پارک گلدن گیت

پارک گلدن گیت (به انگلیسی: Golden Gate Park) یک پارک شهری بزرگ است که در شهر سان‌فرانسیسکو ایالات کالیفرنیای آمریکا واقع شده‌است.

مساحت این بوستان ۴٫۱۲ کیلومتر مربع است و شکلی مستطیلی دارد. پارک گلدن گیت هم‌شکل با سنترال پارک نیویورک است ولی مساحت آن ۲۰ درصد بیشتر از سنترال پارک است.






پارک گلدن گیت با سالانه ۱۳ میلیون بازدیدکننده، سومین پارک پربازدید ایالات متحده است.

فرهنگستان علوم کالیفرنیا که یک موزه بزرگ علوم طبیعی و نهاد پژوهشی است در این پارک قرار گرفته‌است. گلخانه‌ای به نام «Conservatory of Flowers» و یک باغ گیاهشناسی از دیگر نقاط دیدنی این پارک است. ورزشگاه گلدن گیت و باغ ژاپنی از نقاط گردشی دیگر در این پارک است.







پارک ایبیراپوئرا
پارک ایبیراپوئرا (در زبان پرتغالی : Parque Ibirapuera) یک پارک عمومی معروف و مهم در شهر سائوپائولو، برزیل است. این پارک که در مرکز و جنوب این شهر واقع است، در سال ۱۹۵۴ افتتاح شد و اسکار نیمایر معمار و طراح آن است.






ژئوپارک

ژئوپارک منطقه‌ای است که در آن، میراث زمین شناختی آن ناحیه، با مدیریتی دقیق و دائمی حفظ و نگهداری می‌شودو با وسعت کافی که مرزهای آن به وضوح مشخص شده و چندین پدیده بارز زمین‌شناسی در محدوده آن قرار گرفته باشد. این محدوده باید بتواند در توسعه اقتصادی جوامع پیرامون خود نقش مؤثری ایفا نماید. ژئوپارک ممکن است علاوه بر پدیده‌های زمین‌شناسی از آثار تاریخی، بوم‌شناسی، باستان‌شناسی و میراث فرهنگی و طبیعی دیگر برخوردار باشد..






تعاریف

ژئوپارک طبق تعریف یونسکو گستره ای است با مزهای کاملاً آشکار و پهنه کافی که دربرگیرنده چند پدیده زمین شناسی کمیاب و برجسته بوده و در آن گستره جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی ارزشمند نیز یافت شود. این گستره باید از برنامه های مدیریت گسترش و بهره برداری و طرح های حفاظتی برخوردار باشد و توان بالا بردن سطح اقتصادی جامعه محلی و جلب همکاری های مردمی را دارا باشد. افزون بر تعریف رسمی یونسکو می توان گفت: " ژئوپارک محدوده ای است که ویژگی اصلی آن وجود ژئوسایت های پر اهمیت، طبیعت و محیط زیست غنی، ویژگی های فرهنگی جذاب و از همه مهم تر مشارکت و حضور فعال جامعه محلی در برنامه های توسعه، حفاظت و پایداریست."






ژئوپارک در جهان

ثبت محدوده‌هایی تحت حفاظت و مشخص برای گردشگری با عنوان ژئوپارک در دنیا از سال ۲۰۰۰ میلادی رواج دارد و تاکنون بیش از هشتاد ژئوپارک در دنیا به ثبت فهرست ژئوپارک‌های جهانی یونسکو رسیده‌است. در حال حاضر چین اولین کشور آسیایی است که بیشترین تعداد ژئوپارک جهانی و ملی دارد. ژئوپارک جزیره قشم اولین ژئوپارک ایران و خاورمیانه است.






ژئوپارک در ایران

بطورکلی اکثر مناطق تحت حفاظت چهارگانه کشور قابلیت تیدیل به ژئوپارک ملی دارند و تعداد ۵۰ پتانسیل برای ژئوپارکهای آتی کشور پیش‌بینی شده‌است. هنوز در میان پژوهشگران مختلف مفاهیم مربوط به ژئوسایت و ژئوپارک مبهم مانده‌است درحالیکه ژئوپارک معنای وسیعتری از ژئوسایت دارد.

در اطلس توانمندي‌هاي ژئوپارك و ژئوتوريسم ايران،امري‌كاظمي 22 منطقه را در ايران به عنوان مناطق پيشنهادي براي معرفي و ثبت تحت عنوان ژئوپارك به تفصيل معرفي كرده است.

ژئوپارک ملی جلفا و ژئوپارک جهانی جلفا-ارسباران در شمال استان آذربایجان شرقی درمنطقه جلفا دومین محدوده پیشنهادی رسمی کشور به سازمان یونسکو است که شناسایی وپیشنهاد اولیه آنها توسط بهرام نکوئی صدری در سال ۱۳۸۷ انجام شده‌است.






ژئوپارک قشم

نخستین ژئوپارک خاورمیانه در جزیره قشم به عضویت شبکه جهانی ژئوپارکهای ملی تحت‌حمایت یونسکو درآمده‌است.






خروج ژئو پارک قشم از فهرست یونسکو

در دی ماه سال ۱۳۹۱ ، خبرگزاری مهر گزارش داد که ژئو پارک قشم ، به دلیل ناتوانی مدیران سازمان منطقه آزاد قشم در انجام معیارهای ثبت جهانی ژئوپارک از فهرست یونسکو خارج شد.






پارک جنگلی پردیسان

بوستان جنگلی پردیسان یکی از بوستان‌های بزرگ و مشهور شهر تهران است. این بوستان در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار دارد.

این بوستان که در شمال غربی تهران واقع شده‌است، از سمت شمال به بزرگراه همت و محله شهرک غرب، از شرق به بزرگراه شیخ فضل‌الله نوری، از غرب به مسیل رودخانه پونک و از سمت جنوب به بزرگراه حکیم و محله بلوار مرزداران محدود می‌شود. بزرگراه یادگار امام در راستای شمالی/جنوبی، این بوستان را به دو بخش تقسیم می‌کند که پیوند آن‌ها به وسیله دو پل برقرار شده‌است.

از امکانات این بوستان می‌توان به موزه تنوع زیستی، موزه آب و باغ وحش اشاره کرد. وجود موزه تنوع زیستی با انواع حیوانات و حشرات تاکسیدرمی شده، و بعضاً زنده، یکی دیگر از جذابیت‌های این پارک جنگلی است. ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز در قسمت جنوبی این بوستان قرار دارد.

به علت وجود چندین بزرگراه در اطراف پارک پردیسان، استقبال زیادی برای استفاده از این پارک پدید آمده‌است و بیشتر روزهای هفته و به ویژه روزهای تعطیل مردم برای استفاده از این پارک رهسپار شمال غرب تهران می‌شوند.






