه حقیقی: مانند ورزشی، فنی و حرفه‌ای، زبانهای خارجی، آشپزی، رایانه
آموزشگاه مجازی: آموزشگاه‌هایی که وجود خارجی ندارند و برای ارتباط با مخاطب خود از فناوری استفاده می‌کنند مانند اینترنت و رایانه، کتابهای الکترونیک، آموزشهای اینترنتی و… امروزه آموزشگاه‌های مجازی به دلیل کم هزینه بودن در حال محبوب تر شدن در بین ملت‌های مختلف است.






آموزشگاه مجازی

آموزشگاه مجازی به بخشی گفته می‌شود که در آن دوره‌های آموزش مجازی یا آنلاین ارائه می‌شود. آموزشگاه مجازی موقعیت فیزیکی ندارد و توسط برنامه‌های کامپیوتری ساخته می‌شود. در آموزشگاه مجازی دوره‌های کوتاه مدت برگزار می‌شود. اما در دانشگاه مجازی دانشجویان رشته‌های دانشگاهی را مطالعه می‌کنند.

آموزشگاه مجازی ممکن است به صورت سایتی فقط برای قرار کلاس‌ها باشد و کلاس‌های درس بصورت واقعی در موسسات فیزیکی برگزار گردند.

در آموزش الکترونیکی محدودیت‌های زمانی و مکانی دیگر برای معلم (یاد دهنده) و شاگرد (یاد گیرنده) اهمیت ندارد. در این سیستم آموزش هر فردی می‌تواند خود هم یاد دهنده باشد هم یادگیرنده

آموزش الکترونیک یا e-Learning توسط نرم‌افزارهای تحت وب به عنوان مدیریت سیستم آموزشی LMS و سیستم مدیریت محتوای آموزشی LCMS تولید و مدیرت می‌شوند.

آموزشگاه مجازی یکی از بخش‌های آموزش الکترونیکی است.





وضعیت آموزشگاه های مجازی در بین مردم کشورهای مختلف

امروزه در بین مردم کشورهای مختلف دنیا بخصوص ایران آموزش های الکترونیکی یا مجازی به علت کمبود هزینه برای رفتن به کلاس بسیار رایج شده است و خرج آن فقط یک کامپیوتر و اینترنت است و هم اینکه در وقت مردم بسیار صرفه جویی می کند و از هزینه های بالا جلوگیری می کند . یکی دیگر از مزایایی که این سیستم آموزشی دارد مرجع بودن و کامل بودن آن است زیرا که شما می توانید به هر آموزشی که می خواهید دست پیدا کنید و به صورت کاملاً رایگان . این مزایا در حال پر رواج کردن آموزشگاه های مجازی است .
آموزشگاه آنلاين بياموز ، ايده جديدي است از شرکت فرزانگان کوير. ما معتقديم ، آموزش مجازی تنها راه برقراری فرصت های برابر آموزشی است و با تجربه راهی نو ميتوان دانش را به ديگران انتقال داد.بياموز تنها یک سایت نیست بلکه یک اندیشه آموزشی است که با حداقل هزینه و با بهره گیری از دانش روز میتوان به انتقال دانش پرداخت و برای این کار نیاز به زمان های خاص و مکان های خاص نیست ، شما میتوانید به راحتی در منزل از طریق اینترنت در کلاس های آنلاین ما شرکت کرده و به بالا بردن سطح علمی خود و یا سازمان خود کمک کنید. بياموز دي وي دي آموزشی نیست و شما با شرکت در کلاس مجازی با استاد و دیگر دانشجویان تعامل دارید و این به شما در درک بهتر مطالب آموزشی کمک خواهد کرد . تمامی دانشجويان در طول دوره در سامانه آموزش آنلاين فعالیت هایی را پشت سر میگذرانند که در نهایت به آنها نمره آموزشی تعلق خواهد گرفت .همچنین در پایان هر دوره به فارغ التحصیلان, مدرک معتبر از سوی پارک علم و فناوری یزد اعطا میشود
5:16 am
زمان فتحعلی شاه

نقطهٔ شروع مدگرایی زمانی بود که بانوی ارشد فتحعلی شاه طی یک مهمانی دربار با "الیزابت مک نیل" همسر "جان مک نیل" آشنا شد. الیزابت مک نیل در آن مهمانی لباس ساتن سپید، تزئین شده با چین‌های توری و همچنین ردای قرمز ابریشمی بر تن داشت که در تضاد با لباس‌ها و جواهرات با شکوه و پر زرق و برق خانم‌های درباری بود. اما همین لباس ساده چشم بانوی اول دربار ایران را گرفت و نقطه شروعی شد بر تغییر لباس زنان دربار قاجار.

