هیجان (روان‌شناسی)

در روان‌شناسی هیجانها معمولاً به احساسها و واکنش‌های عاطفی اشاره دارند، هر هیجان از سه مؤلفهٔ اساسی برخورد است:

مؤلفهٔ شناختی، افکار، باورها و انتظارهایی که نوع و شدت پاسخ هیجانی را تعیین می‌کنند. آن چه برای یک فرد فوق العاده لذت بخش است، ممکن است برای دیگری کسل کننده یا آزارنده باشد.






مؤلفهٔ فیزیولوژیکی که شامل تغییرات جسمی در بدن است. برای مثال، هنگامی که بدن از نظر هیجانی به واسطهٔ ترس یا خشم بر انگیخته می‌شود، ضربان قلب زیاد می‌شود، مردمک‌ها گشاد می‌شوند و میزان تنفس افزایش می‌یابد. اکثر هیجان‌ها شامل یک انگیختگی کلی و غیر اختصاصی دستگاه عصب هستند.
مؤلفهٔ رفتاری، به حالت‌های مختلف ابراز هیجان‌ها اشاره می‌کند. جلوه‌های چهره‌ای، حالت‌های اندام و حرکت‌های بیانگر، و آهنگ صدا همراه با خشم، لذت، شادی، غم، ترس و هیجان‌های دیگر تغییر می‌کنند.
جلوهٔ چهره‌ای مهم‌ترین شکل ارتباط هیجانی هستند. بررسی‌هایی که صورت گرفته‌اند، نشان می‌دهند که برخی از جلوه‌های خاصِ چهره‌ای، ذاتی هستند. و بنابراین، در همه جای دنیا آن‌ها را می‌شناسند.
هیجان ها متشکل از الگوهای پاسخ های فیزیولوژیکی و رفتارهای مخصوص به نوع هستند . و در واقع غالبا از نظر مردم هیجان همان احساسی است که به فرد دست میدهد . ولی هیجان یک رفتار است نه یک تجربه ی خصوصی و پدیده ای است که در بقای نوع و تولید مثل نقش دارد .






افسردگی

افسردگی حالتی از اندوه، عجز و ناامیدی است که بر اثر ناکامی‌ها یا شکست‌های انسان ممکن است در او ایجاد شود. این حالت با بیماری افسردگی کاملاً متفاوت است؛ چراکه بیماری افسردگی ممکن است در فردی که در زندگی به‌هیچ‌وجه دچار ناکامی نشده‌است، نیز روی دهد.





اضطراب
اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست می‌دهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگيختگی فيزيولوژی است. وقوع مجدد موقعيت‌هايی که قبلاً استرس زا بوده‌اند يا طی آن‌ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد می‌شود. همهٔ انسان‌ها در زندگی خود دچار اضطراب می‌شوند، ولی اضطراب مزمن و شديد غيرعادی و مشکل‌ساز است. تحقيقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در خانم‌ها، طبقات کم‌درآمد و افراد ميان‌سال و سال‌خورده بیشتر ديده می‌شود.






تنيدگی (استرس) يا اضطراب

استرس و اضطرابدر لغت جنبیدن ،لرزیدن، تپیدن، پریشانحال‌شدن، یکدیگرراباچیزی زدن،بهم واکوفتن ، آشفتگی،بی‌تابی،بی آرامی می باشد اینها کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصيف حالات و احساسات بسيار استفاده می‌شوند: به طور مثال، به‌هنگام سخنرانی در برابر جمع، به‌هنگام امتحان، به‌هنگام مشکلات مادی، تاُخير سر يک قرار و ... هنگامی که در شرايطی چون شرايط فوق، در سخنان خود از اين دو کلمه استفاده می‌کنيم، توجه چندانی به تفاوت موجود ميان آن دو نداریم. ولی به طور مثال هنگام سخن گفتن از مشکلات روحی شايع در کودکان و نوجوانان، بايد دقيق تر بود و تفاوت ميان استرس و اضطراب را به خوبی درک کرد. در روان‌شناسی، اضطراب مرحلهٔ پيشرفتهٔ استرس مزمن است، که هنگامی به صورت يک مشکل بهداشت روانی در می‌آيد که برای فرد يا اطرافيانش رنج و ناراحتی به‌وجود آورد يا مانع رسيدن او به اهدافش شود و يا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند.

اضطراب هنگامی در فرد بروز می‌کند که شرایط استرس‌زا در زندگی او بیش از حد طولانی شود یا به‌طور مکرر رخ دهد، و یا اینکه دستگاه عصبی بدن نتواند به مرحلهٔ مقاومت تنیدگی پایان دهد و بدن برای مدتی طولانی همچنان بسیج باقی بماند. در این صورت بدن فرسوده و در برابر بیماری‌های جسمی و روانی (مانند اضطراب) آسیب‌پذیر می‌شود.






علل اضطراب

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زير برمی‌گردد:

عوامل زيست شناختی و جسمانی:

در افراد مضطرب، ميزان بعضی از هورمون‌های موجود در خون غيرعادی است. بنابراين هر آن‌چه که باعث اختلال در سيستم هورمونی شود، برای بدن خطر محسوب می‌شود. بارداری، کم‌کاری يا پرکاری تیروئید، پايين بودن قند خون، وجود غده‌ای در غدد فوق‌کلیوی که هورمون اپی‌نفرین توليد می‌کند و بی‌نظمی ضربان‌های قلب از اين عوامل هستند.






عوامل محيطی و اجتماعی:

عوامل اجتماعی و ارتباطی بسياری باعث به‌وجود آمدن اضطراب در افراد می‌شود، مانند مشکلات خانوادگی، احساس جدايی و طردشدگی،... از عوامل محيطی می‌توان تغييرات ناگهانی و غيرمنتظره را، همچون زلزله، بیماری، مرگ يکی از نزديکان،... نام برد.






