خبر
اخبار جمع واژه خبر است. همچنین مطالبی که برای آگاهی مردم می‌گویند و می‌نویسند که می‌تواند به شکل اینترنتی منتشر شود (مانند گوگل نیوز) یا به شکل کاغذی که به آن روزنامه(یا هفته‌نامه و ماه‌نامه بستگی به بسامد انتشار دارد) گویند (مثلاً واشنگتن پست یا گاردین یا همشهری) و یا به شکل تلویزیونی که به آن شبکه خبری گویند (مانند بی‌بی‌سی یا شبکه خبر).






خبر

برای خبر تعاریف متفاوتی آورده شده است. اما معروف‌ترین جمله که به قدمت حرفه ژورنالیسم در تعریف وجود دارد این است که سگی انسان را گاز گرفت خبر نیست، اما انسانی سگ را گاز گرفت خبر است. این گفته، همانند بسیاری از گفته‌ها و ضرب المثل‌ها، به رغم کوتاه بودن اما در بین خبرنگاران جهان مشهوریت دارد. خبر رویدادی جدید است که جذابیت لازم را برای مخاطبان مورد نظر داشته باشد. بنابراین رویدادی که در یک شهر خبر محسوب می‌شود، در شهر دیگری ممکن است خبر نباشد.

اغلب متخصصان در این حوزه تعریفی برای آن ذکر کرده‌اند. برای نمونه اِولین وُوگ درباره تعریف خبر می‌گوید که خبر چیزی است که فردی بی تفاوت به دنیا بخواهد آن را بخواند و تنها زمانی خبر می‌شود که او آن را بخواند. بعد از آن ارزشی ندارد. یا آرتور مک ایون، سر دبیر سان فرانسیسکواگزمیز درباره خبر چنین تعریفی را می‌آورد: هر آنچه خواننده را به ُنچ ُنچ وا دارد خبر است.

برای خبر تعاریف بسیار دیگر آورده شده از جمله اینکه، خبر ماده اولیه روزنامه است. خبر باید فوری و پس از حادثه به جریان افتد، برای عموم جالب باشد، حاوی اطلاعات تازه باشد، خنثی نباشد و ادراکات فرهنگی جامعه خاص خود را منعکس کند.






تشریح خبر

خبر دربرگیرنده نکاتی است که بیشتر جنبه تازگی و نو بودن دارد و مردم را از حوادث و تحولاتی که به تازگی روی داده آگاه می‌سازد. اما لزوماً همیشه اینگونه نیست. برخی رویدادها در طول چند دهه بارها اتفاق می‌افتند و در اخبار منعکس می‌شوند و به ندرت توجهی برای تکرار و پخش آنها یافت می‌شود.

برخی معتقدند که هر چه در خبر رسانی ارزشها و دیدگاههای اقشار و طبقات بیشتری از شهروندان لحاظ شود، ما با سیستم خبری مسؤولانه تری در قبال شهروندان روبروییم. هربرت. ج. گنز در کتاب دموکراسی و خبر فاصله زیادی می‌بیند بین اوضاع کنونی خبر رسانی در جامعه آمریکا و مدل آرمانی‌اش که مبتنی است بر دموکراسی آرمانی شهروندان.






خبر خوب

برخی چنین می‌گویند که خبر خوب، خبری است که توسط مخاطب دیده شود، و بعد از خودنمایی، تاثیر گذار باشد. برای دیده شدن باید به فرم توجه کرد و برای تاثیرگذاری باید محتوا داشت. برای دیده شدن می‌توان به مواردی همچون یک تیتر جذاب یک شروع طلایی، یک ترکیب بندی و ساختار حرفه‌ای، یک تصویر مناسب و یک پایان موثر اشاره کرد.






ناگفته‌های پیشین، خبر

برخی رویدادهای خبری هم با آنکه مدت‌ها از زمان وقوعشان می‌گذرد، با افزودن مطالب ناگفته پیشین یا اطلاعات تازه‌ای که از آنها به دست آمده است، جنبه‌ای از تازگی می‌یابند. برای مثال به این بخش از یک رویداد خبری که ۵۶ سال پیش از وقوع آن گزارش شده است، تازه گی جدیدی در خبر دیده می‌شود. محتوای اسناد دولتی که در جریان تلاش مردی برای یافتن پدر گمشده اش فاش شد، نشان می‌دهد چگونه هزاران نظامی چینی که در جریان جنگ جهانی دوم در ارتش انگلیس خدمت می‌کردند، در جوی آکنده از نژادپرستی ضد شرقی مجبور شدند به کشورشان بازگردند.

همچنین یاسر عرفات که در اکتبر سال ۲۰۰۴ به شدت بیمار شد که بر اثر این بیماری فوت کرد. پس از چند سال نبش قبر عرفات در خصوص علت مرگش و ابهاماتی که ایجاد شده بود باعث ایجاد تازگی در خبر شد.






سبک ساعت شنی

سبک ساعت شنی را سبک خبرنویسی مدرن نیز نامگذاری می‌کنند. گفته می‌شود این سبک، سبکی است که به خوبی قادر است، سلیقه‌های گوناگون مخاطبان خبر را راضی نگه دارد.

ساعت شنی، مدل گسترش یافته سبک تلفیقی است، در این سبک، لید کمی مشروح‌تر، و کامل‌تر آورده می‌شود. در سبک تلفیقی قوانین کلمه شماری (۲۵ تا ۳۵ کلمه) را رعایت می‌کند، اما در سبک ساعت شنی ممکن است لید ۶۰ کلمه یا حتی بیشتر هم باشد، ممکن است یک لید از سه یا چهار پاراگراف تشکیل شود.

تفاوت دیگر، این‌که سبک ساعت شنی یک پازل سه تکه است. ابتدا درقسمت بالا، یک لید چند پاراگرافی که به سبک هرم وارونه تنظیم شده وجود دارد. در پایین یک هرم که داستان واقعه را به ترتیب تاریخی گزارش می‌کند، و در وسط یک جمله یا عبارت که هرم وارونه را به سبک هرم (ترتیبی) متصل می‌کند. به این جمله یا عبارت، جمله چرخشی می‌گویند.

می‌گویند که سبک ساعت شنی ابتدا به وسیله روی پیتر کلارک در ۱۹۸۳ بعد از اینکه او شروع به نوشتن چیزهای نو در روزنامه صبح خود کرد، نام گذاری شد.

ساختار ساعت شنی می‌تواند مانند هرم وارونه، مهمترین اطلاعات داستان را به شکل اخبار سخت در ابتدای مطلب جای دهد. سپس با یک عبارت چرخشی شما را وارد اصل داستان به شکل ترتیبی کند.