تاریخچه

طرح اولیه این بوستان در زمان پهلوی، و متعلق به یان مک‌هارگ آمریکایی می‌باشد.







بوستان قیطریه

بوستان قیطریه یکی از بوستان‌ها (پارک‌ها)ی شمال شهر تهران است. این بوستان در شمال بزرگراه صدر و انتهای خیابان قیطریه واقع است و از شمال به فرمانیه، از جنوب به میدان پیروز و بزرگراه صدر، از شرق به چیذر و از غرب به قیطریه و شریعتی محدود می‌شود.


بوستان قیطریه در گذشته باغی متعلق به خواهر تنی ناصرالدین شاه قاجار بوده و به روایت تاریخ میرزا تقی خان امیر کبیر ساختمانی که اکنون محل فرهنگسرا و کتابخانه پارک می باشد و در ضلع شمال غربی پارک واقع شده است را در آن احداث نمود. در ابتدأ این باغ بافتی جنگلی داشته است. در سال ۱٣٥٦ به همت شهردار وقت تهران مرحوم دکتر غلامرضا نیک پی که خود نوه دختری شاهزاده ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه بوده است با وقف قسمتی از زمینهای موروثی خود و با خرید و تجمیع باقیمانده باغ که در دست ورثه صارم الدوله، از نواده های قاجار، بود باغ بزرگ قیطریه را به پارک تبدیل می کند. به همین دلیل است که پارک قیطریه هندسه نامنظم دارد و مساحتی در حدود ۱۰۳۰۰۰ متر مربع دارد که فضای گل‌کاری و چمن‌کاری آن در کنار انبوه درختان قدیمی جلوه خاصی به آن داده است. استخر بوستان به شکل هندسی نامنظم است. گونه‌های درختی آن بیشتر نارون، کاج، سرو نقره‌ای و زبان گنجشک است. به دلیل راه‌های متعدد و تودرتو، این بوستان محل مناسبی برای ورزشهای مختلف فراهم آورده است.

فرهنگسرای ملل از سال ۱۳۷۳ در این بوستان شروع به کار کرده و فعالیت‌های آموزشی و هنری مختلف را در خود جای داده و به مرکزی فرهنگی با امکانات کتابخانه و کلاس‌های آموزشی برای ساکنان قیطریه تبدیل شده است.






بوستان ساعی
بوستان ساعی یا پارک ساعی یکی از بوستان‌های عمومی تهران است که با مساحتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ولیعصر و در منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده‌است. محل این پارک در سال ۱۳۲۴ توسط مهندس کریم ساعی درخت‌کاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفت. سرانجام ایده طراحی اصلی پارک در دهه ۴۰ شکل گرفت و این پارک در سال ۱۳۴۲ با طراحی حسین محجوبی ساخته شد. تکمیل مراحل طراحی و ساخت پارک بین سال‌های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ ادامه یافت.






تاریخچه

در سال ۱۳۲۹ و به تلاش مهندس کریم ساعی، بوستان ساعی به شکل جنگلی بنیان گذاشته شد. پیش‌تر در سال ۱۳۲۴ زمین این بوستان درخت‌کاری گردیده و در اختیار وزارت کشاورزی وقت قرار گرفته بود. پس از درگذشت مهندس ساعی به علت سانحه هوایی، این پارک همچنان به شکل گذشته و وابسته به وزارت کشاورزی باقی ماند. پس از توسعه شهر تهران در سال ۱۳۳۴ این پارک به شهرداری تهران واگذار گردید و پس از آن سازمان پارک‌ها با تجهیز این پارک آن را عمومی کرد.






مشخصات

وسعت بوستان ساعی ۱۲۰۰۸۲ متر مربع و دارای شش ورودی است. در پی توسعه و تجهیز بوستان، بناهایی مانند جوی، برکه، آبشار و زمین بازی درست شده‌اند و قسمتی از پارک نیز به باغ ژاپنی معروف است که پرندگان آبزی هم در آن قسمت نگه‌داری می‌شوند. در قسمت حیات‌وحش پارک، حیوانات دیگری نیز نگه‌داری می‌شوند که از جملهٔ آن‌ها می‌توان به خرگوش٬ قوچ ٬ غاز٬ قو٬ مرغابی٬ سنجاب٬ طوطی وحشی و طاووس اشاره نمود. پوشش گیاهی پارک نیز بسیار متنوع می‌باشد و از میان آن‌ها می‌توان به چنار٬ کاج تهران٬ سرو شیرازی، سرو نقره‌ای، سرو بادبزنی، سرو تبری٬ برگ‌بو، افرا، نارون‌، سدروس‌، ماگنولیا، یاس وحشی‌، ژنیگو، زالزالک، گردو و سیب اشاره کرد. در طراحی این پارک تلاش شده که بیشتر حرکت‌های موجود، اسلیمی باشند تا یک نوع اختلاف سطح بوجود بیاید و از پله‌ تا حد ممکن استفاده نشود.







بوستان جمشیدیه

بوستان جمشیدیه یا پارک سنگی جمشیدیه از زیباترین و دیدنی‌ترین بوستان‌های تهران است و با مساحتی حدود ۱۰ هکتار در انتهای خیابان شهید باهنر (نیاوران) واقع شده و از شمال به کوه کُلَک‌چال، از جنوب به باغ دولو، از شرق به خیابان جمشیدیه و از غرب به جاده کلک‌چال محدود است. از ویژگی‌های این‌پارک، دریاچه، آبشار مجاور و نیز آبنماهای سنگی است که جلوه‌ای خاص دارند. این پارک در ابتدای مسیر اصلی صعود به پناهگاه کُلَک‌چال قرار دارد.

پارک جمشیدیه دارای چهار در ورودی است که ارتفاع در ورودی اول از سطح دریا ۱۸۲۰ متر و بالاتر از آن ۲۱۰۰ متر است.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان جمشیدیه پس از بوستان ملت دومین پارکی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.






پارک ابوالقاسم فردوسی

ساخت بوستان فردوسی در سال ۱۳۷۵، انجام گرفت. این بوستان در راستای گسترش بوستان جمشیدیه است. مساحت پارک نزدیک به ۱۳۲٬۷۰۰ متر مربع است. آمیزش دو عنصر سنگ و گیاه در این پارک کوهستانی زیبایی خاصی را نمایان می سازد. مساحت گلکاری در این پارک ۶٬۳۱۷ متر مربع می‌باشد. در این پارک رستوران‌های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها نمادی از زیبایی و آداب و رسوم قوم‌های ایرانی را به نمایش می‌گذارند.






امکانات رفاهی

از امکانات این بوستان می‌توان به آمفی تئاتر، رستوران، آب‌نما، مبلمان پارک (نیمک، سطل زباله، آبخوری، پایه چراغ)؛ فضای سبز (گیاهان پوششی، جنگلکاری، رز و درختچه، گل و گلکاری) نام برد. از دیگر امکانات رفاهی این پارک سرویس‌های بهداشتی و روشنایی در شب با به کارگیری از ۱۷۵ تیر روشنایی است.