عوامل ژنتیکی و ارثی:

يکی از مهم‌ترين عوامل اضطراب ژنتیک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگیری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی)، ولی تحقيقات و بررسی‌های انجام‌شده بر روی حيوانات و دوقلوهايی که با هم يا جدا از هم زندگی می‌کنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده‌اند، نشان می‌دهند که عوامل ژنتيکی نيز بسيار مؤثرند. با اين وجود باور نمی‌رود که ژن به خصوصی در اين مورد نقش داشته باشد، بلکه ترکيب بعضی از ژن‌ها چنین پیامدی را به دنبال دارد. طبق آخرين تحقيقات به نظر می‌رسد که عوامل ژنتيکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مکان‌های باز نقش زيادی دارد.






عوامل جانبی مؤثر در ابتلا به اضطراب

طبق گفته‌های بعضی از متخصصان، تغذیهی نادرست نيز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. کمبود بعضی از اسید آمینه، منیزیم، اسید فولیک و ویتامین ب۱۲، باعث تسريع در ابتلا به آن می‌شوند.






استفاده از مواد مخدر و داروهای روان‌گردان
برخی از ضايعه‌های مغزی (که باعث ايجاد علایمی شبيه به علایم اختلال وسواس می‌شوند.)






انواع اختلالات اضطرابی

به طور کلی اختلالات اضطرابی شش نوع هستند که هر کس می‌تواند به يک يا چند نوع از آن دچار شود.






اختلال اضطراب فراگير يا منتشر

اين حالت در افرادی ديده می‌شود که به‌طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند. موضوع اين نگرانی‌ها می‌تواند بسيار متنوع باشد: نگرانی از بيمار شدن فرزندان، نگرانی از مرگ يکی از آشنايان، نگرانی از ته‌گرفتن غذا،... اين حالت به مرحلهٔ مقاومت استرس شباهت دارد و خطر چندانی ندارد.

از علایم آن می‌توان تپش قلب، بی‌قراری، خستگی، بی‌خوابی، تنگی نفس، اختلال در تمرکز و حافظه را نام برد.






اختلال هراس

اين افراد دچار حملات اضطرابی ناگهانی می‌شوند که معمولاً چند دقيقه يا گاهی بيشتر به طول می‌انجامد. اين حملات بسيار اتفاقی، و طوری رخ می‌دهند که عامل تحريک‌کنندهٔ اصلی مشخص نيست. افراد مبتلا به اين نوع اضطراب اغلب جوان هستند.

احساس تنگی و فشردگی در قفسهٔ سينه، تپش شديد قلب، عرق کردن، لرزش، گيجی، احساس از دست‌دادن تعادل،... از علايم آن هستند؛ ولی اين علايم آنقدر گسترده هستند که افراد فکر می‌کنند دچار سکتهٔ قلبی شده‌اند و می‌ترسند که بميرند.






ترس‌های ساده یا اختصاصی

ترس‌های خاص شايع‌ترين نوع ترس مرضی است که طی آن فرد از مواجهه با بعضی موقعيت‌ها، فعاليت‌ها يا اشياء اجتناب می‌کند، مانند بعضی از حيوانات (عنکبوت، موش، مارمولک،...)، بلندی، دريا، خون، مرگ،... هر چيزی می‌تواند باعث اين نوع اضطراب (که خطر خاصی به دنبال ندارد) بشود. ترس از مکان‌های بسته ، ترس از اجتماع و ترس از مکانهای باز (که افراد مبتلا به آن از حضور در فضای باز و پر ازدحام و شلوغ و خروج از محيط منزل خودداری می‌کنند. اين اختلال معمولاً در نوجوانی شروع می‌شود، ولی سابقهٔ آن می‌تواند به دوران کودکی و تجربهٔ اضطراب جدايی در آن زمان برگردد.) از اين نوع اضطراب هستند.






اختلال اضطراب اجتماعی

اين نوع ترس در اواخر کودکی يا اوايل نوجوانی شروع می‌شود و ترس و شرمساری از اشتباه کردن، صحبت کردن در جمع، غذا خوردن، سرخ شدن يا لرزش صدا و... در برابر جمع است و و با خجالت ساده تفاوت دارد. اين حالت اضطراب مانع شناخت افراد جديد می‌شود و فرد را به انزوا و گوشه‌گيری می‌کشاند.






اختلال وسواس

در اين حالت فرد افکار يا اعمالی را برخلاف ميل خود تکرار می‌کند. اين بيماری می‌تواند به صورت وسواس فکری يا وسواس عملی يا هر دو در فرد ظاهر شود. در وسواس فکری، فرد قادر نيست فکر، احساس يا عقيده‌ای تکراری و مزاحم را از ذهن خود بيرون کند. افکار وسواسی می‌توانند بسيار ناراحت کننده، وحشت‌آور يا وحشيانه باشد. افکار وسواسی می‌توانند باعث شوند که فرد به سمت عادات وسواسی گرايش پيدا کند، يعنی عمل يا اعمالی را به طور مکرر انجام دهد (وسواس عملی). مانند شستن مکرر دست‌ها، بالا کشيدن بينی،... اعمال وسواسی هيچ‌گونه توجيه منطقی ندارند.