خبر محلی و سراسری
ارزش خبری

مناسب ترین زاویه دید از نظر مخاطب ارزش خبری است. در خبر باید بخشی برجسته شود که ارزش خبری بیشتری نسبت به باقی ارزش‌های خبری داشته باشد. عوامل مختلفی وجود دارد که نشان دهید یک رویداد ارزش خبری دارد یا خیر.
وجود اختلاف نظر و تقابل، بروز رویدادی غیر عادی، شخص، موسسه یا مکان مهم و برجسته‌ای که نامش برای مردم آشنا باشد، مجاورت، علاقه شخصی یا وقتی موضوعی ارتباط مستقیمی با مخاطب پیدا می‌کند، جذابیت انسانی، خطوط زمانی (موضوعی که تازه اتفاق افتاده و شروع به اتفاق افتادن کرده است)، تغییر، تاثیر مستقیم بر زندگی مخاطب، خشونت و درام از مواردی هستند که در مواقع خاص دارای ارزش خبری هستند. ارزش‌های خبری به هفت دسته تقسیم می‌شوند.

تازگی
مجاورت
در برگیری
شهرت
شگفتی
فراوانی و تعداد
تضاد، برخورد و درگیری که یک خبر می‌تواند یک یا حتی همه آن‌ها را داشته باشد.

تازگی بستگی دارد که خبر مناسبتی باشد یا نه اگر مناسبتی باشد در صورتی که از آن مناسبت زمان زیادی بگذرد دیگر ارزش خبری نخواد داشت.
مجاورت به معنای نزدیکی خبر به زندگی مردم باشد مثلاً ممکن است برای یک کشور که هیچگونه مناطق نفت خیزی وجود ندارد خبر افزایش قیمت نفت مهم نباشد.
در برگیری به دو صورت بیشتر قابل ملاحظه است قشری و جغرافیایی.

مثلاً خبر واکسیناسیون دانش آموزانی که تازه می‌خواهند وارد دبیرستان شوند برای دانش آموزان این سن و والدینشان بسیار مهم است اما برای یک فرد که مشکل او در جامعه بیکاری است اصلاً قابل توجه نیست.

شهرت وقتی خبر به دست آمده از یک شخص مشهور باشد مثل رئیس جمهور

باشد آن خبر را جالب می‌سازد یا مثل خداحافظی یک بازیکن خیلی معروف از تیم ملی آن کشور که جنجال آفرین است.

شگفتی وقتی ارزش خبری یک خبر را بالا می‌بردکه آن خبر یک تا کنون به وجود نیامده باشد دو خارج از تصور باشد سه بسیار کمیاب باشد چهار خلاقانه باشد.
فروانی و تعداد هنگامی به وجود می‌آید که در آن خبر آمار و ارقامی باشد چه زیاد چه کم چه عجیب چه معمول البته هر چه جالب تر باشد ارزش بیشتری دارد.
تضاد، برخورد و درگیری مثل سرکوب کردن مردم تظاهرات کننده علیه یک رژیم توسط نیروهای پلیس (برخورد)

یا در گیری دو مهمان در یک برنامه تلویزیونی زنده .(که شهرت هم به شمار می‌آید) تضاد مثل صدور اعلامیه علیه کشورهای دیگر.






رابطه خبر و منبع

هربرت گانز رابطه بین روزنامه نگار و منبع خبر را به رقص تانگو تشبیه می‌کند که یا منبع خبر این رابطه را هدایت می‌کند و یا روزنامه نگار؛ گانز معتقد است در اکثر مواقع هدایت‌گر این رابطه منبع خبر است. روزنامه نگار معمولاً تنها به سراغ تعداد محدودی از منابع خبری که در گذشته نیز در دسترس او بوده و آن‌ها را مناسب تشخیص می داده است، می‌رود و نسبت به سایر منابع خبری به شکلی منفعلانه عمل می‌کند. پژوهشگرانی دیگری همچون کارلسون (۲۰۰۹٬۲۰۱۱) نیز طی یک دهه اخیر با الهام گرفتن از نظریات هربرت گانز به بررسی رابطه بین روزنامه نگار و منبع پرداخته‌اند و این رابطه را پویا و داینامیک توصیف کرده‌اند. اما به نظر می‌رسد رابطه روزنامه نگار و منبع خبر تا حد زیادی متاثر از نظام هنجاری و مدیریت رسانه‌ای حاکم در هر کشور باشد. مطالعات و تحقیقات گانز، سیگال، کارلسون و سایرین در خصوص رابطه بین روزنامه نگار و منبع خبر در جوامع غربی بوده است و به نظر می‌رسد برای رسیدن به شناخت دقیق‌تری از رابطه بین منبع و روزنامه نگار در جوامع شرقی و در سایر نظام‌های هنجاری رسانه‌ای، پژوهش‌های بیشتری نیاز است.






نرم‌خبر

در فرهنگ روزنامه‌نگاری و ارتباطات، نرم‌خبر یکی از سبک‌های خبرنویسی است. نرم‌خبر، ماهیتی گزارش‌گونه دارد، و عمدتاً برای پوشش موضوعات مورد علاقهٔ انسانی در حوزهٔ عمومی به کار می‌رود. تمرکز نرم‌خبر، بیشتر بر روی سرگرمی یا آموزش است، و می‌تواند زبانی غیررسمی داشته باشد.

برای خبر نرم تعاریف متنوع وجود دارد. با این حال یکی از مشخصه معمولی آن عبارت است از "هر خبری که خبر سخت نباشد" (Davis 1996, 108-109). همچنین خبر سخت، با پوشش وقایع حال رهبران عالی‌مرتبه، مسائل بزرگ یا اغتشاشات مهم در جریان زندگی روزمره مثل زلزله یا سانحه هوایی شناخته می­شود(Smith 1985).

یکی از تفاوت‌ها بین خبر سخت و خبر نرم در لحن ارائه آن می­باشد. گزارش خبر سخت، واقعیت­هایی درباره رخدادها به مخاطب می­گوید سپس تصمیم‌گیری درباره اطلاعات را به خود مخاطب واگذار می­کند. برخی از نرم‌خبرها با رویدادهای جاری ارتباط دارند، اما این رویدادها آنی و مقطعی نیستند، و استمرار دارند (مثال: تغییر دیدگاه سیاسی در یک حزب بزرگ، پیدایش یک سبک موسیقی جدید و امثالهم). نرم‌خبر به خواننده نگاهی تحلیلی، منتقدانه، و پرسشگر می‌دهد، و در حیقیت، او را به تعقیب رویداد ترغیب می‌کند.
خبر کلامی

خبرهای کلامی به خبرهایی گویند که از گفته‌های چهره‌های خبرساز منشا می‌گیرند، نه از رویدادها یا تحول در رویدادها. در این دسته از خبرها پیامی که مربوط به وقوع رویدادی باشد، نمی‌توان یافت. هر چه هست نقل گفته‌ها است. به همین سبب بسیاری از صاحبنظران این خبرها را شبه خبر نامیده‌اند. این صاحبنظران استدلال می‌کنند که چون در متن این خبرها حتی به ارزش جدا شدن برگی از درخت رویداد و یا تحولی اتفاق نمی‌افتد، نمی‌توان این نقل‌ها را خبر نام نهاد. بنابر این در همه تعاریف خبر به روشنی یا به کنایه شرط اصلی برای خبر، وقوع یک رویداد یا بروز تحول در یک جریان خبری است.