پارک جنگلی کوهسار
بوستان جنگلی کوهسار در شمال‌باختر شهر تهران واقع شده است. این بوستان جنگلی که در دامنهٔ رشته‌کوه البرز قرار دارد در منطقه ۵ شهرداری تهران واقع شده است. بوستان جنگلی یا کوهستانی کوهسار در شمال‌باختر محلهٔ شهران و شمال محلهٔ کن قرار دارد. راه دسترسی به این بوستان از طریق بزرگراه آبشناسان (ایرانپارس) ممکن است. همچنین در درون بوستان، جادهٔ ماشین‌رو نیز وجود دارد که از طریق آن می‌توان به مناطق بالایی بوستان دسترسی داشت. چون این بوستان چندان در میان مردم، شناخته شده نیست، محلی خلوت و بی سروصدا است.







بوستان نهج‌البلاغه

دهکده گردشگری نهج البلاغه یا بوستان نهج‌البلاغه یکی از پارک‌های تهران می‌باشد که بیش از ۳۵ هکتار وسعت دارد و در بخش وسیعی از دره فرحزاد بین بزرگراه نیایش، بزرگراه همت و غرب بزرگراه یادگار امام احداث شده‌است. طول این بوستان یک و نیم کیلومتر و عرض متوسطش ۳۰۰ متر است. همچنین اختلاف ارتفاع سطح تا کف پارک، ۵۵ متر و دارای شیب بین ۱۰ تا ۳۵ درجه است.

بوستان نهج‌البلاغه دارای هشت تراست پیاده‌رو طولی ۱۲۰۰ متری، سه تراست پیاده‌رو عرضی ۳۰۰ متری، ۹۰۰۰ متر مربع مسیر دوچرخه‌سواری، ۱۸۰۰ متر مربع فضای ورزش همگانی، ۸۰ واحد آلاچیق، دو پل عابر پیاده بر روی دره و صدها نیمکت و چراغ برق است. در عمیق‌ترین نقطه این بوستان فضایی بکر و طبیعی‌ای به چشم می‌خورد که آب حاصل از قنات‌ها در آن جریان دارد. برای ساخت این بوستان یک میلیون و پانصد هزار ساعت کار انجام و بیش از ۱۵ میلیارد تومان نیز هزینه شده‌است. این بوستان همچنین دارای مسجد، پارکینگ ۷۵۰ واحدی، ۴۰ سرویس بهداشتی، فضاهای جانبی برای استراحت خانواده‌ها و سه مجموعه بازی برای کودکان می‌باشد.






بوستان آب و آتش
بوستان حضرت ابراهیم یا پارک آب و آتش یکی از پارک‌های شهر تهران است. این پارک در تاریخ ۱۳۸۸/۰۴/۱۶ توسط محمد باقر قالیباف شهردار وقت تهران افتتاح گردید. این پارک دارای مساحتی بالغ بر ۲۴۰۰۰ مترمربع می‌باشد و دارای تجهیزاتی مانند چهار برج آتش و چادری ۷۰۰ متری با روی گردان ۳۷۰ نفری می‌باشد. این پارک که خیابان آفریقا نرسیده به چهارراه جهان کودک و در انتهای کوچه ژوبین واقع شده‌است، شامل پل ابریشم، لانه کبوتر، کالسکه‌رانی، فانوس دریایی، آبنما، برج آتش، آلاچیق و محیط سبز می‌باشد.






آب پاشی در پارک

در تابستان سال ۱۳۹۰، گروهی از جوانان -به عنوان تفریح- در پارک اقدام به آب پاشی به یکدیگر نمودند که این موضوع باعث برخورد پلیس با این افراد شد.






آمفی تئاتر بوستان آب و آتش
آمفی تئاتر آب و آتش که در گلستان حضرت ابراهیم واقع است، یک پوشش غشایی ۷۰۰ متر مربعی می‌باشد که روی به گرادیانی ۷۵۰ نفری دارد. در آمفی تئاتر آب و آتش ترکیب سازه و معماری، اساس طرح را تشکیل می‌دهد. جایگاه بتنی تماشاچیان خود به عنوان فونداسیون سازه‌های خرپایی پشتی عمل می‌کند. پارچه با اتصالات مفصلی از پشت به این خرپاهای فلزی به صورت قله و دره و از جلو به خرپای کابلی که به دو ستون جلویی منتهی می‌شود متصل است. هر کدام از این دو ستون نیز از پشت با ۴ کابل کشیده می‌شود. در لبه‌های پارچه و همچنین زیر و روی آن کابل‌هایی تعبیه شده است که نیروی پیش‌تنیدگی را در پارچه ایجاد می‌کند و آن را پایدار می‌سازد. از دیگر طرح‌های مربوط به بوستان آب و آتش و همچنین اراضی عباس آباد می‌توان به پل طبیعت و پل ابریشم ۲ اشاره کرد.







سیفیه

پارک سیفیه ملایر(باغ تاریخی سیفیه) یکی از قدیمی‌ترین پارک کشور است که در سال ۱۳۰۴ توسط عبدالمحمد میرزا سیف‌الدوله یکی از نوه‌های فتحعلی شاه که در آن زمان حاکم ولایت ملایر بود احداث شد. این بوستان در شمال شرقی ملایر و در دامنه کوه گرمه ساخته شده‌است. مساحت آن در حدود ۱۰ هکتار ‌است. این بوستان دارای درختان چنار کهنسال برای ایجاد سایه، حوضچه‌ها و آبنما و جنگل مصنوعی بر روی تپه‌ها است. این پارک توسط مهندسان ایتالیایی طراحی و ساخته شده است. در آن زمان نهاوند و تویسرکان یکی از توابع ملایر بوده است.

بوستان سیفیه دارای دو استخر، یک مسجد و یک ساختمان که محل سکونت سیف‌الدوله بوده‌است. آب مورد نیاز آن از طریق احداث قناتی در ۸ کیلومتری زرک توسط مقنیان یزدی از کوه‌های اطراف به محوطه پارک انتقال یافت. مجموعه پارک و مقبره سیف الدوله تحت عنوان باغ ایرانی در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است.






بوستان ابوریحان
بوستان ابوریحان یکی از بوستان‌های جنوبی کلانشهر تبریز است که در محلهٔ ابوریحان واقع شده‌است. این بوستان در یک سه‌راهی و در روبه‌روی یکی از ساختمان‌های دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز قرار گرفته‌است.







بوستان آنا
بوستان آنا یکی از بوستان‌های جدید شهر تبریز است که در محلهٔ وزیرآباد واقع شده‌است. این بوستان که نخستین بوستان اختصاصی بانوان در شهر تبریز به‌شمار می‌رود، برروی گورستان متروکه‌ای احداث شده‌است. بوستان آنا سحرگاهان شاهد حضور عدهٔ زیادی از بانوان است.