اختلال تنش‌زای پس از رویداد

اختلال تنش‌زای پس از رویداد را به نام سندرم موج انفجار نيز می‌شناسند. اين حالت مربوط می‌شود به حادثه‌ای (از قبيل جنگ، تصادفات شديد، سوانح طبيعی،...) که با استرس شديد هيجانی همراه است و شدت آن می‌تواند به هر کسی آسيب برساند. يک‌دوم افرادی که دچار چنين استرس شديدی می‌شوند علايم مربوط به آن را (مانند خوابهای تکراری، خاطراتی مبهم ولی فراگيرنده، از دست رفتن تعادل و پرخاشگری شديد،...) پس از گذشت حدود سه ماه از دست می‌دهند. هرچه اقدام‌های لازم برای درمان زودتر انجام گيرد، احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمتر می‌شود. در صورتی که اين حالت بيش از چند ماه طول بکشد، احتمال اين که تا آخر عمر با فرد باقی بماند بسيار زياد می‌شود.






اضطراب در کودکان و نوجوانان

تشخيص اضطراب و درمان آن در کودکان و نوجوانان بسيار مهم است، چون شخصيت آنان طی اين دوره شکل می‌گيرد. بسياری از کودکان زمانی که در شرايط جديدی قرار می‌گيرند، دچار اضطراب می‌شوند و واکنش‌های متعددی را از خود بروز می‌دهند ( لکنت زبان، آويزان شدن به پدر و مادر، خجالتی شدن، جويدن ناخن، ...). وظيفهٔ والدين در اين موقعيت اين است که با او با صبر و حوصله بر خورد کنند و به او اعتماد به نفس لازم را برای مواجهه با آن شرايط بدهند. تشويق والدين در ارتباط بر قرار کردن فرزندان با محيط خارج از خانه و افراد غير فاميل بسيار مؤثر است. بسياری از والدين از اين احساس فرزندشان تا روزی که به مشکل برخورند (مثل اولين روز مدرسه) بی اطلاع هستند. يکی از شايع ترين دلايل دل درد و حالت تهوع که در کودکان دبستانی ديده می‌شود، ترس و اضطراب آن‌ها از مدرسه است. نگرانی پدر و مادر ( از ورود تازهٔ کودک به مدرسه، وضعيت درسی او و ...) باعث انتقال آن به فرزند می‌شود و اضطراب او را افزايش می‌دهد. از اختلالات اضطرابی شايع در کودکان می‌توان اضطراب اجتماعی، ترس از مدرسه، اضطراب امتحان و اضطراب جدايی را نام برد.

با بزرگ شدن کودک و پا گذاشتن به دوران نوجوانی ممکن است اختلالات اضطرابی جديدی در او پديد آيد. در اين زمينه می‌توان به عوامل زير اشاره کرد:






اضطراب ناشی از پذيرفته نشدن از جانب همسالان

نوجوانان در اين مرحله از زندگی خويش به شدت به همسالان خود گرايش دارند و به دنبال برقراری ارتباط و دوستی با آنان هستند. والدين بايد نياز طبيعی مورد توجه همسالان قرار گرفتن فرزندشان را درک کنند و برای دوستان او احترام قائل باشند. همچنين حفظ اعتبار و شخصيت نوجوان در مقابل همسالان بسيار مهم است. ترس از برقرار کردن روابط عاطفی و اجتماعی و سرزنش‌های والدين در انتخاب دوستان به دليل متفاوت بودن فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش‌های خانواده ها، باعث اضطراب در نوجوان می‌شود. برای جلوگيری از پنهان کاری، پدر و مادر بايد در زمان مناسب و با منطق و ملایمت او را متوجه نتايج نامطلوب بعضی از معاشرت‌ها کنند.






تغييرات جسمی

نگرانی و اضطراب در اين مورد می‌تواند ناشی از ديررسی يا زودرسی بلوغ، احساس خجالت، نا آگاهی و يا ترس از شرايط جديد و ناتوانی در تطابق دادن رفتار خود با اين شرايط باشد. برای جلوگيری از اضطراب، پدر و مادر يا مربيان بايد به طور مناسب و شايسته، نوجوان را (قبل از پيدايش علايم ثانويهٔ بلوغ) در جريان مسائل مربوط به تغييرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند.






بروز رفتارهای پرخاشگرانه

مخالفت با افراد مختلف در خانه و يا خارج از آن، از خصوصيات بعضی از نوجوانان است که ممکن است با پرخاشگری کلامی يا غير از آن همراه باشد. عدم توانايی کنترل اين رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب در بسياری از نوجوانان می‌شود. برای جلوگيری از اين حالت، تربيت مناسب والدين، مقاوم ساختن فرزند در برابر سختی‌ها از دوران کودکی و ايجاد امنيت روانی می‌تواند مؤثر واقع شود. امر و نهی‌های غير اصولی و محدوديتهای بی مورد در کسب استقلال و آزادی، باعث تحريک عصبانيت و خشم‌های کنترل نشده در نوجوانان می‌شود. والدين بايد به نوجوان بياموزند که به هنگام خشم، منطقی برخورد کند و بدون توهين و تحقير ديگران عواطف خود را بيان کند. همچنين بايد به او بفهمانند که نحوه برخورد ديگران با او تا حدی نتيجه رفتار خود او با ديگران است.






ترس از مستقل شدن

يکی از عمومی ترين نيازهای نوجوانان داشتن استقلال و آزادی است. کسب استقلال در بسياری از نوجوانان باعث اضطراب می‌شود. از جمله مشکلاتی که طی دستيابی به استقلال در نوجوانان ديده می‌شود، تضاد و دوگانگی است. يعنی نوجوانان با اين که می‌خواهند و می‌دانند که بايد مستقل شوند، از استقلال می‌ترسند. ناآگاهی از وضعيت پس از استقلال، يکی از دلايل اصلی اين امر است. برای جلوگيری از ابتلا به اضطراب و دوگانگی، والدين بايد به نوجوان اعتماد به نفس و جرأٔت تجربه کردن دهند و برای او امنيت روانی فراهم کنند. دادن مسئوليت و فرصت به نوجوان و اجازهٔ اظهار نظر و تصميم دربارهٔ امور مربوط به خود، بدون تنبيه و تحقير او به خاطر اشتباهاتش، باعث می‌شود تا او از خطا هايش عبرت بگيرد، راه‌های مختلف زندگی را بياموزد و برای مستقل شدن آماده شود.