خبر کلامی بیشتر در فضای بی‌اعتمادی میان مسئولان و رسانه‌ها (نمایندگان مردم) امکان گسترش می‌باید. به این معنا که در مجموعه بیشتر مسیر میان خبرسازان، به خبرنگار به رسانه و به مردم، ایستگاه خبرنگار حذف می‌شود. به همین دلیل نقش و کارکرد خبرنگاران و مهارت‌های حرفه‌ای آنان به تدریج زنگ می‌بازد و خبرهای رسمی و بدون خطر -و در نتیجه بدون جاذبه - رواج می‌یابد. چنان که خواهد آمد سایت‌های خبری پر تعداد که هر یک از سوی یک جریان سیاسی یا سازمان دولتی تامین مالی و حمایت می‌شوند، در گسترش این شیوه نقش دارند. کارکنان این سایت‌ها اغلب خبرهای خود را از طریق تماس‌های تلفنی با اشخاص شکل می‌دهند و تردید نباید کرد که گزینش مصاحبه شونده و نوع پرسش‌ها و پاسخ‌ها با جهان بینی آن سایت‌ها ربط مستقیم دارد.






انبوه‌سازی و خبر

اخبار مبتنی بر ارسالی‌های کاربران را انبوه سپاری در خبر می‌گویند. به دیگر سخن کاربران می‌نویسند کامنت می‌گذارند و رای می‌دهند در واقع به نوعی به معنای اجتماعی شدن خبر است، قابلیتی که ریشه در خصوصیت وب دارد و می‌توان گفت منطق اتاق خبر عصر وب است.






ارزش‌های خبری

ارزش‌های خبری ۷ مورد است شامل:

تازگی و نوبودن
شگفت انگیز بودن
بزرگی و فراوانی
برخورد (جنگ و درگیری)
مجاورت (جغرافیایی و معنوی)
دربرگیری
شهرت






نرم‌خبر

در فرهنگ روزنامه‌نگاری و ارتباطات، نرم‌خبر (به انگلیسی: Soft News) یکی از سبک‌های خبرنویسی است. نرم‌خبر، ماهیتی گزارش‌گونه دارد، و عمدتاً برای پوشش موضوعات مورد علاقهٔ انسانی در حوزهٔ عمومی به کار می‌رود. تمرکز نرم‌خبر، بیشتر بر روی سرگرمی یا آموزش است، و می‌تواند زبانی غیررسمی داشته باشد.

برخی از نرم‌خبرها با رویدادهای جاری ارتباط دارند، اما این رویدادها آنی و مقطعی نیستند، و استمرار دارند (مثال: تغییر دیدگاه سیاسی در یک حزب بزرگ، پیدایش یک سبک موسیقی جدید و امثالهم). نرم‌خبر به خواننده نگاهی تحلیلی، منتقدانه، و پرسشگر می‌دهد، و در حیقیت، او را به تعقیب رویداد ترغیب می‌کند.






ساختار دایره‌ای نرم‌خبر

نرم‌خبر ساختاری دایره‌ای دارد؛ یعنی خبر به جایی ختم می‌شود که لید آنرا آغاز کرده است. در این سبک خبری، برخلاف سبک هرم وارونه، از ارزش اطلاعات در سطور پایانی خبر، کاسته نمی‌شود.






عناصر خبری در نرم‌خبر

در این ساختار، وزن عنصر خبری «چرا؟» از بیشترین اهمیت برخوردار است، و خبرنگار با رجوع به منابع مختلف، در صدد پاسخگویی به همین «چرا» است.

خبرهای دایره‌ای، به غیر از پاسخگویی به مخاطب، پرسش‌زا هم هستند. این پرسش‌سازی‌ها عمدتاً برای ترغیب مخاطب به تعقیت رویداد صورت می‌گیرد. نرم‌خبر به خواننده می‌فهماند که خبر به پایان رسیده است، اما رویدادی که عامل نوشتن این خبر بوده، در جهان واقعی ادامه دارد و هنوز به پایان نرسیده است. نرم‌خبرها در اکثر مواقع با پرسش به پایان می‌رسند و یا با نقل‌قول و پیش‌بینی، خواننده را در تعلیق نگاه می‌دارند تا وادار به تعقیب خبر شود.





آزادی رسانه

آزادی رسانه و مطبوعات همانند یک ضمانت نامه از جانب دولت‌ها به رسانه های عمومی، در مقابل مواجهه با روندهای محدود کنندهٔ ابراز نظر در جوامع، می‌باشد که حقوق قانونی رسانه‌ها و همچنین مراجع رفع اختلاف بین رسانه‌ها و شاکیان را مشخص می‌کند. این حقوق در بسیاری از کشورها به صورت قانونی و در چهارچوب قوانین اساسی آن کشور تعبیه شده‌است تا از آزادی مطبوعات حمایت به عمل بیاید.

در رابطه با اطلاعات دولتی، هر کدام از دولت‌ها خود تصمیم می‌گیرند کدام منابع و مواد اطلاعاتی عمومی و یا حفاظت شده می‌باشند و نباید از جهت حساسیت عمومی و یا طبقه بندی شدگی، افشا گردد. بسیاری از دولت‌ها سعی در تسلط یافتن بر قوانین مهم و یا آزادی تبادل اطلاعات قانونی که برای تعریف حدود و ثقور علاقهٔ بین‌المللی کاربرد دارند، هستند تا از این طریق دید جهانی را منحرف کنند.






اصول و معیارهای اساسی

در کشورهای توسعه یافته آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بر این امر تاکید می‌کند که تمام مردم حق ابراز نظر، گفتن و نوشتن در رسانه‌ها را دارا می‌باشند. اعلامیه جهانی حقوق بشر بر این امر تاکید می‌کند که هر کسی از نظر قانونی حق ابراز نظر دارد، این قانون مشتمل بر حق ابراز نظر بدون هیچ گونه مداخله از جانب دولت‌ها و یا ذی نفعان می‌باشد .

این دیدگاه به طور معمول با وسائل اطمینان دهندهٔ قانونی از تمام رده‌های مختلف آزادی برای تحقیقات علمی، انتشار، رسانه‌ها همراه می‌شود و در به تصویر کشیدن عمق قوانین مخل سیستم قضایی یک کشور که سعی در بر هم زدن آزادی قانونی رسانه‌ها دارد، می‌باشد. مفهوم آزادی بیان گاهی با وضع قوانین معالجاتی فردی و رسانه‌ای دروغین به عنوان آزادی مطبوعات، پوشانده می‌شوند.