بعدها در سال ۱۸۵۰ میلادی، "لیدی شیل" با ملک جهان مادر ناصرالدین شاه دیدار کرد. او شرحی شگرف از لباس‌های دربار نوشت و در یادداشت‌هایش آورد که چقدر لباس‌های ساده اروپایی وی خانم‌های قجری را هم زمان مجذوب و متحیر کرده بود.






زمان ناصرالدین شاه

در زمان سلطنت ناصرالدین شاه و به واسطهٔ نفوذ دخترش تاج السلطنه که تحصیل کردهٔ اروپا بود و از آزادی زنان ایران پشتیبانی می‌کرد باعث ورود مد روز در سبک اروپایی به ایران شد. تا جایی که وی برای نامزدی و عروسی اش لباسی ساخته از ابریشم صورتی با ساتن سفید پوشید که با تور سر به سبک عروس‌های اروپایی کامل می‌شد؛ دیگر زنان درباری نیز لباس‌هایی به سبک دههٔ ۱۸۷۰ میلادی می‌پوشیدند که خط یقه شان دکولته(یقه باز) بود.

اندازهٔ دامن‌های سنتی متفاوت بود، اما طبق مد دههٔ ۱۸۶۰ میلادی در ایران، دامن‌ها کوتاه و جنس شان ضخیم شده بود و "شلیته" نامیده می‌شدند، تا اینکه ناصرالدین شاه در جریان سفر به پاریس و دیدن رقصندگان باله مدل دامن آنها را به زنان دربار معرفی کرد. لباس زنان دربار، اوایل ترکیبی از نیم تنه (ژاکت) های تنگ با آستین‌های بلند بود با شلواری که به شکل زنگوله تا زانوها می‌رسید، همهٔ لباس‌ها از پارچه زربفت ابریشمی و مخمل ساخته شده بودند. یک شال معمولا صورت را در بر می‌گرفت و زیر چانه گره زده می‌شد. بسته به وضعیت پوشنده لباس مقدار زیادی از جواهرات نیز آویخته می‌شد.

تغییرات در لباس‌های سنتی بصورت تدریجی از اواسط قرن نوزدهم شکل گرفت و شامل شلوارهای کوتاه‌تر، و دامن‌هایی در اندازه و ضخامت‌های مختلف بود که روی شلوارهای تنگ یا جوراب‌های نازک پوشیده می‌شد. معرفی جامه اروپایی به زنان دربار تدریجی بود و از اواخر قرن نوزدهم شروع شد که شامل انطباق با سبک سنتی است. برای نمونه کت‌ها با دکمه بسته شدند و خط یقه V شکل داشتند. لباس‌های بلند با کمر تنگ و دامن‌های ضخیم که زیر کت پوشیده می‌شد. شنل‌ها روی کت پوشیده می‌شد و برخی مواقع رداهای طرح اروپایی به جای چادر در لباس‌های بیرون از خانه استفاده می‌شد.

تاثیرگذارترین پیش قراولان مد در میان زنان دربار قجر به طور مستقیم دارای خویشاوندی با شاه بودند، بنابراین در بالاترین جایگاه اجتماعی بودند و واکنش به این تغییرات تا حد زیادی بسته به رویکرد شوهران آنها بود که آن هم نسبت به تحصیلات زنان و آداب اروپایی متفاوت بود. مردان محافظه‌کار دگرگونی در لباس‌ها را می‌توانستند بپذیرند اما به اصرار به زنان برای ماندن در خانه و دنبال نکردن حرفه ادامه می‌دادند. تاج‌السلطنه که از امتیاز ثروت و نفوذ برخوردار بود، بی‌وقفه با شوهرش مخالفت می‌کرد، آن چنان که لباس اروپایی را به عنوان نشانه رهایی بر تن می‌کرد و برای آزادی زنان ایرانی فعالیت می‌کرد.