راه‌های پيشگيری از اضطراب

برای جلوگيری از اضطراب راه‌های مختلفی وجود دارند . می‌توان موارد زير را مثال زد:






رژيم غذايی سالم

استفاده از غذاهای متنوع و حاوی انواع مواد لازم به ميزان متعادل در حفظ سلامت بدن نقش اساسی دارد.






فعاليت بدنی به طور منظم

ورزش کردن به خصوص به طور منظم يکی از راه‌های پيشگيری و درمان اضطراب است. پياده روی تند و سريع به مدت ۴۰ دقيقه ميزان اضطراب را به طور متوسط تا ۱۴% کاهش می‌دهد. به علاوه، ورزش کردن باعث بالا رفتن کارايی دستگاه تنفسی و گردش خون، حفظ تعادل وزن و شادابی فرد می‌شود. ورزش هايی نيز چون یوگا باعث افزايش آرامش می‌شوند و در جلوگيری از اضطراب بسيار مفيدند.






افزايش اعتماد به نفس

اعتماد به نفس بالا باعث می‌شود تا بدن بتواند از حداکثر از نيروی خود برای مقابله با استرس استفاده کند.






عدم گوشه نشينی و اجتماعی بودن

هنگامی که افراد دچار فشار روانی می‌شوند، به طور غريزی از صحنه عمل و اجتماع کنارکشيده و به گوشه ای پناه می‌برند، در حالی که گوشه‌گيری باعث تشديد استرس می‌شود. ارتباط با افراد و دوستان، به خصوص کودکان که می‌توانند فرد را به خنده وادارند، باعث از ياد رفتن نگرانی حتی برای مدتی کوتاه می‌شود.






حمايت اجتماعی

وجود حمايت اجتماعی در زندگی هر فرد باعث می‌شود تا او در مقابل بحران‌های زندگی برای دفاع از خود سپری داشته باشد که به آن تکيه کند. حمايت اجتماعی، احساس امنيت و اعتماد به نفس را افزايش می‌دهد و فرد را در مقابل استرس و فشار روانی مقاوم تر می سازد.






انديشيدن به زمان حال

انديشيدن به زمان حال و کنار گذاشتن رؤياها و آرزوها برای موقعيت‌های مناسب تر آرامش ذهنی را افزايش می‌دهد. همچنين مشغول کردن ذهن به کاری که در حال انجام است و فکر نکردن به زمينه‌های اضطرابزای آن بسيار مؤثر است.






کسب اطلاعات در مورد شرايط تنش زا

بی اطلاعی از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تری در افراد می‌شود. کسب آگاهی و اطلاع از شرايط و مواردی فرد که با آن‌ها مواجه خواهد شد سبب می‌شود که کمتر دچار نگرانی و دلواپسی شود. به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوهٔ عمل و دردهای پس از آن باعث می‌شود تا آنان کمتر دچار اضطراب شوند.






خنديدن

خنده از سالمترین راه‌های جلوگيری از فشار روانی است. به هنگام خنده هورمونی ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می‌شود) در مغز آزاد می‌شود و ميزان هورمونهای استرس زا در خون پايين می‌آید.






ابراز هيجان بر روی کاغذ

نوشتن سادهٔ هيجانات و احساسات بر روی کاغذ موجب تسکين فشارهای روانی ناشی از رويدادهايی چون از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی و ... می‌شود.






درمان اضطراب

بعضی از موارد اضطراب اصولاً بیماری نیستند و بدون نیاز به پزشک می‌تواند درمان شود. به این موارد، اضطراب طبیعی می گویند که طی آن اضطراب به خوبی توسط بیمار کنترل و برطرف می‌شود (مثل اضطراب ناشی از امتحان). اضطراب طبیعی می‌تواند با روشهایی از قبیل حمام گرفتن به مدت طولانی، تنفس عمیق، صحبت کردن با شخصی مورد اعتماد، استراحت در یک اتاق تاریک و ... تحت کنترل درآید.

مراجعه به پزشک زمانی ضروری می‌شود که خود درمانی فرد جواب ندهد، یا فرد دچار هراس بیش از حد یا علایمی جدید و غیر قابل توجیه شود. در آن صورت پزشک درمان دارویی یا درمان غیر دارویی (روش‌های کلاسیک) را به او پیشنهاد می‌کند. از داروهایی که امروزه برای درمان اضطراب مورد استفاده قرار می‌گیرند می‌توان فلوکستین ( پروزاک) ، داروهایی از خانوادهٔ بنزودیازپینها (برای مدت کوتاه)، سرتالین و ... را مثال زد. درمانهای دارویی گاه در برخی بیماران دارای عوارضی هستند . از بین درمانهای غیردارویی می‌توان تن‌آرامی (آرام‌سازی) , حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی بیوفیدبک و... را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابلهٔ مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا آماده کند.





ترس

ترس احساسی معمولاً ناخوشایند اما طبیعی است که در واکنش به خطراتِ واقعی ایجاد می‌شود.