سوای تعریف‌های قانونی کشورها، بسیاری از موسسه‌های غیر دولتی معیارها و اصول متفاوتی را برای قضاوت دربارهٔ میزان آزادی مطبوعات در سرتاسر جهان رعایت می‌کنند که شامل:

گزارشگران بدون مرز تعداد روزنامه نگارانی که کشته شده، مورد آزار قرارگرفته و یا حبس و زندانی شده‌اند را مورد بررسی قرار می‌دهد. این بررسی شامل میزان انحصار طلبی تلویزیون‌ها و رادیوها بعلاوهٔ سانسور و خود سانسوری رسانه‌ها و استقلال کلی رسانه‌های داخلی و یا برون مرزی در مواجهه با مشکلات ایجاد شده، نیز می‌باشد.
کمیته حمایت از روزنامه نگاران (CPJ) از ابزارهای روزنامه نگاری برای کمک به خبرنگاران استفاده می‌برد. این روند شامل دنبال کردن آزادی مطبوعات از طریق موضوعاتی مانند تحقیقات مستقل، ماموریت‌های حقیقت یابی و تماس مستقیم با موضوعات که شامل محل کار روزنامه نگاران سرتا سر جهان می‌باشد.

کمیته اطلاعاتش در رابطه با نقض پرونده‌های مربوط به روزنامه نگاران را با رسانه‌ها و مطبوعات آزاد سرتاسر جهان به اشتراک می‌گذارد تا از این طریق به مبارزه با بی عدالتی بپردازد. این کمیته همچنین پرونده‌های مرگ و زندانی شدن روزنامه نگاران را نیز دنبال می‌کند و کارکنان این کمیته با وضع معیارهای استوار برای هر کدام از پرونده‌ها مانند تحقیقات مستقل، تحقیق و حقیقت یابی به بررسی امور پشت پردهٔ هر کدام از قتل‌ها و یا زندانی شدن روزنامه نگاران می‌پردازند.

خانه آزادی نیز به تحقیق در رابطه با محیط‌های اقتصادی و سیاسی هر کدام از کشورها می‌پردازد تا بر اساس آن تعیین کند که آیا ارتباطات وابستهٔ موجود عملاً به محدود کردن آزادی رسانه‌ها منجر خواهد شد و یا نه. بنابراین مفهوم استقلال مطبوعات با مفهوم آزادی مطبوعات رابطهٔ تنگاتنگی دارد.







وضعیت آزادی رسانه در جهان

هر ساله، سازمان گزارشگران بدون مرز فهرستی را انتشار می‌دهند که کشورها را بر اساس میزان آزادی مطبوعات و رسانه‌ها رده بندی می‌کند، این رده بندی‌ها بر مبنای پاسخ‌های تحقیقاتی دریافتی از روزنامه نگاران عضو سازمان، متخصصان هر کدام از رشته‌های مربوط، حقوق دانان و فعالین حقوق بشر می‌باشند.

این تحقیقات به پرسشگری در مورد حمله مستقیم به روزنامه نگاران و رسانه‌ها بعلاوهٔ دیگر منابع غیر مستقیم برای فشار وارد کردن و محدود کردن رسانه‌ای آزاد برای افشای خبرها و نشر اطلاعات می‌باشد، می‌پردازند.

البته سازمان باید مراقب این باشد که فهرست‌های تهیه شده به میزان آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بپردازد، نه به کیفیت کارهای خبرنگاری در کشورها و مناطق مختلف.

کشورهایی که حداکثر آزادی مطبوعات را رعایت می‌کنند در سال ۲۰۰۳ شامل فنلاند، ایسلند، هلند و نروژ می‌باشند. صرف نظر از کشورهای اشاره شده در بالا، در سال ۲۰۰۴ نیز کشورهای دانمارک، ایرلند، اسلواکی، سوییس در صدر جدول قرار گرفتند که به‌دنبال آنها نیوزیلند و لاتویا قرار گرفتند.
کشورهایی که حداقل آزادی مطبوعات را رعایت می‌کنند شامل کره شمالی، برمه، چین، ویتنام، نپال و ایران می‌باشند.






وضعیت آزادی مطبوعات در ایران

بدون ابزارهای قدرتمند مطبوعاتی و رسانه‌ای که به نوعی کنترل کنندهٔ فعالیت‌های جامعه هستند، یک کشور نمی‌تواند به حیات سالم خود ادامه دهد. پس از روی کار آمدن حکومت‌های خودکامه و ایدئولوژیست که چنگال قدرتشان را در تنهٔ تمام قوانین فرو می‌برند و از ایدئولوژی به عنوان ابزار و از مردم به عنوان برده برای بقای سیاسی خود استفاده می‌برند، حیات مطبوعات و سلامت افشا اطلاعات نیز در خطر می‌افتد و می‌توان گفت رسانه‌ها در چنین حکومت‌هایی از اولین هدفهایی می‌باشند که حکومت‌ها سعی در نابودی و یا سفارشی سازی آنها دارند.
در ایران نیز این سفارشی سازی در نبود احزاب آزاد و سازمانهای کنترل کننده به سرعت رنگی خشونت آمیز به خود گرفته و در دوره‌های مختلف تاریخی این کشور، ما شاهد تعطیلی روزنامه‌ها و به زندان افکندن و کشته شدن روزنامه نگاران فعال و مدافعین حقوق بشر بوده‌ایم. این‌ها در حالی است که در دو ماده از فصل سوم قانون مطبوعات ایران تصریح شده‌است که «در ایران مطبوعات حق دارند نظرات، انتقادهای سازنده، پیشنهادها، توضیحات مردم و مسولین را با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه درج و به اطلاع عموم برسانند و همچنین هیچ مقام دولتی و غیردولتی حق ندارد برای چاپ مطلب و یا مقاله‌ای درصدد اعمال فشار بر مطبوعات برآید و یا به سانسور و کنترل نشریات مبادرت ورزد»

شرط همیشگی رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه که بیشتر قوانین ایران را دو پهلو و مبهم کرده‌است، در قانون مطبوعات نیز آمده‌است و از این طریق هر کدام از مسئولین می‌توانند بنا به موهومیت این گونه جملات هر گونه سوء استفاده را در لباس قانونی از تعبیر این قوانین ببرند.
براساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال ۲۰۰۷ آزادی مطبوعات در ایران در ردهٔ ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشور قرار گرفته‌است. این گزارش همچنین دربارهٔ ایران که رده ۱۶۶ از میان ۱۶۹ کشور بررسی شده را دارد می‌گوید که روزنامه‌نگاران ایرانی «با برخورد بسیار تهاجمی حکومتگران که اجازه بیان هیچ‌گونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمی‌دهند، مواجه‌اند» .





اتاق خبر

اتاق خبر به مکان و مرکزی گفته می‌شود که در آن خبرنگارها-گزارشگرها، ویراستارها و تهیه‌کننده‌های تلویزیونی به همراه دیگر کارکنان مشغول به دریافت خبر برای نشر در روزنامهها، روزنامه‌های آنلاین و مجلهها و یا برای پخش در رادیو و یا تلویزیون می‌باشند.





اعلامیه مطبوعاتی

اِعلامیه مَطبوعاتی (که بسته به مورد، اطلاعیه مطبوعاتی و بیانیه مطبوعاتی هم نامیده می‌شود) گزارش، خبر یا بیانیه‌ای است که به‌صورت نوشته یا ضبط‌شده برای اعضاء رسانه‌های خبری فرستاده می‌شود و منظور از آن اعلان کردن مطلبی است که شخص فرستنده آن را دارای ارزش خبری می‌داند.