در آن زمان لباس‌ها توسط خیاط‌ها و سازندگان لباس حرفه‌ای دوخته می‌شد، توسط ندیمان ماهر و همچنین خانم‌هایی از اندرونی. خیاط‌ها در مغازه خودشان در بازار و همچنین برای امور خصوصی کار می‌کردند. خیاط‌های مخصوص متدهای اروپایی در برش و دوخت لباس‌ها را استادانه تعلیم دیده بودند تا مقامات مرد در دربار آنها را بپوشند. زنان دربار نیز به خدمات دوزندگان اختصاصی لباس که به کاخ سر می‌زدند اعتماد داشتند. دختران در حرمسرا هنر گلدوزی برای تزئین لباس و منسوجات خانگی را آموزش می دیدند و استاندارد کار هایشان بالا بود. افزون بر آن قلاب دوزان حرفه‌ای هم بودند که روی طلا و ابریشم کار می‌کردند. با توجه به دسترسی شان برای تامین پارچه و طراحی و میزان آموزش شان، دوزندگان قادر بودند ذائقه زنان دربار را با سبک‌ها و تزئین‌های جدید تحت تاثیر قرار دهند.


دورهٔ پهلوی



زمان رضا شاه

با آغاز دورهٔ پهلوی الگو سازی از مظاهر پیشرفت به اوج خود رسید، پس از ورود ملکه ثریا(ملکه افغانستان) بدون حجاب به ایران و سفر رضا شاه به ترکیه و دیدار با آتاتورک و دیدن زنانی که بی حجاب بودند و مانند مردان کار می‌کردند و دیگر مظاهر غرب، تصمیم به ایجاد یک مدرنیزاسیون اجباری گرفت؛ گرچه جرقه‌های کشف حجاب در همان اواخر دورهٔ قاجار خورده بود اما این رضا شاه بود که دستور به کشف حجاب زنان داد، وی همچنین دستور داد مردان به جای لباس‌های سنتی لباس متحدالشکل بر تن کنند که شامل کت و شلوارهای غربی بود، همچنین مردان به جای کلاه شاپو، دستار و عمامه باید کلاه پهلوی بر سر می‌کردند، زنان نیز به جای روبنده، پیچه، چادر و روسری می‌توانستند از کلاه فرنگی استفاده کنند اما داشتن حجاب ممنوع بود.

یکی از کسانی که در تغییر سبک پوشش زنان تاثیر بسزایی داشت و از حامیان کشف حجاب بود، وزیر قدرت مند دربار، عبدالحسین تیمور تاش بود که در جلسه کابینه در سال ۱۳۱۲ واردات کلاههای زنانه از خارج از کشور را قانونی کرد.

پس از ۱۷ دی ۱۳۱۴ ه. ش (۱۹۳۵) تبعیت از لباس‌های مد روز پیگیری شده و خانم‌ها پوشاک خود را از روی مجله‌های مزون‌های اروپایی که به‌صورت فصلی یا سالیانه بود، تهیه می‌کردند و از تغییرات رنگ و فرم لباس با خبر شده و از آنان پیروی می‌کردند.




زمان محمد رضا شاه

در زمان سلطنت محمدرضا شاه از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ ه. ش به دلیل افزایش ارتباطات با کشورهای غربی و آمریکایی سیر تحول لباس و همگون شدن آن با البسه خارجی بیشتر شد.

مد لباس در دههٔ ۲۰ شمسی شامل لباس‌های جلو بسته و جلو باز با یقهٔ انگلیسی بزرگ و سرشانه‌های پهن و کمرهای تنگ و چسبان بود، دامن‌های گشاد و پیلی دار که قدشان تا زانو بود، اما در اواخر این دهه قد دامن‌ها دوباره بلند شد. در دههٔ ۳۰ تنوع سبک‌های لباس بالا رفت و در دههٔ بعدی دامن‌های چین دار و پلیسه، کت و شلوارهای پاچه گشاد، دوپیس و... از سبک‌های طراحی لباس مرسوم بودند، جنس غالب پارچه‌هایی که در طراحی مد آن زمان به کار می‌رفت ژرسه و تریکوبود، و طرح‌ها چهار خانه، راه راه و جناقی بودند.

در دهه ۵۰ جوراب‌های خط دار به بازار عرضه شدند و سبک طراحی فرانسوی که شامل دامن‌های ماکسی، میدی و مینی بود، همچنین انواع کت و دامن دوپیس و جلیقه وارد ایران شدند، همچنین در این دهه فرح پهلوی البسه آراسته یه سوزن دوزی را در دربار باب کرده بود، از مشاهیر سوزن دوزی آن زمان می‌توان به مهتاب نوروزی اشاره کرد.