ترس را از اضطراب، که معمولاً بدون وجود تهدید خارجی رخ می‌دهد، باید جدا دانست. علاوه بر این ترس به رفتارهای خاصِّ فرار و اجتناب مربوط است، در حالی که اضطراب، ناشی از تهدیدهایی خواهد بود که مهارناپذیر و غیرقابل اجتناب تلقی می‌شوند. ترس معمولاً با درد ارتباط دارد. مثلاً کسی از ارتفاع می‌ترسد، چه، اگر در افتد آسیب جدی خواهد دید یا حتی خواهد مرد. بسیاری از نظریه‌پردازان، چون جان برودس واتسن و پال اکمن، پیش نهاده‌اند که ترس یکی از چند احساس بنیادین و فطری است (نظیر شادمانی و خشم). ترس از سازوکارهای بقاست و معمولاً در پاسخ به یک محرک منفی خاص روی می‌دهد.






ریشه‌شناسی

صورت فارسی میانهٔ این کلمه tirs-‎ است که مادهٔ مضارع به شمار می‌آید. صورت ایرانی باستان آن ‎*trsa-‎ است که مادّهٔ آغازی است از ریشهٔ t.rh-‎ به معنی ترسیدن. این ریشه مشتق است از ریشهٔ هندواروپایی ‎*t.rs-‎ (همراه با ‎*ters-‎ و ‎*tres-‎)که به معنی لرزیدن است.






تفاوت ترس با فوبی

باید بین ترس و فوبی تفاوت قائل شد. زیرا فوبی‌ها ترس‌هایی هستند که به طور گسترده با خطرات واقعی آن موقعیت تناسب ندارند، نوعاً فراتر از کنترلِ ارادی هستند، و باعثِ خودداری از موقعیتِ ترسناک می‌شوند.
عکس العمل‌های رایج در برابر ترس

کسی که می‌ترسد بسته به شرایط، ممکن است یکی از عکس العمل‌های زیر را بروز دهد:






فریاد کشیدن:

فریاد کشیدن عموماً در مردان و جیغ زدن در زنان اولین عکس العمل در برابر عامل ترس است. فریاد را صدایی با بسامد پایین و شدت صوت بالا و جیغ را صدایی با بسامد بسیار زیاد و شدت معمولی تعریف می‌کنیم.

صدایی که شدت بالا یا بسامد بالا دارد در اکثر مواقع باعث ترس موجود مهاجم خواهد شد و به سود افراد است. همچنین جیغ کشیدن در جوامع انسانی نوعی درخواست کمک نیز محسوب می‌شود.

همچنین اگر حیوانی قصد حمله به انسان را داشت پیشنهاد شده‌است انسان از این برتری ذاتی خود استفاده کند، انسان‌ها، میمون‌ها و پرندگان موجوداتی هستند که از این واکنش بیشتر استفاده می‌کنند.

واق واق سگ هم نوع پیشرفته آن به حساب می‌آید و وقتی سگ قصد ترساندن مهاجم را دارد از آن استفاده می‌کند نه وقت حمله. صدای واق واق سگ شدت سوت بسیار بالایی دارد و یکی از موثر ترین روش‌ها برای ترساندن مهاجم است به همین دلیل توصیه اکید شده است از نگهداری سگ در خانه‌ای که زن باردار در آن حضور دارد خودداری کنید.






حمله آنی:

اگر به طور ناگهانی با عامل خطرساز مواجه شوید ممکن است بلافاصله به آن حمله‌ور شوید. این بسیار کارساز است.






فرار کردن:

فرار کردن از موجود مهاجم اگر سرعت و مهارت دویدن شما بهتر است ایده بسیار خوبی است. همچنین وقتی قدرت کافی برای مقابله با مهاجم را نداشته باشید. اکثر موجودات مانند پرندگان، چهارپایان گیاهخوار و حشرات از این روش استفاده می‌کنند.






بیهوش شدن

بیهوش شدن حالتی شبیه مردن است که باعث عدم تحریک غریزه کشتن در مهاجم می‌شود. در طبیعت معمولاً حیوانات وحشی نظیر خرس و شیر از خوردن حیوانی که قبلاً مرده است خودداری می‌کنند.

انسان‌ها، دوزیستان و گونه‌های خاصی از پرندگان این عکس العمل را دارند.
7:46 am

طراحی مد

طراحی مد (به انگلیسی: Fashion Design) هنر استفاده از طراحی، زیبایی شناسی(حسّیک) و یا زیبایی طبیعی برای خلق پوشاک و زیورآلات است، طراحی مد متاثر از عرض‌های جغرافیایی، فرهنگ‌ها و جوامع مختلف بوده و به اندازهٔ همین تفاوت‌ها دارای تنوع بالایی است. طراحان مد به طرق متفاوتی در بخش‌های طراحی پوشاک و زیورآلات کار می‌کنند، بعضی به تنهایی و بعضی به عنوان بخشی از یک گروه به این حرفه مشغول هستند. آنها با تلاش برای طراحی لباس‌های زیبا و باب طبع جامعه سعی در ارضاء تمایل مصرف کنندگان دارند. به دلیل اینکه طراحی و ارائهٔ لباس‌های جدیدی که مورد پسند عموم قرار بگیرند فرآیندی زمان بر است، متخصصین این حرفه در عین حال باید بتوانند به طور دقیق زمان تغییر سلیقهٔ مصرف کننده را پیش بینی کنند. مد و رسانهٔ آن که پوشاک است نمادی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی جوامع هستند.