اعلامیه‌های مطبوعاتی معمولاً از طریق پست الکترونیکی، یا دورنگار به ویراستاران مربوطه در روزنامه‌ها، مجلات، ایستگاه‌های رادیویی یا تلویزیونی فرستاده می‌شود. گاه از فرستادن اعلامیه‌های مطبوعاتی برای اعلان کردن یک نشست خبری استفاده می‌شود.





خبرنگاری زرد

خبرنگاری زرد به خبرها و خبرنگارانی اطلاق می‌شود که پایشان را از اصول حرفه‌ای و اخلاقی روزنامه نگاری بیرون گذاشته و در مورد موضوعاتی مانند رسوایی و تهمت‌های جنسی، دلالی تهمت و شبهه وارد کردن به دیگران و یا دست آویز کردن موضوعات احساسی برای سوء استفاده بردن از آنها، اطلاق می‌گردد که به صورت نیمه تعریف شده‌ای توهین ناتمام (not quite libel) لقب گرفته‌است.

این واژه در عصر حکمفرمایی سرمایه داری ما بین دهه‌های ۱۹ و ۲۰ بین دو نفر از اصحاب مطبوعات رخ داد. این جنگ تیراژ، بین ژوزف پولیتزر مدیر روزنامه ی نیویورک وورلد و ویلیام راندالف هیسر مدیر روزنامه نیویورک ژورنال در طی سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۸۹۵ رخ داد. منتقدین هر دو روزنامه را متهم می‌کردند که برای بالا بردن تیراژ روزنامه‌های خود دست به تحریف و احساسی کردن اخبار می‌زنند برای همین مطبوعات نیویورک واژهٔ «روزنامه نگاری مسخرهٔ زرد» را در سال ۱۸۹۷ برای این منظور در نظر گرفتند. این نام از یک کمیک استریپ مردمی که در آن زمان معروف شده بود و دو روزنامه را به صورت کاغذهایی زرد به تصویر می‌کشید، برگرفته شد.






سر منشا مقابلهٔ پولیتزر با هیسر

پولیتزر روزنامه وورلد (the World) را در سال ۱۸۸۳ پس از ایجاد روزنامه پست خانه سن لویس خرید. شروع کار ناشر با تصحیح انتشارات آلمانی زبان در سن لویس آغاز شده بود و بر اساس این پیش زمینه می‌دانست که بازار نو بنیادی است و سود آنچنانی را نصیب او نخواهد کرد. پولیتزر سعی کرد تا وورلد را به یک روزنامه سرگرم‌کننده تبدیل کند و صفحاتش را با عکس‌های متفاوت، بازی‌ها و مطالبی که خواننده را جذب خود می‌کردند پر کند بخصوص برای کسانی که انگلیسی زبان دوم آنها بود.
داستان‌های جنایی بسیاری از صفحه‌ها را پر می‌کرد و تیترهایی مانند «آیا او خودکشی کرد؟» و یا «فریاد بخشش» خوانندگان بی علاقه به خواندن را جذب خود می‌کرد. گذشته از این موارد پولیتزر برای هر نسخه از روزنامه‌اش تنها دو سنت می‌گرفت و هشت تا دوازده صفحه روزنامه دست مشتریان می‌داد و این در حالی بود که آن زمان روزنامه‌هایی به همین قیمت چهار برگ بیشتر نداشتند.

در آن زمان موضوعات احساسی بسیاری در جهان وجود داشت که آنها بی توجه به آنها بودند. پولیتزر عقیده داشت که از روزنامه‌ها می‌توان به عنوان ابزاری برای ارتقاء جامعه و قرار دادن جهان در شرایطی که ناچار به اصلاحات اجتماعی باشد. گرمای سال ۱۸۸۳ آمریکا خبرنگاران را برای نوشتن به آپارتمان‌های استیجاری منهتن متواری کرد و حاصل این متواری شدن شکل گیری داستان‌ها و گزارشات زیادی در مورد زندگی مخوف مهاجرین و هزینه‌هایی بود که بر آنها تحمیل گشته بود. سرتیتر این مقاله‌ها چیزهایی شبیه «چگونه بچه‌ها پخته می‌شوند»، «سرخ کردن بچه‌ها بر روی سقف» و «خط نعش کش‌ها» بود که منجر به بالا رفتن تیزاژ روزنامه شد و همچنین اصلاحاتی که پولیتزر در پی آنها بود را در پیش رویش بیشتر هویدا کرد.
تنها دو سال بعد، پولیتزر به قدرت رسید و روزنامه‌اش بیشترین تیراژ را در کل نیویورک به دست آورد البته نباید این را نیز از نظر دور داشت که در حزب دمکرات نیز دوستانی او را همراهی کردند. ناشرین قدیمی تر که از دیدن موفقیت‌های پولیتزر به خشم آمده بودند شروع به انتقاد از داستان‌های جنایی و گزارشهای روزنامه او کردند. این در حالی بود که پولیتزر می‌توانست به موضوعات جدی تر بپردازد (شیوه‌ای که فهم عمومی در مورد روزنامه نگاری زرد را تحت تاثیر قرار داد). روش پولیتزر تاثیر عمیقی در هیسر ایجاد کرد کسی که از طریق ارث مقدار زیادی پول به دست آورده بود. هیرس روزنامهٔ وورلد را هنگام دانشجویی اش در دانشگاه هارواد می‌خواند و همان زمان بود که مصمم شد تا روزنامه‌ای به مراتب بهتر از روزنامه وورلد را ایجاد کند.

روزنامه هیسر که اوایل به صورت آزمایشی بیرون می‌آمد نزدیک به ۲۴٪ از فضای خود را برای داستان‌های جنایی، داستان‌های تقدیم شده، نمایش نامه‌های اخلاقی و داستان‌های جنسی (البته بنا بر استانداردهای قرن ۲۰ ام) اختصاص داده بود. هیسر توان بلقوه‌ای در پرداخت دادن به کارهای جنایی چاپ شده در روزنامه‌اش داشت مانند داستان «گروه آدمکش‌ها» که او به خاطر بد رفتاری پلیس با روزنامه نگاران روزنامه، آن را به چاپ رسانید.