در آن دوره شهرهای بزرگ به‌دلیل خصوصیات اجتماعی و اقتصادی و ارتباطات فرهنگی همیشه محل صدور مد و لباس به شهرهای کوچک و حتی روستاها بودند. دو نیروی موثر در گسترش مد و مدگرایی، زنان و جوانان بودند؛ در دهه ۵۰ این دو نیروی موثر با تمام قوا به دنبال مد بودند، مد و لباس ایرانی در دهه ۵۰ تحت تاثیر دهه ۷۰ میلادی غرب، دچار یک تحول بزرگ شد. در دهه ۵۰، مجلات و ژورنال‌های غربی سهم عمده‌ای در مدگرایی جامعه به عهده داشتند، جریان رسمی نشریات وابسته به رژیم پهلوی مثل "زن روز"، "اطلاعات جوانان" و... این موج را تقویت می‌کردند، از سوی دیگر گروه‌های پانک، هیپی‌ها، آرایش موی مخصوص بیتل‌ها، جوانان شهرنشین ایرانی را تحت تاثیر قرار داده بود.




اولین طراح مد ایرانی

زینت جهانشاه دختر یکی از سرهنگ‌های وزارت جنگ آن دوره در آموزشگاه بین المللی "لته فراین" آلمان تحصیل کرد و پس از ازدواج با یکی از افسران نظام به سوئیس رفت و در آنجا حدود یکسال هنر خیاطی و روش برش روی مانکن را فرا گرفت، سپس به پاریس که یکی از مراکز اصلی صدور مد دنیا بوده و هست رفت و در آنجا در خیاطی تخصص پیدا کرد و همچنین تحت تعلیم "پیر بالمن" یکی از طراحان معروف آن زمان رموز خیاطی مدرن و بوتیک داری را یاد گرفت.

زینت جهانشاه در سال ۱۳۲۱ به همراه همسرش که یکی از افسران نظام بود به ایران بازگشت. او در بدو ورود به ایران، اقدام به افتتاح یک لباس فروشی و خیاط خانه در خیابان امیریه شهر تهران کرد و در مدت سه ماه موفق شد نود دست لباس زنانه برای هنگام صبح، عصر و شب، تولید کند و با پوشاندن به تن مانکن‌ها و دخترها، آنها را در معرض مشاهده پانزده تن از زنان از فرنگ برگشته قرار دهد که با مد روز اروپا آشنا بودند.

مد لباس جهان شاه، آمیزه‌ای از مدهای غربی و دید شخصی‌اش بود او برای تمام لباس‌های ایرانی، از روی فصول یا گل‌ها نام انتخاب کرده بود. جنس لباس‌ها اغلب از مخمل و لمه بود. مدل پالتوها و آستین‌ها آزاد و یقه‌ها بسته بودند، کت‌ها و دامن‌ها نیز مناسب با اعتقادات دینی زنان ایرانی طراحی شده بود و پیراهن‌های شب به سبک دکولته طراحی شده بودند و روی آنها منجوق و پولک دوزی شده بود، به جلوی این لباس‌ها قسمتی اضافه می‌شد که به تن بایستند. کفش‌ها هم نوک گرد و بی پاشنه و باریک طراحی شده بود. در میان مدل‎های لباس، از پالتوی پوست و کلاه به علت گرانی پوست و عدم امکان فروش خبری نبود. از سوی دیگر جهان شاه کلاه دوز خوبی هم سراغ نداشت تا طرح‌هایش را به او سفارش دهد. در عوض کیف‎های مدل "موت" که هر دو دست در داخل آن قرار می‎گرفت به نمایش گذاشته شده بود. رنگ‌هایی که در مدل‌ها استفاده شده بود بیشتر سیاه و قهوه‌ای بود.

البته جهان شاه در نمایش مدل‎های خود به بازدیدکنندگان با مشکلاتی هم روبرو بود از جمله روش راه رفتن و ایستادن مانکن‌ها و سادگی و بی‌آرایشی گیسوانشان، به ویژه در مورد آخر، آرایشگاه‌های خاصی برای این کار در ایران وجود نداشت. با این حال زنانی که وصف نمایش خیره کننده جهانشاه را شنیده بودند استقبال زیادی از جادوی مد او کردند و کار او رونق فراوانی گرفت.