بوستان آزادگان
بوستان آزادگان یکی از بوستان‌های جدید شهر تبریز است که در محلهٔ شتربان واقع شده‌است. این بوستان برروی گورستان تاریخی شتربان احداث گردیده‌است. بوستان آزادگان در مجاورت خیابان اتحاد و در جنب ایستگاه آتش‌نشانی محلهٔ شتربان قرار گرفته و یکی از بوستان‌های شمال شهر تبریز به‌شمار می‌رود.






بوستان نور
بوستان نور یکی از بوستان‌های شهر تبریز است که در غرب این شهر و در شهرک نور واقع شده‌است. این بوستان در ضلع شمالی خیابان نور غربی قرار گرفته و تنها بوستان موجود در سطح این شهرک به‌شمار می‌رود.








بوستان خاقانی
بوستان خاقانی یکی از بوستان‌های شهر تبریز است. این بوستان در جوار مسجد کبود واقع شده‌است و بوستانی سنتی محسوب می‌گردد.







بوستان مهر
بوستان مهر یکی از بوستان‌های شهر تبریز است که در جنوب این شهر و در محلهٔ ابوریحان واقع شده‌است. در مجاورت این بوستان مسجدی قرار گرفته‌است.







بوستان ولی‌عصر
بوستان ولی‌عصر یکی از بوستان‌های شهر تبریز است که در ورودی کوی ولی‌عصر و در مجاورت خیابان ولی‌عصر قرار گرفته‌است. این بوستان در ضلع شمال شرقی باغلارباغی واقع شده‌است.







بوستان بزرگ تبریز
بوستان بزرگ تبریز بزرگ‌ترین مجموعهٔ تفریحی شهر تبریز است که هم‌اکنون بخش‌هایی از آن به بهره‌برداری رسیده‌است. این بوستان در شمال غرب شهر و در محل پیشین زمین‌های کشاورزی ساخته می‌شود که حدود ۸ کیلومتر مربع وسعت دارد. رودخانه‌های تلخه‌رود و مهران‌رود از این منطقه عبور می‌کنند. بوستان بزرگ تبریز شامل مجموعه‌های متعددی نظیر پیست‌های اتومبیل‌سواری، اسب‌سواری و دوچرخه‌سواری، دریاچه‌های قایق‌رانی، رستوران، سالن‌های سرپوشیدهٔ تفریحی، شهربازی و هتل خواهد بود.






بوستان دهخدا

بوستان دهخدا نام بوستانی در شهر قزوین است که در فاصله ی بین خط رفت و برگشت بلوار شهید بهشتی ساخته شده است . عرض این بوستان در بسیاری از مکان ها از ۳۰ متر هم فرا تر می رود . مساحت این بوستان ۳۹۳۰۰ متر مربع بوده و دارای امکاناتی از قبیل بازیگاه کودک ،وسایل ورزشی-بدنسازی ، سرویس بهداشتی ، آبخوری ، مبلمان پارکی ، نمازخانه می باشد.






شهر بازی

در زمان های گذشته از این بوستان مانند بوستان ملت به عنوان شهر بازی هم استفاده می کردند ولی با افزایش رو افزون شهر بازی ها در قزوین ادامه فعالیت این شهر بازی کم رنگ تر از گذشته شده است .






پوشش گیاهی

پوشش گیاهی این بوستان چمن است و بیش ترین درخت در این بوستان درخت کاج می باشد.








بوستان ملت

بوستان ملت مشهد، یکی از مهم‌ترین بوستان‌های شهر مشهد می‌باشد که در غرب این شهر قرار گرفته‌است. چرخ و فلک این بوستان بزرگترین چرخ وفلک خاورمیانه و چهارمین چرخ و فلک مرتفع جهان میباشد.






تاریخچه

پارک ملت مشهد، قدیمی‌ترین بوستان شهر مشهد در سال ۱۳۴۳ در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی در مکانی که آن زمان خارج شهر بود احداث گردید اما به دلیل به توسعه شهری، این بوستان اکنون در داخل شهر قرار گرفته‌است.

این بوستان در آن زمان توسط دو مهندس طراح انگلیسی به سبک بوستان‌های انگلستان طراحی گردید ولی ساخت آن نهایتاً چندین سال بعد توسط مهندسین ایرانی به اتمام رسید.






موقعیت

بوستان ملت، در غرب شهر مشهد و در حاشیه بلوار وکیل آباد و در ضلع شمال غربی تقاطع آزادی قرار گرفته‌است.
میدان آزادی مشهد به دلیل همجواری با بوستان ملت از قدیم به عنوان «فلکه پارک» در میان مردم مصطلح بوده‌است.






ویژگی‌ها

مساحت این بوستان ۷۲۰ هزار متر مربع (۷۲ هکتار) است و شامل بیش از ۳۵ هزار اصله درخت به قدمت چند ده ساله‌است. این بوستان از بزرگترین، قدیمی ترین و در عین حال دیدنی ترین بوستانهای مشهد و همچنین کشور به شمار می‌رود.

در ضلع شرقی این بوستان (همجوار تقاطع آزادی) دریاچهٔ بوستان قرار گرفته‌است که در پشت این دریاچه مجتمع جانبازان بوستان ملت راه اندازی شده‌است و به صورت ۲۴ ساعته به ۱۵۰ نفر از جانبازان قطع نخاعی خدمات ارائه می‌دهد. در مرکز بوستان ساختمان فرهنگی هنری امام رضا(ع) قرار دارد که شامل کتابخانه، کلاس‌های فرهنگی هنری، مسجد و... می‌باشد. در داخل بوستان ملت همچنین شهربازی قرار گرفته‌است که قدیمی ترین شهربازی مشهد محسوب می‌شود.

در ضلع غربی بوستان (همجوار آزادشهر) زمین‌های ورزشی بوستان قرار گرفته‌است. این زمین‌ها شامل بزرگترین استخر روباز مشهد به مساحت ۱۲۵۰ مترمربع (طول ۵۰ متر و عرض ۲۵ متر و با عمق ۱ تا ۳ متر) با گنجایش ۴۰۰ نفر، زمین چمن فوتبال، والیبال، بسکتبال، تنیس، پیست اسکی و... می‌باشد. به علاوه دور تا دور بوستان، زمین مخصوص دویدن و ورزش قرار دارد.

«باغ رز» قسمتی سرپوشیده از بوستان و ویژهٔ بانوان است که دارای امکانات و تجهیزات ورزشی می‌باشد.