علارغم این گونه موضوعات روزنامهٔ او صفحاتش در مورد اخبار جهان را نیز افزایش می‌داد و همچنین روزنامه نگارانش را به نواحی اطراف و دیگر ایالت‌ها می‌فرستاد تا از فساد و بی کفایتی افراد دولتی و شهرداری‌ها اطلاعات جمع کنند. در یکی از گزارشات مشهور روزنامه، وینفرد (Winifred) سیاه پوست که از گزارشگران روزنامه بود در بیمارستان سان فرانسیسکو به عنوان بیمار پذیرفته شد و آن زمان بود که کشف کرد با زنان تهی دستی که برای معالجه به بیمارستان مراجعه می‌کردند با ظلم رفتار می‌شود. (تمام کارکنان بیمارستان فردای آن روز که روزنامه چاپ شد، از خشم برآشفتند)





روزنامه زنده

روزنامهٔ زنده (به انگلیسی: living newspaper) شکلی از نمایش تئاتری مستند است که در اوایل قرن بیستم پدید آمد و با مسائل روز جامعه سروکار دارد و براساس حقایق تاریخی مستند و طنز سیاسی پایه‌ریزی می‌شود؛ این نوع نمایش، مانند روزنامه که ستون‌های متفاوت دارد، از بخش‌های مجزا در کنار هم تشکیل شده است.

خاستگاه رونامه‌های زنده روسیه دوران انقلاب بلشوویک است.





روزنامه لاپارتی
ناصرالدین شاه در سفر اول خود به اروپا، هنگام بازگشت به ایران یک دستگاه چاپخانه سربی با حروف فارسی و لاتین خرید و به ایران فرستاد. این چاپخانه مدتی به علت نبودن سرپرست و حروفچین معطل ماند تا آنكه در سال ۱۲۹۲ هجری، بارون لویی دونرمان فرانسوی از ناصرالدین شاه امتیاز روزنامه لاپاتری را به زبان فرانسه گرفت و چاپخانه بدون استفاده به وسیله او به كار افتاد. بارون لویی دونرمان این روزنامه را با حال و هوای فکری خود و فضای باز کشورش و مبتنی بر تبلیغ آزادی بیان و لزوم آگاه شدن مردم نوشت که بارگاه استبدادی ناصرالدین حتی یک شماره اش را نیز تحمل نکرد و حقوق کامل موسیو دونرمان راپرداخت و راهی کشور خویش کرد.





روزنامه‌نگاری

خبرنگاری یا ژورنالیزم، رشته گردآوری، تجزیه و تحلیل، تایید و ارائه اخبار مربوط به حوادث جاری، روندها، مسائل و مردم است. افرادی را که به این حرفه اشتغال دارند خبرنگار می‌گویند.

از خبرنگاری خبر-محور، گاهی اوقات، تحت عنوانِ «نخستین پیش نویس تاریخ» (به گفته فیل گراهام) یاد می‌شود. چرا که خبرنگارها اغلب حوادث مهم را ثبت می‌کنند، و از این طریق در مهلتی اندک، مقالات خبری تولید می‌کنند. رسانه‌ها در حالی که تحت فشار هستند تا پیش از دیگران اخبار خود را منتشر کنند، با تکیه بر معیارهای دقت، کیفیت و سبک سازمان خود، معمولاً پیش از انتشار گزارش‌های خود، آنها را ویرایش و نمونه خوانی می‌کنند. بسیاری از سازمان‌های خبری، از اینکه مقامات و موسسات دولتی را پاسخگوی عموم می‌دانند، به خود افتخار می‌کنند. در حالیکه منتقدان مطبوعات، مسائلی در مورد مسئول بودن خود مطبوعات، مطرح کرده‌اند.
9:53 am

طراحی مد

طراحی مد (به انگلیسی: Fashion Design) هنر استفاده از طراحی، زیبایی شناسی(حسّیک) و یا زیبایی طبیعی برای خلق پوشاک و زیورآلات است، طراحی مد متاثر از عرض‌های جغرافیایی، فرهنگ‌ها و جوامع مختلف بوده و به اندازهٔ همین تفاوت‌ها دارای تنوع بالایی است. طراحان مد به طرق متفاوتی در بخش‌های طراحی پوشاک و زیورآلات کار می‌کنند، بعضی به تنهایی و بعضی به عنوان بخشی از یک گروه به این حرفه مشغول هستند. آنها با تلاش برای طراحی لباس‌های زیبا و باب طبع جامعه سعی در ارضاء تمایل مصرف کنندگان دارند. به دلیل اینکه طراحی و ارائهٔ لباس‌های جدیدی که مورد پسند عموم قرار بگیرند فرآیندی زمان بر است، متخصصین این حرفه در عین حال باید بتوانند به طور دقیق زمان تغییر سلیقهٔ مصرف کننده را پیش بینی کنند. مد و رسانهٔ آن که پوشاک است نمادی از وضعیت اجتماعی و اقتصادی جوامع هستند.






طراحان مد تلاش می‌کنند تا لباسی که طراحی می‌کنند تابعی از زیبایی و دل انگیزی باشد، آنها باید در نظر داشته باشند که هر نوع لباسی چه مخاطبی دارد و همچنین در چه موقعیتی پوشیده می‌شود. آنها برای انجام این مهم محدوده‌ای وسیع از مواد و ترکیبات آن و همچنین طیف گسترده‌ای از رنگها، الگوها و سبک‌ها را در اختیار دارند. با وجود اینکه لباس‌های روز و معمولی بیشترین میزان لباس‌های مصرفی را تشکیل می‌دهند و در محدودهٔ سبک‌های قراردادی متداول و مرسوم قرار دارند، لباس‌های رسمی و لباس‌های شب که برای مراسم خاص و مهمانی‌ها استفاده می‌شوند نیز مطلوب هستند و مخاطبان خاص خود را دارند.

برخی از لباس‌ها به طور خاص برای یک شخص ساخته می‌شوند. دوخت سفارشی (به فرانسوی: Haute couture) یا خیاطی قراردادی از جمله روش‌هایی هستند که برای این منظور به کار می‌روند. با این وجود امروزه پوشاک بیشتر برای بازار انبوه، به خصوص لباس‌های روز و معمولی طراحی می‌شوند.




ساختار

طراحان لباس از راههای متنوع و متفاوتی می‌توانند کار کنند، برای مثال آنها می‌توانند به شکل تمام وقت در خانهٔ طراحان که متعلق به صاحبان طرح هاست برای یک مد خاص و یا به صورت انفرادی یا به عنوان بخشی از یک گروه کار کنند. طراحان مستقل روی طرح‌های خودشان کار می‌کنند و پس از اتمام کار، طرح‌های خود را به خانه‌های مد یا به طور مستقیم به مغازه‌ها و تولیدی‌های لباس می‌فروشند و لباس‌ها برچسب خریدار طرح را می‌خورند. برخی از طراحان برچسب‌های خودشان را می‌سازند که تحت آن طرح هایشان با نام خودشان در بازار عرضه می‌شوند. بعضی از طراحان نیز خود کارفرما هستند و برای مشتریان منحصربه فرد و خاصی طراحی می‌کنند. بعضی دیگر از طراحان در بخش مد برتر (به انگلیسی: High Fashion) فعالیت می‌کنند و کارهای خود را برای فروشگاههای تخصصی و یا فروشگاه‌های حوزهٔ مد برتر می‌فرستند، این طراحان که به دنبال بنا نهادن گرایش‌های مد هستند لباس‌های مبتکرانه و بدیع خلق می‌کنند. با این حال اکثر طراحان مد ایده‌های نوآورانهٔ خود را برای بازار انبوه لباس‌های زنانه، مردانه و کودکانه به کار می‌برند و در استخدام تولیدکنندگان پوشاک هستند.