طراحان مد تلاش می‌کنند تا لباسی که طراحی می‌کنند تابعی از زیبایی و دل انگیزی باشد، آنها باید در نظر داشته باشند که هر نوع لباسی چه مخاطبی دارد و همچنین در چه موقعیتی پوشیده می‌شود. آنها برای انجام این مهم محدوده‌ای وسیع از مواد و ترکیبات آن و همچنین طیف گسترده‌ای از رنگها، الگوها و سبک‌ها را در اختیار دارند. با وجود اینکه لباس‌های روز و معمولی بیشترین میزان لباس‌های مصرفی را تشکیل می‌دهند و در محدودهٔ سبک‌های قراردادی متداول و مرسوم قرار دارند، لباس‌های رسمی و لباس‌های شب که برای مراسم خاص و مهمانی‌ها استفاده می‌شوند نیز مطلوب هستند و مخاطبان خاص خود را دارند.

برخی از لباس‌ها به طور خاص برای یک شخص ساخته می‌شوند. دوخت سفارشی (به فرانسوی: Haute couture) یا خیاطی قراردادی از جمله روش‌هایی هستند که برای این منظور به کار می‌روند. با این وجود امروزه پوشاک بیشتر برای بازار انبوه، به خصوص لباس‌های روز و معمولی طراحی می‌شوند.




ساختار

طراحان لباس از راههای متنوع و متفاوتی می‌توانند کار کنند، برای مثال آنها می‌توانند به شکل تمام وقت در خانهٔ طراحان که متعلق به صاحبان طرح هاست برای یک مد خاص و یا به صورت انفرادی یا به عنوان بخشی از یک گروه کار کنند. طراحان مستقل روی طرح‌های خودشان کار می‌کنند و پس از اتمام کار، طرح‌های خود را به خانه‌های مد یا به طور مستقیم به مغازه‌ها و تولیدی‌های لباس می‌فروشند و لباس‌ها برچسب خریدار طرح را می‌خورند. برخی از طراحان برچسب‌های خودشان را می‌سازند که تحت آن طرح هایشان با نام خودشان در بازار عرضه می‌شوند. بعضی از طراحان نیز خود کارفرما هستند و برای مشتریان منحصربه فرد و خاصی طراحی می‌کنند. بعضی دیگر از طراحان در بخش مد برتر (به انگلیسی: High Fashion) فعالیت می‌کنند و کارهای خود را برای فروشگاههای تخصصی و یا فروشگاه‌های حوزهٔ مد برتر می‌فرستند، این طراحان که به دنبال بنا نهادن گرایش‌های مد هستند لباس‌های مبتکرانه و بدیع خلق می‌کنند. با این حال اکثر طراحان مد ایده‌های نوآورانهٔ خود را برای بازار انبوه لباس‌های زنانه، مردانه و کودکانه به کار می‌برند و در استخدام تولیدکنندگان پوشاک هستند.

از بزرگترین مارک‌های طراحانی که نام تجاری خودشان را دارند، می‌توان به ابرکرومبی اند فیچ، جاستیس و جوسی اشاره کرد که به احتمال زیاد توسط گروهی از طراحان منحصر به فرد طراحی می‌شوند که تحت کارگردانی یک مدیر طراحی کار می‌کنند.




طراحی پوشاک

طرن لباس علاوه براینکه به شکل‌های متفاوتی کار می‌کنند، به طرق متفاوتی نیز طراحی می‌کنند. بعضی ایدهٔ اولیهٔ طرح خود را روی کاغذ پیاده می‌کنند در حالیکه بعضی دیگر با آویزان کردن پارچه بر روی فرم ابتدایی لباس، طرحی را که می‌خواهند تصور می‌کنند و برخی نیز به کمک نرم افزارهای کامپیوتری طرح لباس مورد نظرشان را ترسیم می‌کنند. زمانی که طراح به طور کامل از تناسب و هماهنگی پارچه‌ها راضی باشد با یک طراح الگو حرفه‌ای مشورت می‌کند تا طرح اولیه را روی کاغذ یا از طریق نرم افزارهای کامپیوتری کامل کند. کار طراح الگو بسیار دقیق و پر زحمت است، تناسب پوشاک کامل شده در واقع به دقت آنها بستگی دارد، آنها پس از اطمینان از ابعاد اولیه یک نمونه از لباس می‌سازند تا روی تن یک مدل واقعی تست شود و از درست بودن اندازه و ابعاد آن در عمل هم مطمئن شوند.

میریام چالک (به انگلیسی: Myriam Chalek)، مالک و موسس خانهٔ تجارت خلاقانه (به انگلیسی: Creative Business House) می‌گوید بسیاری از طراحان مد تنها یک مفهوم از مدی که می‌خواهند ایجاد کنند دارند، درطول ساخت و ساز و پیاده سازی روی کاغذ تکنیک‌ها و ساختارهای لازم نه در ذهن هستند نه در مفهوم بصری و نه در روند طرح زدن روی کاغذ. بنابراین طراح مد نیاز به مشورت با طراح الگو و نمونه ساز دارد تا دریابد که آیا طرحی که روی کاغذ کشیده را می‌توان عملی کرد و به زندگی واقعی آورد یا نه.




تاریخچه

در قرن نوزدهم میلادی چارلز فردریک ورث (به انگلیسی: Charles Frederick Worth) با دوختن برچسب نام خود به لباس‌هایی که طراحی می‌کرد زمینه ساز شروع طراحی مد به طور کلی شد. درست پیش از آنکه بزازها مزون‌های لباس (خانه‌های مد) خود را در پاریس برپا کنند و انبوه خیاط‌های شناخته نشده دست به خلاقیت بزنند و مدهای عالی که در دادگاههای سلطنتی پوشیده می‌شدند برچیده شوند. موفقیت ورث به طوری بود که او به جای اینکه مانند خیاط‌های دیگر که در گذشته تنها از دستور مشتری پیروی می‌کردند رفتار کند، می‌توانست به مشتریانش دیکته کند چه بپوشند. واژهٔ 'طراح مد' (به فرانسوی: Couturier) در حقیقت اولین بار برای توصیف او ساخته شد. در حالیکه مقولهٔ پوشاک در هر دورهٔ زمانی توسط دانشگاهیان مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است، تنها خلق پوشاک از سال ۱۸۵۸ به بعد را می‌توان به طور موثر طراحی لباس در نظر گرفت.