شهربازی

از قسمتهای مرکزی تا قسمتهای شرقی بوستان شهربازی قرار گرفته‌است. این شهربازی در سال ۱۳۵۱ خورشیدی احداث شد و اولین شهربازی مشهد به حساب می‌آید. این شهربازی تا به امروز تغییرات بسیار زیادی کرده‌است. چرخ و فلک (فانفار) این شهر بازی با قطر ۸۰ متر بزرگترین چرخ و فلک خاورمیانه و سومین چرخ و فلک مرتفع در دنیا(پس از چرخ و فلک توکیو و لندن) می‌باشد. این چرخ و فلک ۲۵۰ تنی در سال ۱۳۸۴ به بهره برداری رسید و قادر است در هر دور خود ۴۵۰ نفر را تا ۸۰ متر بالا ببرد. لازم به ذکر است این چرخ فلک را بخش خصوصی، طی دو سال نصب و راه اندازی کرده است و این مجموعه اولین دارنده استاندارد تجهیزات شهربازی در کشور است که از سال 1390 به عضویت اتحادیه جهانی IAAPA در آمده است.







بوستان ملت
بوستان ملت یا پارک ملت، بوستانی در تهران است که از شرق به خیابان ولیعصر، از جنوب به بزرگراه نیایش، از غرب به مجموعه ورزشی انقلاب و از شمال به ساختمان مرکزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران محدود می‌شود. این بوستان از سال ۱۳۴۵ به ابتکار فرح پهلوی در شمال شهر تهران ساخته شد. این بوستان پیش از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ پارک شاهنشاهی نامیده می‌شد.






تاریخچه

این بوستان نخست زمینی بایر بود که با توجّه به موقعیت خاص آن کار احداثش از سال ۱۳۴۵ خورشیدی در ۲ فاز متفاوت آغاز شد. فاز اول، آن بخشی از پارک را شامل می‌شد که به موازات خیابان ولیعصر قرار داشته و «بلوار کنار جاده» نامیده می‌شد و به‌صورت بلواری به‌طول ۱۰۰۰ متر بَرِ خیابان ولیعصر در سال ۱۳۴۷ به بهره‌برداری رسید. کار ساخت فاز دوم بر پایه‌ٔ طرحی از پارک‌سازی انگلیسی و با الهام از بوستان‌های آن کشور در تپه‌های غربی ادامه یافت و در ۱۳۵۳ به بهره‌برداری رسید. این بخش از پارک از شمال به صدا و سیما، از جنوب به خیابان نیایش و از غرب به باشگاه انقلاب می‌رسد.

بر پایهٔ نظرسنجی انجام شده مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای همشهری، بوستان ملت نخستین بوستانی است که یک شهروند تهرانی به یک میهمان غیر تهرانی معرفی می‌کند.







باغ خدایان

باغ خدایان یا گاردن آو د گادز (به انگلیسی: Garden of the Gods) تاسیس ۱۹۰۹، پارکی طبیعی در ایالت کلرادو در ایالات متحده آمریکا است.

این پارک که ۱۳۰۰ هکتار مساحت دارد حاوی چشم‌اندازهای طبیعی فراوان یا صخره‌هایی با شکلهای غریبی است.

این پارک در نزدیکی شهر کلرادو اسپرینگز است.






بوستان گیاهشناسی سن آنتونیو

بوستان گیاهشناسی سن آنتونیو (به انگلیسی: San Antonio Botanical Garden) نام یک بوستان عمومی گیاهشناسی در شهر سن آنتونیو در تگزاس است.

این باغ گیاهشناسی در سال ۱۹۸۰ بنا گردید و ۱۳٫۳۵ هکتار وسعت دارد.





معماری

ساختمانهای این موزه توسط معمار آرژانتینی امیلیو آمباز طراحی گردید.






مدیسن اسکوئر گاردن

مَدیسون اِسکوئِر گاردِن (به انگلیسی: Madison Square Garden) که با نام‌های ام‌اس‌جی (MSG)، گاردن (Garden) و همینطور مشهورترین صحنهٔ جهان نیز شناخته می‌شود، از مراکز عمومی و تفریحی نیویورک در کشورآمریکا است. این مرکز سرپوشیده می‌باشد. مدیسون اسکوئر گاردن خانهٔ تیم‌های ورزشی نیویورک رنجرز و نیویورک نیکز نیز است. علاوه‌بر مسابقات، کنسرت‌ها و ویژه‌برنامه‌هایی همانند مراسم اهدای جایزهٔ گِرَمی نیز در این محل بر‌گزار شده است. همچنین نمایش سگ وستمینستر کنل کلاب نیز در این محل به صورت سالیانه بر‌گزار می‌شود.

مدیوسن اسکوئر گاردن بعد از ورزشگاه منچستر ایوینینگ نیوز آرنا در شهر منچستر انگلستان و ورزشگاه اُتو آرنا در لندن انگلستان، شلوغ‌ترین صحنه یا آرِنای جهان (Arena) در عرصهٔ کنسرت‌های موسیقی است.






پارک آبی فورت وورث

پارک آبی شهر فورت وورث (Fort Worth Water Gardens) یکی از پارک‌های مشهور تگزاس در ایالات متحده آمریکاست.

این پارک آبی در مرکز شهر فورت وورث در تگزاس قرار دارد و توسط استاد بزرگ معماری فیلیپ جانسون و نیز جان بورگی طراحی گردیده است.
4:29 pm

صنعت مد جهان

امروزه مد یک صنعت جهانی است و در بسیاری از کشورهای بزرگ و پیشرفته جای پای خود را محکم کرده است. بعضی از کشورها مراکز تولید انبوه هستند، به ویژه اندونزی، مالزی، فیلیپین، چین، بنگلادش، کره جنوبی، اسپانیا، آلمان، برزیل و هند.

پنج کشور در کل دنیا شهرت و اعتبار بین المللی در مد کسب کرده‌اند: فرانسه، ایتالیا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و ژاپن. به تازگی ظهور طراحان بزرگی از ترکیه و اسپانیا نیز باعث مطرح شدن این دو کشور شده است. همچنین پاکستان، هند و رومانی نیز به دلیل داشتن طراحان بسیار با استعداد خود تا حدودی شناخته شده هستند.






طراحی مد آمریکا

اکثر خانه‌های مد آمریکایی در نیویورک قرار دارند، اگرچه تعداد قابل توجهی خانهٔ مد در لس آنجلس نیز وجود دارد که شامل درصد بالایی از پوشاک مد برتر، شیک و لوکس هستند که در واقع در داخل آمریکا تولید می‌شوند. همچنین در نقاط دیگری از آمریکا همچون میامی، شیکاگو، دالاس و به ویژه سانفرانسیسکو صنایع رو به رشدی وجود دارد.