از بزرگترین مارک‌های طراحانی که نام تجاری خودشان را دارند، می‌توان به ابرکرومبی اند فیچ، جاستیس و جوسی اشاره کرد که به احتمال زیاد توسط گروهی از طراحان منحصر به فرد طراحی می‌شوند که تحت کارگردانی یک مدیر طراحی کار می‌کنند.




طراحی پوشاک

طرن لباس علاوه براینکه به شکل‌های متفاوتی کار می‌کنند، به طرق متفاوتی نیز طراحی می‌کنند. بعضی ایدهٔ اولیهٔ طرح خود را روی کاغذ پیاده می‌کنند در حالیکه بعضی دیگر با آویزان کردن پارچه بر روی فرم ابتدایی لباس، طرحی را که می‌خواهند تصور می‌کنند و برخی نیز به کمک نرم افزارهای کامپیوتری طرح لباس مورد نظرشان را ترسیم می‌کنند. زمانی که طراح به طور کامل از تناسب و هماهنگی پارچه‌ها راضی باشد با یک طراح الگو حرفه‌ای مشورت می‌کند تا طرح اولیه را روی کاغذ یا از طریق نرم افزارهای کامپیوتری کامل کند. کار طراح الگو بسیار دقیق و پر زحمت است، تناسب پوشاک کامل شده در واقع به دقت آنها بستگی دارد، آنها پس از اطمینان از ابعاد اولیه یک نمونه از لباس می‌سازند تا روی تن یک مدل واقعی تست شود و از درست بودن اندازه و ابعاد آن در عمل هم مطمئن شوند.

میریام چالک (به انگلیسی: Myriam Chalek)، مالک و موسس خانهٔ تجارت خلاقانه (به انگلیسی: Creative Business House) می‌گوید بسیاری از طراحان مد تنها یک مفهوم از مدی که می‌خواهند ایجاد کنند دارند، درطول ساخت و ساز و پیاده سازی روی کاغذ تکنیک‌ها و ساختارهای لازم نه در ذهن هستند نه در مفهوم بصری و نه در روند طرح زدن روی کاغذ. بنابراین طراح مد نیاز به مشورت با طراح الگو و نمونه ساز دارد تا دریابد که آیا طرحی که روی کاغذ کشیده را می‌توان عملی کرد و به زندگی واقعی آورد یا نه.




تاریخچه

در قرن نوزدهم میلادی چارلز فردریک ورث (به انگلیسی: Charles Frederick Worth) با دوختن برچسب نام خود به لباس‌هایی که طراحی می‌کرد زمینه ساز شروع طراحی مد به طور کلی شد. درست پیش از آنکه بزازها مزون‌های لباس (خانه‌های مد) خود را در پاریس برپا کنند و انبوه خیاط‌های شناخته نشده دست به خلاقیت بزنند و مدهای عالی که در دادگاههای سلطنتی پوشیده می‌شدند برچیده شوند. موفقیت ورث به طوری بود که او به جای اینکه مانند خیاط‌های دیگر که در گذشته تنها از دستور مشتری پیروی می‌کردند رفتار کند، می‌توانست به مشتریانش دیکته کند چه بپوشند. واژهٔ 'طراح مد' (به فرانسوی: Couturier) در حقیقت اولین بار برای توصیف او ساخته شد. در حالیکه مقولهٔ پوشاک در هر دورهٔ زمانی توسط دانشگاهیان مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است، تنها خلق پوشاک از سال ۱۸۵۸ به بعد را می‌توان به طور موثر طراحی لباس در نظر گرفت.

در همان دوره بود که بسیاری از مزون‌های لباس (خانه‌های مد) شروع به استخدام هنرمندان و نقاش‌ها کردند تا طرح لباس‌ها را بکشند. تصاویر نقاشی شده به مشتری‌ها نشان داده می‌شدند که بسیار ارزان تر از نمونه واقعی لباس تولید شده در کارگاه بودند، در صورتی که مشتری‌ها یکی از طراحی‌های آنان را می‌پسندیدند آن لباس را سفارش می‌دادند و خانهٔ مد از این طریق صاحب درآمد می‌شد. به این ترتیب، سنت طراحی لباس به جای ارائهٔ لباس‌های تکمیل شده به عنوان یک کار اقتصادی شروع شد.

یک طراح مشهور جامائیکایی به نام شانون مگی (به انگلیسی: Shannon McGHIE) می‌گوید:'طراحی مد عشق و شوری است برخاسته از قلب هنرمند. '




انواع مد

توسط تولیدکنندگان لباس ساخته می‌شوند در سه دستهٔ اصلی قرار می‌گیرند، اگرچه این ممکن است به شاخه‌های فرعی دقیق تری نیز تقسیم شود:



دوخت سفارشی یا تولید انحصاری (طراحی و خیاطی بانوان)
مد پوشاک تا سال ۱۹۵۰، عمدتاً طراحی و ساخت لباس به شکل دوخت سفارشی (روش فرانسوی) و بر اساس اندازه‌هایی بود که مشتری سفارش می‌داد، هر لباس برای یک مشتری خاص طراحی و دوخته می‌شد و برای مشتری‌ها به شکل انحصاری سفارش دوخت گرفته می‌شد، به طور معمول در آن دوره از پارچه‌های گران قیمت و با کیفیت بالا استفاده می‌شد و با دقت بسیار بالا به جزئیات و اتمام کار لباس دوخته می‌شد. درنتیجه این کار فرآیندی بسیار وقت گیر بود، ظاهر و تناسب لباس به نسبت هزینهٔ مواد و زمان لازم برای دوخت در اولویت قرار داشتند.



پوشاک آماده یا تولید ماشینی
لباس‌های ماشینی مرز بین دوخت سفارشی و تولید انبوه هستند، این لباس‌ها برای مشتری‌های مخصوص دوخته نشده‌اند اما دقت زیادی در انتخاب و برش پارچه صورت گرفته است و به منظور تضمین انحصار، این لباس‌ها در مقادیر محدود دوخته شده‌اند. در نتیجه به نسبت گران قیمت هستند. مجموعه‌های لباس‌های ماشینی معمولاً در هر فصل طی دوره‌ای که به نام هفتهٔ مد(به انگلیسی: Fashion Week) شناخته می‌شود توسط خانه‌های مد به عرضهٔ نمایش گذاشته می‌شوند. این پدیده دوبار در سال در سرتاسر شهرها اتفاق می‌افتد. انواع لباس‌هایی که در فصل‌های مد ارائه می‌شوند شامل پوشاک بهار/تابستان، پاییز/زمستان و همچنین لباس‌های راحتی، لباس شنا و لباس عروس هستند.