در همان دوره بود که بسیاری از مزون‌های لباس (خانه‌های مد) شروع به استخدام هنرمندان و نقاش‌ها کردند تا طرح لباس‌ها را بکشند. تصاویر نقاشی شده به مشتری‌ها نشان داده می‌شدند که بسیار ارزان تر از نمونه واقعی لباس تولید شده در کارگاه بودند، در صورتی که مشتری‌ها یکی از طراحی‌های آنان را می‌پسندیدند آن لباس را سفارش می‌دادند و خانهٔ مد از این طریق صاحب درآمد می‌شد. به این ترتیب، سنت طراحی لباس به جای ارائهٔ لباس‌های تکمیل شده به عنوان یک کار اقتصادی شروع شد.

یک طراح مشهور جامائیکایی به نام شانون مگی (به انگلیسی: Shannon McGHIE) می‌گوید:'طراحی مد عشق و شوری است برخاسته از قلب هنرمند. '




انواع مد

توسط تولیدکنندگان لباس ساخته می‌شوند در سه دستهٔ اصلی قرار می‌گیرند، اگرچه این ممکن است به شاخه‌های فرعی دقیق تری نیز تقسیم شود:



دوخت سفارشی یا تولید انحصاری (طراحی و خیاطی بانوان)
مد پوشاک تا سال ۱۹۵۰، عمدتاً طراحی و ساخت لباس به شکل دوخت سفارشی (روش فرانسوی) و بر اساس اندازه‌هایی بود که مشتری سفارش می‌داد، هر لباس برای یک مشتری خاص طراحی و دوخته می‌شد و برای مشتری‌ها به شکل انحصاری سفارش دوخت گرفته می‌شد، به طور معمول در آن دوره از پارچه‌های گران قیمت و با کیفیت بالا استفاده می‌شد و با دقت بسیار بالا به جزئیات و اتمام کار لباس دوخته می‌شد. درنتیجه این کار فرآیندی بسیار وقت گیر بود، ظاهر و تناسب لباس به نسبت هزینهٔ مواد و زمان لازم برای دوخت در اولویت قرار داشتند.



پوشاک آماده یا تولید ماشینی
لباس‌های ماشینی مرز بین دوخت سفارشی و تولید انبوه هستند، این لباس‌ها برای مشتری‌های مخصوص دوخته نشده‌اند اما دقت زیادی در انتخاب و برش پارچه صورت گرفته است و به منظور تضمین انحصار، این لباس‌ها در مقادیر محدود دوخته شده‌اند. در نتیجه به نسبت گران قیمت هستند. مجموعه‌های لباس‌های ماشینی معمولاً در هر فصل طی دوره‌ای که به نام هفتهٔ مد(به انگلیسی: Fashion Week) شناخته می‌شود توسط خانه‌های مد به عرضهٔ نمایش گذاشته می‌شوند. این پدیده دوبار در سال در سرتاسر شهرها اتفاق می‌افتد. انواع لباس‌هایی که در فصل‌های مد ارائه می‌شوند شامل پوشاک بهار/تابستان، پاییز/زمستان و همچنین لباس‌های راحتی، لباس شنا و لباس عروس هستند.



عمده فروشی یا تولید انبوه
در حال حاضر صنعت مد بیش از هر چیز متکی بر فروش بازار انبوه است. تولید انبوه طالب بیشتری دارد و نیاز طیف گسترده‌ای از مشتریان را برآورده می‌کند. مشاهیر دنیای مد برای هر فصل مد روندهایی را تعیین می‌کنند که بر اساس آن لباس‌های ماشینی تولید می‌شود. آنها اغلب تمام طول یک فصل را صبر می‌کنند تا مطمئن شوند آیا سبک مطرح شده می‌تواند بازار را به دست بگیرد یانه، سپس برای تولید آن ابتکار عمل را به دست می‌گیرند و به منظور صرفه جویی در هزینه و زمان از پارچه‌های ارزان تر و تکنیک‌های ساده تر برای تولید استفاده می‌کنند که به راحتی می‌تواند توسط یک دستگاه انجام شود. در نتیجه محصول نهایی می‌تواند خیلی ارزان تر فروخته شود. یک نوع طراحی وجود دارد که سبک کوچ (به انگلیسی: Kutch) نامیده می‌شود و منشاء آن به واژهٔ آلمانی"kitsching" برمی گردد که معنی آن زشت یا به لحاظ زیبایی شناسی ناخوشایند است. کوچ همچنین اشاره به نوع پوشش یا نمایش لباس‌هایی دارد که به اصلاح از مد افتاده‌اند، اغلب شلوارهای فاق بلند مربوط به دههٔ ۸۰ میلادی نماد مد کوچ (به آلمانی: Kitsch) در نظر گرفته می‌شوند.




درآمد
ایالات متحدهٔ آمریکا

میانگین دستمزد سالانهٔ طراحان لباس در ماه مه سال ۲۰۱۱، ۶۴/۶۹۰ دلار بود. این میانگین برای طراحان با دستمزد متوسط که حدود ۵۰٪ از کل طراحان بودند بین ۴۲/۱۵۰ تا ۸۷/۱۲۰ دلار بود و برای کم درآمدترین آن‌ها که حدود ۱۰٪ از طراحان را شامل می‌شدند چیزی کمتر از ۳۲/۷۰۰ دلار و برای پردرآمدترین آن‌ها بالای ۱۲۷/۸۲۰ دلار بود.