این زن پس از ده سال از افتتاح مغازهٔ لباس فروشی و خیاط خانه خود به فکر استفاده از مدل لباس‌های قدیمی در کار خود افتاد و با الهام از موزه مردم شناسی مانتویی را طراحی کرد که شبیه ردای مردان قدیمی بود و آستین‌های گشادی داشت که با استقبال فراوانی روبرو شد. او تا سال ۱۳۷۴ خورشیدی به کار خیاطی و مدسازی ادامه داد، وی شروع کننده راهی شد که ابتدا توسط فرزندش و سپس دیگران ادامه یافت.



پس از انقلاب ۱۳۵۷



دهه ۶۰
بعد از انقلاب 1357 و کاهش فراگیری مد و فرهنگ غربی در سطح جامعه و حتی در شهرهای بزرگ، فرهنگ پوشش ایرانیان نیز دچار تحول شد. میل به ساده‌زیستی، دوری از مد و جنگ ایران و عراق ، باعث شدند مد در دهه ۶۰ شمسی به حاشیه برود، لباس زنان در این سالها به مانتو و چادر و لباس مردان به شلوارهای پارچه‌ای گشاد و پیراهن‌های ساده تغییر یافت. لباس رسمی و اداری در این سال‌ها هم کت و شلوار بدون کراوات بود. دهه ۶۰، کراوات به‌عنوان نمادی از فرهنگ غربی به حاشیه رفت و به اقشار خاصی از جامعه منحصر شد.



دهه ۷۰
با پایان جنگ و از میان رفتن الزامات خاص اقتصادی و سیاسی آن و آغاز دوره تاثیر همه جانبه رسانه‌هایی چون ویدئو و ماهواره، دوباره موج مدگرایی در جامعه آغاز شد. کاهش سختگیری‌ها و افزایش واردات البسه خارجی هم در تشدید این فضا موثر بود. دهه ۷۰ کم‌کم شلوارهای پارچه‌ای جای خود را به جین‌های تنگ داد و پیراهن‌های معمولی مردانه به تی‌شرت تبدیل شد. مدل‌های مختلف روسری و مانتو و تنوع در این حوزه، اتفاق مهم لباس زنانه ایرانی در دهه ۷۰ بود. برای مثال می‌توان به مدل مانتوی خفاشی اشاره کرد.



دهه ۸۰
سرعت تحول مد در دهه ۸۰ به علت ظهور اینترنت در خانه‌های مردم بسیار بالا بود، به طوری که شاید هر سال یک مد در جامعه می‌آمد و برچسب "دمده" یا "از مدافتاده" به لباس‌های نه‌چندان کهنه داخل کمدها می‌خورد. مانتو فروشی‌ها آنقدر زیاد و متنوع بودند که قیمت آن کمتر با افزایش روبه‌رو می‌شد و جزو متنوع‌ترین و ارزان‌ترین تن‌پوش‌های دهه ۸۰ بودند.



دهه۹۰

در اواخر دههٔ هشتاد آشفتگی بازار پوشاک دولت مردان ایرانی را متوجه کرد که تا کنون از این عرصه و سیع رقابتی غفلت کرده‌اند و آنان را وادار کرد تا به طراحی لباس به عنوان یک ابزار فرهنگی توجه داشته باشند و به همین جهت ساماندهی مد و لباس به وزارت ارشاد واگذار شد. این وزارت خانه با برگزاری مسابقهٔ طراحی مد و لباس فجر هنرمندان را به رقابت کشاند و برای اولین بار در ایران طراحی مد و لباس به عنوان یک هنر در کنار هنرهای دیگر مطرح شد. پس از آن و در آغاز دههٔ نود شوهای زندهٔ لباس و انواع نمایشگاه‌ها فرصت پیدا کردند خود را به عرصهٔ ظهور برسانند و حتی مؤسساتی در زمینهٔ پژوهش پوشاک ایرانی به ثبت رسیدند. اولین مؤسسه پژوهشی ثبت شده در زمینهٔ پوشاک ایرانی، مانا هنر ایرانیان نام دارد.




طراحان مطرح ایرانی

از معدود طراحان مد مطرح ایرانی می‌توان به بیژن پاکزاد (زادهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۳ در تهران - ۲۷ فروردین ۱۳۹۰ بورلی هیلز) و نیما بهنود و بوریس بیژن صابری اشاره کرد.