سبک طراحی مد آمریکایی تحت سلطهٔ لباس‌های شهری، غیررسمی و معمولی است که منعکس کنندهٔ شیوهٔ زندگی ورزشی، آگاه به بهداشت و سلامت شهرنشینان آمریکایی است. کلیر مک کاردل (به انگلیسی: Claire McCardell) یک طراح معروف آمریکایی بود که در تعیین گرایش مد متاثر از لباس‌های ورزشی روزانه در دههٔ چهل و پنچاه میلادی نقش به سزایی داشت و در دهه‌های اخیر بسیاری از طرح‌های او دوباره احیا شده‌اند.




طراحی مد انگلستان

لندن مدت بسیار مدیدی است که بزرگترین سرمایهٔ صنعت مد بریتانیاست و دارای طیف گسترده‌ای از طرح‌های خارجی است که با سبک‌های مدرن بریتانیایی ادغام شده‌اند. طراحی معمول انگلیسی بسیار شیک است اما در عین حال اخیراً ابتکار و نوآوری‌ها بسیار غیر متعارف شده‌اند و سبک سنتی تبدیل به ترکیبی با تکنیک‌های مدرن شده است. در صنعت مد و طراحی لباس بریتانیا، سبک‌های قدیمی و ماندگار که هنوز هم پرطرفدار هستند نقش بسیار پررنگی بازی می‌کنند. متخصصین مد انگلستان با تلفیق و تطبیق مدهای قدیمی و جدید باعث شده‌اند سبک بریتانیایی منحصر به فرد و دارای زیبایی بوهمیایی باشد به طوری که بسیاری از مراکز مد دیگر سعی در تقلید از سبک بریتانیایی دارند.

مد ایرلندی(طراحی و سبک) نیز به شدت از روند مد بریتانیا تاثیر گرفته است. مارک‌ها و طراحان معروف بریتانیا شامل بربری(به انگلیسی: Burberry)، الکساندر مک کوئین (به انگلیسی: Alexander McQueen)، مالبری (به انگلیسی: Mulberry)، استلا مک کارتنی(به انگلیسی: Stella McCartney) و ویوین وست وود(به انگلیسی: Vivienne Westwood) است.




طراحی مد فرانسه

اکثر خانه‌های مد فرانسوی در پاریس واقع شده‌اند که پایتخت مد این کشور نیز می‌باشد. به طور سنتی مد فرانسوی شیک، مطابق مد روز، زیبا، باشکوه، دلفریب و همراه با زیورآلات شیک (به انگلیسی: Chic) شناخته می‌شود، اگرچه دیده بان جهانی زبان (به انگلیسی: Global Language Monitor) به مد فرانسوی رتبهٔ سوم را در رسانه‌ها اختصاص داده شده، این رتبه به این معناست که مد فرانسوی در سطح بین المللی بعد از میلان و نیویورک(دو کشور اول لیست) بیش از هر کشور دیگری تحسین برانگیز است.




طراحی مد ایتالیا

میلان پایتخت اصلی مد ایتالیا است. بسیاری از طراحان مد سابق ایتالیا در رم هستند، با این حال میلان و فلورانس پایتخت‌های فعلی مد این کشور بوده و محل برگزاری نمایشگاه‌های مد و مجموعه‌های لباس هستند. سبک طراحی ایتالیایی نمایانگر ظرافت و شکوه لباس‌های عادی است که با پارچه‌های مجلل و ارزنده و دوخت با کیفیت درست شده‌اند.




طراحی مد سوئیس

بسیاری از خانه‌های مد سوئیس در زوریخ واقع شده‌اند. نگاه و سبک طراحان سوئیسی در مد تا حد زیادی متاثر از باشگاه‌های رقص است، طراحی سوئیسی شامل لباس‌های معمولی اما ظریف، شیک و مجلل با دخالت محسوس هارمونی است.




طراحی مد ژاپن

اغلب خانه‌های مد ژاپنی در توکیو هستند. لباس‌های سبک ژاپنی شل و گشاد و بدون ساختارند که ناشی از برش‌های پیچیده است. پارچه‌ها معمولا به رنگ‌های تیره و سایه دار متمایل هستند و جنس الیاف لطیف بوده و دارای بافت طرح دار هستند.

یوجی یاماموتو (به انگلیسی: Yohji Yamamoto)، کنزو(به انگلیسی: Kenzo) و ایسی میاکی (به انگلیسی: Issey Miyake) از طراحان مطرح ژاپنی هستند، از دیگر مشاهیر مد ژاپنی می‌توان به ری کاواکوبو(به انگلیسی: Rei Kawakubo) اشاره کرد که طراح مارک کوم دی گاروسن(به فرانسوی: Comme des Garçons) است و همچنین مبتکر روش جدیدی در برش پارچه که با روش نوآورانه‌ای که مادلین ویونه (به فرانسوی: Madeleine Vionnet) در سال ۱۹۳۰ میلادی ابداع کرد قابل مقایسه است.




طراحی مد شوروی

مد در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تا حد زیادی دنباله رو گرایش‌های مد در دنیای غرب بود. با این حال، این گرایش‌ها همواره توسط ایدئولوژی دولت سوسیالیستی تعدیل شده و متاثر از آن بود. علاوه بر این کمبود کالاهای مصرفی(به انگلیسی: Consumer goods) بدان معنی بود که عموم مردم به مدهای از پیش آماده شده به راحتی دسترسی نداشتند.




سیاست اقتصادی جدید (دههٔ ۱۹۲۰)

سیاست اقتصادی جدید این دوره جوازی بود برای تجارت خصوصی و باعث شد مدهای غربی به اتحاد جماهیر شوروی راه پیدا کنند. با این حال، ایدئولوژی بلشویکی مصرف مد غربی را به عنوان یک عمل فی نفسه سرمایه داری، نامشروع می‌پنداشت و با آن مخالف بود زیرا سیستم مد غربی بر وضعیت اقتصادی مردم و تفاوتهای جنسیتی تاکیید داشت.

در اوایل دههٔ ۱۹۲۰ مجله‌های نزدیک به دولت، نظیر مجلهٔ زنان کارگر و مجلهٔ زنان دهقان گفتمان جدیدی در زمینهٔ مد پوشاک مطرح کردند، عکس روی جلد این مجلات زنانی بودند که لباس کار ساده به تن داشتند، اگرچه در صفحات همین مجلات اغلب آگهی‌هایی برای شرکت‌های خصوصی که لباس‌های تجملی و شیک می‌فروختند مشاهده می‌شد. با این حال در سال ۱۹۲۷ پیام این مجلات همچنان مطابق گذشته این بود که زنان باید برای توانایی خود در کار مورد قضاوت قرار بگیرند و نه برای ظاهرشان. مد به عنوان حامی زیبایی، یک پدیدهٔ بورژوازی، مخل و مضر برای جامعهٔ سوسیالیستی محسوب می‌شد.