متوسط درآمد سالیانهٔ پوشاک، کالاهای پارچه‌ای، ایده و مفاهیم مد برای تولیدکنندگانی که بزرگ‌ترین تعداد طراحان مد را داشتند حدود ۷۲/۴۵۰ دلار در سال بود. این میانگین برای طراحانی که از عکس‌ها و فیلم‌های تبلیغاتی استفاده کرده بودند حدود ۱۰۱/۰۴۰ بود.



تحصیل و آموزش مد
تعداد زیادی مدارس تخصصی هنر و طراحی شناخته شده و معروف در دنیا وجود دارند که کارشناسی طراحی مد و فناوری طراحی مد ارائه می‌دهند، بعضی از کالج‌ها دارای دورهٔ کارشناسی ارشد مد نیز هستند، هر چند داشتن کارشناسی ارشد در این رشته الزامی نیست و این مقطع تحصیلی بیشتر به کسانی که پیش تر در این صنعت مشغول به کار بوده‌اند توصیه می‌شود.

در دیگر نقاط دنیا نیز چند دانشگاه مد وجود دارد، از جمله موسسهٔ ملی فناوری مد در هند (به انگلیسی: National Institute of Fashion Technology in India)، دانشگاه شی چین در هنگ کنگ Shih Chien University، دانشگاه آر ام آی تی در ملبورن استرالیا (به انگلیسی: RMIT University)، دانشگاه کاتولیک فو جن در تایوان (به انگلیسی: Fu Jen Catholic University) و دانشگاه زنجیره‌ای آسیا به نام کالج طراحی و بازرگانی رافلز (به انگلیسی: Raffles College of Design and Commerce). تمامی این دانشگاه‌ها دارای دوره‌های معتبر طراحی مد هستند.

در سراسر ایالات متحده بسیاری از دانشگاه‌ها رشتهٔ طراحی مد را به عنوان شاخه‌ای از رشتهٔ تحصیلی هنرهای لیبرال عمومی (به انگلیسی: General Liberal Arts) ارائه می‌دهند. طراحی مد به طور کلی ممکن است نام‌های جایگزینی داشته باشد و یا با رشته‌هایی مرتبط ادغام شده باشد، مانند پوشاک و منسوجات، طراحی پارچه، طراحی لباس، صنایع دستی و... همچنین ممکن است زیر مجموعه‌ای از هنر، تاریخ هنر و یا مطالعات خانواده و مصرف کنندگان باشد. بعضی از مدارس عالی، مانند پارسونز (به انگلیسی: Parsons) کارشناسی ارشد رشتهٔ مدیریت مد که تلفیقی از دروس مد با دوره‌های تجارت است را نیز ارائه می‌دهد.

تنها دانشگاه عضو در لیگ آیوی (به انگلیسی: The Ivy League)، (مجموعه‌ای متشکل از هشت عدد از بهترین دانشگاههای دنیا که در منطقه شمال شرقی ایالات متحده واقع شده‌اند) که در مقطع کارشناسی رشتهٔ طراحی مد را ارائه می‌دهد دانشگاه کرنل (به انگلیسی: Cornell University) واقع در ایتاکا، نیویورک، است که برنامهٔ آموزشی خود را در چارچوب بخش علوم فیبر و طراحی پوشاک (به انگلیسی: department of Fiber Science & Apparel Design) ارائه می‌دهد. دانشگاه کرنل در رشتهٔ طراحی پوشاک دارای مقطع تحصیلی دکترا نیز می‌باشد. می‌توان لیست به روز شدهٔ دانشگاههای آمریکایی که مقطع کارشناسی ارشد و دکترای رشتهٔ طراحی مد را ارائه می‌دهند در سایت ITAA.org یافت. برنامه‌های آموزشی طراحی پوشاک برای پاسخگویی به نیازهای دانشگاه‌ها، صنعت و پژوهش به عنوان یک علم کاربردی در نظر گرفته شده است که به منظور پاسخگویی به نیازهای بشر به پوشاک، پذیرای بخش‌های طراحی، فناوری، علوم فیزیک، علوم انسانی و علوم اجتماعی می‌باشد.




سیستم طبقه بندی
طراحان در یک سیستم سلسله مراتبی فرانسوی کار می‌کنند. مد به عنوان هدف، عملکرد سیستم حاکم و موقعیت توابع آن را در یک نظام اجتماعی تضمین می‌کند. مد به طور ایدئولوژیک بخشی از فرایندی است که داخل گروههای اجتماعی خصوصی شکل می‌گیرد، که در این مورد طراحان خبره مواضع قدرت و روابط سلطه و فرمانبرداری را ایجاد، حفظ و بازتولید می‌کنند. در کار گروهی برای طراحی مد هر کس با توجه به میزان تلاش و ابتکاری که نشان دهد رشد می‌کند و ترفیع می‌گیرد. امروزه نگاه و تصور اسطوره‌ای نسبت به طراح به عنوان یک نابغهٔ خلاق از موقعیت اجتماعی آنها منفصل شده است چرا که خلاقیت و تولید مد حاصل کار اجتماعی است و نه استعداد ذاتی، گرچه ممکن است کسی بسیار خلاق و با استعداد باشد اما بدون همکاری و کسب مشروعیت از جانب سیستم مد و عبور از دروازه‌های آن نمی‌تواند به شهرت برسد. بنابراین سیستم طبقه بندی به عنوان یک اصل ضروری نه تنها در صنعت مد بلکه در تمامی صنایع فرهنگی نقش مهمی دارد. چرا که باعث می‌شود مؤلف کارهای خلاقانه قابل شناسایی باشد.

ساعت : 7:46 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
شیک فا | next page | next page