امروزه به علت وجود قوانین پوشش اسلامی در ایران که بر اساس آن زنان ملزم به پوشاندن سرتا پای بدن خود هستند هنر طراحی مد محدود به پوششی به نام "مانتو" و چادرهای اسلامی شده است. مانتو که واژه‌ای فرانسوی است به لباس یا پالتوی بلند اشاره دارد و پس از انقلاب اسلامی ایران جزو کدهای لباسی زنان محسوب می‌شود. در سالهای اخیر پس از موفقیت نیما بهنود طراح مد ایرانی ساکن آمریکا که لباس‌هایی با مُهرهای قدیمی و خطوط نستعلیق فارسی طراحی کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت، سبک طراحی لباس ایرانی به سمت لباس‌هایی رفت که تلفیقی از طرح و سبک سنتی و سادگی و راحتی لباس‌های مدرن باشد. برای مثال می‌توان به مانتوهای گشاد و عبا مانند در رنگ‌های شاد و با نقش و نگارهای سنتی محدود برای زنان و شال‌هایی با طرح سنتی و یا خطوط نستعلیق برای پوشش سر و بلوزهایی با همین سبک برای مردان و همچنین کیف‌هایی از جنس جاجیم اشاره کرد.




قوانین و مقررات طراحی مد

یک طراح لباس (به انگلیسی: طراحی مد) از ترکیب خطوط، تناسب، رنگ و بافت، شکل مناسب جامه را تصور می‌کند، اگرچه داشتن مهارت‌هایی مثل خیاطی و الگو کاری برای یک طراح لباس می‌توانند سودمند باشند اما به عنوان پیش شرط برای تبدیل شدن به یک طراح لباس موفق در نظر گرفته نمی‌شوند. بسیاری از طراحان مد به طور رسمی آموزش دیده‌اند و یا دورهٔ کارآموزی گذرانده‌اند.

یک طراح فنی (به انگلیسی: Technical Designer) با گروه طراحی و کارخانه‌های خارج از کشور کار می‌کند، وظیفهٔ طراح فنی اطمینان از ساخت و تولید صحیح پوشاک، انتخاب مواد اولیه و پارچه‌های مناسب و تناسب و اندازهٔ درست لباس هاست. طراح فنی نمونهٔ اولیهٔ پوشاک را بر روی تن یک مدل با تناسب کامل امتحان می‌کند و تصمیم می‌گیرد که کدام یک از تناسب‌ها و ساختارها را پیش از تولید انبوه نمونه‌های اولیه باید تغییر دهد.

یک طراح الگو یا الگو بُر (به انگلیسی: Pattern maker(Pattern cutter)) طرح اولیه اشکال، اندازه‌ها و تکه‌های لباس را مسوده می‌کند، این پیش نویس‌ها ممکن است به صورت دستی با کمک ابزار اندازه گیری، روی کاغذ باشد و یا با استفاده از نرم افزار کامپیوتری CAD انجام شود. روش دیگری که برای درآوردن طرح و اندازهٔ لباس‌ها انجام می‌شود آویزان کردن پارچه‌ها به طور مستقیم روی فرم لباس است. حاصل کار طراح الگو این است که می‌توان از اندازه‌ها و قطعات الگوی طراحی شده برای تولید لباس مورد نظر استفاده کرد. معمولاً برای کار کردن به عنوان طراح الگو آموزش رسمی امری الزامی است.

یک خیاط(به انگلیسی: خیاط) سفارش لباس‌های طراحی شده را می‌گیرد و بنا به اندازهٔ مشتری آنها را می‌دوزد. به خصوص لباس‌هایی چون کت و شلوار، کت و دامن و غیره. معمولاً یک خیاط باید دورهٔ کارآموزی و یا آموزش رسمی دیگری را گذرانده باشد.

یک طراح پارچه (به انگلیسی: Textile Designer)، بافت پارچه را طراحی می‌کند و آن را برای لباس و مبلمان چاپ می‌کند. اکثر طراحان پارچه به طور رسمی به عنوان کارآموز و در مدارس عالی آموزش دیده‌اند.

یک طراح سبک یا مشاور مد (به انگلیسی: Stylist) لباس‌ها، جواهرات و لوازم جانبی را با هم هماهنگ می‌کند تا در عکاسی مد (به انگلیسی: عکاسی مد) و یا در دفیله (به انگلیسی: catwalk) به معرض نمایش گذاشته شود. طراح سبک ممکن است برای هماهنگ کردن لباس با مشتری فردی نیز کار کند. بسیاری از طراحان سبک در زمینه‌های طراحی مد، تاریخچهٔ مد و لباس‌های تاریخی آموزش دیده‌اند و دارای سطح بالایی از تجربه و تخصص در زمینهٔ بازار مد جاری و روند بازار در آینده هستند. با این حال برخی از طراحان سبک به سادگی با داشتن یک حس زیبایی شناسی قوی بین لباس‌ها هارمونی برقرار می‌کنند و یک ظاهر عالی می‌آفرینند.