در همین حال دولت حکم اجرای پروژه‌هایی را داد تا توسط آن سبک جدیدی برای پوشش مردم در شوروی سوسیالیستی پیاده شود. طی این طرح، لباس‌های سنتی، فرم‌های جنبش کنستراکتیویسم و تاسیسات فناوری گرایانه جلب شدند. کنستراکتیویست‌هایی همچون واروارا استپانووا (به انگلیسی: Varvara Stepanova) و الکساندر رادچنکو(به انگلیسی: Alelsandr Rodchenko) توافق داشتند که مدهایی که توسط بازار هدایت می‌شوند ذاتاً مضرند. آنها با تکیه بر هندسهٔ ساده‌ای از کوبیسم به دنبال طراحی لباس‌هایی بودند که کاربردی، به راحتی به میزان انبوه قابل تولید و حتی گاهی هم زنانه و هم مردانه (به انگلیسی: Unisex) باشند. اما این شیوه برای تولید لباس با توجه به عدم وجود مواد و ماشین آلات مناسب نتوانست مطالبات مخاطبان پرولتاریایی که این طرح برایشان در نظر گرفته شده بود را رفع کند. طرح‌ها تنها برای بخش مرفه طبقهٔ روشنفکر قابل استفاده بودند که آنها هم در نهایت مدهای غربی را به مدهای به شدت آزمایشی داخلی ترجیح می‌دادند.




دورهٔ استالین

در دوران استالین احساسات ضد مد از بین رفت. مجلاتی که در گذشته توسط حزب کمونیست اتحاد شوروی تحریم شده بودند، زیبایی و مد را به عنوان بخشی ضروری از زندگی زنان شوروی ترویج می‌کردند. "مجله زنان رابوتنیتسا" (به انگلیسی: Rabotnitsa) وضعیت مد و خانه‌های مد تازه افتتاح شده در سراسر شوروی را تقریباً به طور منظم در هر شمارهٔ خود گزارش می‌کرد.[۲۹]"مجله کرستیانکا" (به انگلیسی: Krest’yanka) نیز برای نمایش‌های لباس و مدهای جدید شماره‌های خود را حتی به حومه شهرها و روستاها می‌فرستاد. ترویج زیبایی شناسی به شدت ارتقا یافته بود و تنوع آن حتی شهرهای لهستان را در بر گرفته بود.

این بهره مندی و علاقهٔ جدید در مد به ژوزف استالین منتسب شد که مدعی بود "زندگی بهتر و شادتر شده است". اما تصاویر زنان ساده و دهقانان ماهر به عنوان اثر سوسیالیسم در به وجود آمدن فقر در ذهن‌ها ماندگار شده بود. با این حال هنوز لباس‌های زیبا و مد به مثابه نشانه‌ای از فرهنگ و کیفیت زندگی برتر تحت لوای سرمایه داری برداشت می‌شد. در پنج سال دوم دهه ۳۰ میلادی جنبش استاخانویت (به انگلیسی: Stakhanovite)از نخستین نمونه‌هایی بود که کارگرهای موفق را با استانداردهای ظاهری بالایی برای کار نشان می‌داد. آن‌ها اغلب سوژهٔ عکاسی از لباس کار زیبا هنگام کار در کارخانه می‌شدند.

اما در واقعیت، مد تبلیغ شده توسط دولت مورد پسند اکثر شهروندان نبود، معنای این نارضایتی این بود که صنعت شوروی قادر به تولید لباس‌های شیک در مقادیر قابل توجه نبود و پوشاک تولید شده در دسترس عموم مردم قرار نداشت. در طول جنگ جهانی دوم رشد صنعت مد اتحاد جماهیر شوروی با وقفه مواجه شد. اگر یک شهروند متوسط اتحاد جماهیر شوروی یک لباس شیک می‌خواست معمولاً مجبور به پرداخت هزینهٔ گزافی به یک خیاط خصوصی می‌شد. مد روز به روز (به انگلیسی: Day-to-day fashion) غالباً تبدیل به تولید شخصی شده بود؛ مجلات نیز همواره به زنان توصیه می‌کردند که تحت روش‌های خودت انجام بده خودشان نیازهای پوششان رابرطرف کنند.




دورهٔ خروشچف

خروشچف (به انگلیسی: Khrushchev) بازار داغ مدهای غربی را به رسانه‌های داخلی برد. روزنامه نگاران برای تهیه گزارش از آخرین اخبار بین المللی گرایش‌ها و روند مد به خارج از کشور فرستاده می‌شدند.[۳۹] با این حال صاحبان موسسات مد دولتی و مجلات این گرایش‌ها را به صورت تعدیل شده و آنطور که باب میل دولت بود به مخاطبان شوروی ارائه می‌کردند. مدهای زودگذر به نفع سبک‌های کلاسیکی که مدتهای طولانی اجرا شده بودند رد می‌شدند. به علاوه بر اعتدال و عفت تاکید می‌شد. برای مثال طرح‌های سبک کوکو شانل به عنوان نماد مد ساده، ماندگار و کمال گرا به طور ویژه‌ای مورد تحسین قرار گرفت. مقاله‌ای در نیویورک تایمز در سال ۱۹۵۹ مدهای اتحاد جماهیر شوروی را "تقلید ناشیانه از مدهای منسوخ شدهٔ غربی" نامید. با این حال رشد این سبک‌ها و قرار گرفتنشان در دسترس عموم در حال افزایش بود، فروشگاه‌هایی مانند "جی یو ام"(GUM) که به تازگی بازگشایی شده بودند مدهای جدید را ارائه می‌کردند اما با قیمت‌های بالا می‌فروختند. رویکرد جدید دولت نسبت به مد به دقت محاسبه می‌شد. ترویج مدهایی با قیمت‌های سرسام آور و گزاف که در دوران استالین رخ داده بود در تضاد با در دسترس بودن واقعی منجر به خشم عمومی شده بود. در زمان خروشچف صنعت دولتی پوشاک هنوز هم قادر به تولید انبوه لباس‌های شیک نبود. به هر حال مدهای ساده شده، مردود سازی مازاد و قیمت‌های بالا به این صنعت اجازه داد که تا اندازه‌ای بر تقاضای مصرف کنندگان نظارت داشته باشد. اوایل دهه ۱۹۶۰ استانداردهای طبقه متوسط برای مد همچون "مد خیابان مسکو" چنان افزایش یافت که تقریباً از مد شهرهای غربی غیر قابل تشخیص بود. در همان زمان جنبش‌های مد پادفرهنگ (به انگلیسی: counterculture) مثل هیپی‌ها در گروه‌های بسیاری از نخبگان جوان شکل گرفت."استیلیاگی"(به انگلیسی: Stilyagi) یا "شکارچیان سبک" که لقبی موهن بود برای جوانانی که بیش از حد پیرو مد بودند، در اصل بر تصاویری که آنها از رسانه‌ها و مدهای غربی (به ویژه آمریکایی) داشتند استوار بود. مردها اقلامی مانند تی شرت‌های هاوایی (دارای طرح‌ها و رنگ‌های شاد)، عینک‌های آفتابی و شلوارهای تنگ و کفش‌های نوک تیز می‌پوشیدند و زنان علاقه مند به استیلیاگی دامن‌های کوتاه(مینی ژوب) و لباس‌هایی که تا حدودی ظاهری کودکانه داشتند می‌پوشیدند. این مدها برچسب افراطی را خوردند و گروهای جوانان اتحادیه کمونیست‌های کمسومول اتحاد جماهیر شوروی به مخفیگاههای استیلیاگی یورش می‌بردند و موهای زنان و پاچه‌های شلورهایشان را می‌بریدند.