یک خریدار مد (به انگلیسی: Fashion buyer) ترکیبی از لباس‌های موجود در مغازه‌های خرده فروشی، مغازه‌های بزرگ و فروشگاه‌های زنجیره‌ای را انتخاب کرده و می‌خرد. بسیاری از خریداران مد در مطالعات تجارت و بازرگانی و/یا مطالعات مد آموزش دیده‌اند.

یک دوزنده (به انگلیسی: Seamstress) لباس‌های ماشینی یا لباس‌های تولیدی‌ها را با دست و یا با چرخ خیاطی می‌دوزد. این نوع دوزنده‌ها اغلب به عنوان اپراتور چرخ خیاطی در تولیدی‌ها و کارگاه‌ها و یا در فروشگاه‌های پوشاک کار می‌کنند و معمولاً مهارتی در طراحی و برش پوشاک و یا درست کردن اندازه‌های لباس روی مدل را ندارند و تنها دوخت‌های سادهٔ لباس را انجام می‌دهند.

یک معلم طراحی مد (به انگلیسی: teacher of fashion design) مسئول آموزش هنر، صنایع دستی و مهارت‌های طراحی مد در مدارس عالی مد یا دانشگاه‌های هنر است.

یک فروشندهٔ لباس‌های سفارشی (به انگلیسی: costume clothier) برای مناسبت‌های مختلف سفارش لباس‌های مجلسی و رسمی می‌گیرد و به مشتری‌هایش می‌فروشد.

یک خیاط زنانه (به انگلیسی: dressmaker) در زمینهٔ لباس‌های مخصوص زنان تخصص دارد، لباس‌های روز، نیمه رسمی و رسمی، لباس‌های کار، کت و شلوار، کت و دامن، لباس عروس، لباس ورزشی و لباس زیر زنانه.

یک تصویرگر (به انگلیسی: illustrator) برای تبلیغات بازرگانی رنگ و طرح لباس‌ها را ترسیم می‌کند.

یک گمانه زن مد (به انگلیسی: Fashion forecaster) رنگ‌ها، سبک‌ها و اشکال محبوب احتمالی در روند مد را پیش بینی می‌کند تا قبل از آماده شدن پوشاک برای فروش در فروشگاه‌ها آنچه را که باب طبع مردم قرار خواهد گرفت ارائه دهد.

یک مدل (به انگلیسی: Model) برای نمایش در نمایشگاههای مد، دفیله و یا عکس‌های مجلات مد و تبلیغات تجاری لباسهای طراحی شده را به تن می‌کند.

یک مدل شایسته (به انگلیسی: fit model) با پوشیدن و اظهار نظر درمورد تناسب نمونهٔ اولیهٔ لباس طراحی شده به طراح مد درحین ساخت لباس و بعد از آن کمک می‌کند، مدل‌های شایسته برای انجام این مهم باید تناسب اندام ویژه‌ای داشته باشند.

یک روزنامه نگار مد (به انگلیسی: fashion journalist) در مورد مد پوشاک و یا گرایش‌ها و روندها آن برای مجلات و روزنامه‌ها مقاله می‌نویسد.

یک متخصص دگرش (به انگلیسی: alteration specialist یا alterationist) مسئول تنظیم تناسب نهایی پوشاک است، به ویژه لباس‌های ماشینی، و گاهی اوقات مدل آنها را دوباره تغییر می‌دهد.(تبصره: به رغم اینکه خیاط‌ها تغییرات و تنظیمات تناسب لباس‌ها را برای مشتری‌ها انجام می‌دهند همهٔ متخصص‌های دگرش خیاط نیستند.)

یک مشاور تصویری (به انگلیسی: Image Consultant) در مورد سبک‌ها و رنگهایی به چهره و رنگ پوست و مو و اندام مشتریها می‌نشیند مشاوره می‌دهد.
ساعت : 5:16 am | نویسنده : admin | شیک فا | مطلب قبلی
شیک فا | next page | next page