دورهٔ برژنف(۱۹۷۰−۱۹۸۰)

تا اواخر دههٔ شصت میلادی، موسسات مد جماهیر شوروی، مانند "ادارهٔ امور مد متمرکز" (ODMO)، به طور فزاینده‌ای از گرایش‌های جدید غربی استقبال می‌کردند، با این حال در آن زمان هنوز داشتن مد متمایز برای اتحاد جماهیر شوروی یک نیاز محسوب می‌شد. برای مثال "مد فضا" (به انگلیسی: Space fashion) چیزی بود که در آن زمان با ستایش پیروزی و پیشرفت علوم اتحاد جماهیر شوروی به طور مستقیم برازندهٔ ایدئولوژی دولت بود. با این وجود واقعیت چیزی کاملاً متفاوت از طرح‌های موسساتی چون ODMO بود که آغوش به روی مد غربی گشوده بودند، صنعت شوروی توانایی حفظ و ادارهٔ تقاضاها برای کالاهای شیک و لوکس را نداشت و همچنین وضعیت تامین و عرضه به مغازه‌ها و مراکز خرید در شوروی سابق بدتر از دیگر کشورهای سوسیالیستی بود. مردم نیز از اقلام موجود در بازار ناراضی بودند. برای مثال ترویج طرح‌هایی که نقش و نگارهای لباس‌های سنتی و محلی روسیه مثل "دونیاشا" "روباشکا" و "سرافان" را داشتند به هیچ وجه برای زنان شوروی خوشایند نبودند در حالی که همین سبک‌ها در نهایت در غرب به محبوبیتی بسیار بیشتر از خود اتحاد جماهیر شوروی دست یافتند.

مد غربی برای طبقهٔ متوسط به مثابه بت بود و مردم به طور فزاینده‌ای مسحورش شده و آن را می‌پرستیدند؛ زیرا این قبیل مدها را می دیدند اما برایشان دست یافتنی نبود. برای مثال شلوارهای جین آبی رنگ آمریکایی یکی از لباس‌های بسیار خاص و مورد پسند بود؛ از جهت دیگر فروشگاه‌های دست دوم فروشی که تنها در آنها می‌شد لباس‌های غربی پیدا کرد، فقط از یک منبع تامین می‌شدند و آن بازدیدکننده‌هایی بودند که از غرب می‌آمدند و کالاها را با سود بالا وارد می‌کردند، یکی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای خرده فروشی به نام "بریوزکا" (به انگلیسی: Beryozka) نیز دست به فروش لباس‌های غربی زد اما تنها برخی از مردم مرفه که می‌توانستند مبادلات سنگین ارزی (به انگلیسی: Hard currency) انجام دهند و گواهی تبادل ارزی داشتند، توانایی خرید از آنجا را داشتند، زیرا تنها شکل پرداخت در این فروشگاه ارز و یا چک پول‌های بانک وینیِسخترگ (به انگلیسی: Vneshtorgbank) بود، گواهینامهٔ مبادلات ارزی و لباس‌های غربی در بازار سیاه نیز پیدا می‌شدند.




دورهٔ گورباچف (دههٔ ۱۹۸۰)

در این دوره تحت پروستریکا(بازسازی اقتصادی)، تنوع در مد تبدیل به امری قابل قبول شد. در سال ۱۹۸۷ گورباچف اجازهٔ انتشار و توزیع نسخهٔ روسی مجله بوردا را صادر کرد. یک سال بعد مجلهٔ ژورنال مد (به انگلیسی: Zhurnal Mod) اجرای جدیدی را به عنوان اولین مجلهٔ مد "شایسته" در اتحاد جماهیر شوروی شروع کرد. اگرچه تمام سبک‌های مد را ادارهٔ امور مد متمرکز ارائه می‌کرد.

زمانی که کنفرانس حزب نوزدهم در تابستان ۱۹۸۹ برگزار شد، به منظور افزایش تولید کالاهای مصرفی مصوبه‌ای مورد توافق قرار گرفت که لباس‌های شیک نیز به طور خاص در آن ذکر شده بود، با وجود اینکه طرفداران مد در بالاترین سطح از بوروکراسی قرار داشتند اما تغییرات واقعی در تولید به مرحلهٔ اجرا نرسید. وزارت صنایع نور برای ساخت محصولات جدید سهمیه تعیین می‌کرد اما کارخانه‌های نساجی به جای تولید محصولات الگوهای قدیمی را بازیافت می‌کردند. ضمن اینکه آرامش از سانسور تحت گِلاسنوست باعث شد مردم طبقهٔ متوسط بیش از پیش نسبت به همتایان غربی خود حساس شوند. آنها احساس می‌کردند مستحق پوشیدن لباس‌های شیک به عنوان نمادی از منزلت هستند با این حال کماکان بدست آوردن آن چیزی نبود که به راحتی میسر شود.





طراحی مد به سبک ایرانی


دورهٔ قاجار

مدگرایی و مد در ایران از زمان قاجار و با سفر ایرانیان به غرب آغاز شد. در آن زمان درباریان به دنبال توسعهٔ روابط دیپلماتیک با قدرت‌های اروپایی طی سفر به اروپا برای نخستین بار با پوشش‌های غربی آشنا شدند، همچنین دانشجویانی که برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفته بودند نیز زمینهٔ تغییر دیدگاه نسبت به سبک پوشش را فراهم آوردند.

پیش از دورهٔ قاجار اطلاع از لباس‌های اروپایی در میان زنان ایرانی محدود بود. عمدهٔ اروپاییان، دیپلمات‌ها، سربازان و تاجرانی که به اصفهان(پایتخت صفویان) سر می‌زدند مرد بودند، طبیعتا آن‌ها جامه اروپایی بر تن داشتند اما زمانی که لازم بود لباس ایرانیان را می‌پذیرفتند. جامه زنان اروپایی از طریق تصاویر وارداتی از زیبایی‌های مد روز شناخته می‌شد. تصاویری که همزمان توسط هنرمندان ایرانی که تخصصشان در نقاشی از چهره برای آلبوم مشتری‌هایشان بود، گرته‌برداری می‌شد.

ساعت : 4:29 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
شیک فا | next page | next page