عمده فروشی یا تولید انبوه
در حال حاضر صنعت مد بیش از هر چیز متکی بر فروش بازار انبوه است. تولید انبوه طالب بیشتری دارد و نیاز طیف گسترده‌ای از مشتریان را برآورده می‌کند. مشاهیر دنیای مد برای هر فصل مد روندهایی را تعیین می‌کنند که بر اساس آن لباس‌های ماشینی تولید می‌شود. آنها اغلب تمام طول یک فصل را صبر می‌کنند تا مطمئن شوند آیا سبک مطرح شده می‌تواند بازار را به دست بگیرد یانه، سپس برای تولید آن ابتکار عمل را به دست می‌گیرند و به منظور صرفه جویی در هزینه و زمان از پارچه‌های ارزان تر و تکنیک‌های ساده تر برای تولید استفاده می‌کنند که به راحتی می‌تواند توسط یک دستگاه انجام شود. در نتیجه محصول نهایی می‌تواند خیلی ارزان تر فروخته شود. یک نوع طراحی وجود دارد که سبک کوچ (به انگلیسی: Kutch) نامیده می‌شود و منشاء آن به واژهٔ آلمانی"kitsching" برمی گردد که معنی آن زشت یا به لحاظ زیبایی شناسی ناخوشایند است. کوچ همچنین اشاره به نوع پوشش یا نمایش لباس‌هایی دارد که به اصلاح از مد افتاده‌اند، اغلب شلوارهای فاق بلند مربوط به دههٔ ۸۰ میلادی نماد مد کوچ (به آلمانی: Kitsch) در نظر گرفته می‌شوند.




درآمد
ایالات متحدهٔ آمریکا

میانگین دستمزد سالانهٔ طراحان لباس در ماه مه سال ۲۰۱۱، ۶۴/۶۹۰ دلار بود. این میانگین برای طراحان با دستمزد متوسط که حدود ۵۰٪ از کل طراحان بودند بین ۴۲/۱۵۰ تا ۸۷/۱۲۰ دلار بود و برای کم درآمدترین آن‌ها که حدود ۱۰٪ از طراحان را شامل می‌شدند چیزی کمتر از ۳۲/۷۰۰ دلار و برای پردرآمدترین آن‌ها بالای ۱۲۷/۸۲۰ دلار بود.

متوسط درآمد سالیانهٔ پوشاک، کالاهای پارچه‌ای، ایده و مفاهیم مد برای تولیدکنندگانی که بزرگ‌ترین تعداد طراحان مد را داشتند حدود ۷۲/۴۵۰ دلار در سال بود. این میانگین برای طراحانی که از عکس‌ها و فیلم‌های تبلیغاتی استفاده کرده بودند حدود ۱۰۱/۰۴۰ بود.



تحصیل و آموزش مد
تعداد زیادی مدارس تخصصی هنر و طراحی شناخته شده و معروف در دنیا وجود دارند که کارشناسی طراحی مد و فناوری طراحی مد ارائه می‌دهند، بعضی از کالج‌ها دارای دورهٔ کارشناسی ارشد مد نیز هستند، هر چند داشتن کارشناسی ارشد در این رشته الزامی نیست و این مقطع تحصیلی بیشتر به کسانی که پیش تر در این صنعت مشغول به کار بوده‌اند توصیه می‌شود.

در دیگر نقاط دنیا نیز چند دانشگاه مد وجود دارد، از جمله موسسهٔ ملی فناوری مد در هند (به انگلیسی: National Institute of Fashion Technology in India)، دانشگاه شی چین در هنگ کنگ Shih Chien University، دانشگاه آر ام آی تی در ملبورن استرالیا (به انگلیسی: RMIT University)، دانشگاه کاتولیک فو جن در تایوان (به انگلیسی: Fu Jen Catholic University) و دانشگاه زنجیره‌ای آسیا به نام کالج طراحی و بازرگانی رافلز (به انگلیسی: Raffles College of Design and Commerce). تمامی این دانشگاه‌ها دارای دوره‌های معتبر طراحی مد هستند.

در سراسر ایالات متحده بسیاری از دانشگاه‌ها رشتهٔ طراحی مد را به عنوان شاخه‌ای از رشتهٔ تحصیلی هنرهای لیبرال عمومی (به انگلیسی: General Liberal Arts) ارائه می‌دهند. طراحی مد به طور کلی ممکن است نام‌های جایگزینی داشته باشد و یا با رشته‌هایی مرتبط ادغام شده باشد، مانند پوشاک و منسوجات، طراحی پارچه، طراحی لباس، صنایع دستی و... همچنین ممکن است زیر مجموعه‌ای از هنر، تاریخ هنر و یا مطالعات خانواده و مصرف کنندگان باشد. بعضی از مدارس عالی، مانند پارسونز (به انگلیسی: Parsons) کارشناسی ارشد رشتهٔ مدیریت مد که تلفیقی از دروس مد با دوره‌های تجارت است را نیز ارائه می‌دهد.

تنها دانشگاه عضو در لیگ آیوی (به انگلیسی: The Ivy League)، (مجموعه‌ای متشکل از هشت عدد از بهترین دانشگاههای دنیا که در منطقه شمال شرقی ایالات متحده واقع شده‌اند) که در مقطع کارشناسی رشتهٔ طراحی مد را ارائه می‌دهد دانشگاه کرنل (به انگلیسی: Cornell University) واقع در ایتاکا، نیویورک، است که برنامهٔ آموزشی خود را در چارچوب بخش علوم فیبر و طراحی پوشاک (به انگلیسی: department of Fiber Science & Apparel Design) ارائه می‌دهد. دانشگاه کرنل در رشتهٔ طراحی پوشاک دارای مقطع تحصیلی دکترا نیز می‌باشد. می‌توان لیست به روز شدهٔ دانشگاههای آمریکایی که مقطع کارشناسی ارشد و دکترای رشتهٔ طراحی مد را ارائه می‌دهند در سایت ITAA.org یافت. برنامه‌های آموزشی طراحی پوشاک برای پاسخگویی به نیازهای دانشگاه‌ها، صنعت و پژوهش به عنوان یک علم کاربردی در نظر گرفته شده است که به منظور پاسخگویی به نیازهای بشر به پوشاک، پذیرای بخش‌های طراحی، فناوری، علوم فیزیک، علوم انسانی و علوم اجتماعی می‌باشد.




سیستم طبقه بندی
طراحان در یک سیستم سلسله مراتبی فرانسوی کار می‌کنند. مد به عنوان هدف، عملکرد سیستم حاکم و موقعیت توابع آن را در یک نظام اجتماعی تضمین می‌کند. مد به طور ایدئولوژیک بخشی از فرایندی است که داخل گروههای اجتماعی خصوصی شکل می‌گیرد، که در این مورد طراحان خبره مواضع قدرت و روابط سلطه و فرمانبرداری را ایجاد، حفظ و بازتولید می‌کنند. در کار گروهی برای طراحی مد هر کس با توجه به میزان تلاش و ابتکاری که نشان دهد رشد می‌کند و ترفیع می‌گیرد. امروزه نگاه و تصور اسطوره‌ای نسبت به طراح به عنوان یک نابغهٔ خلاق از موقعیت اجتماعی آنها منفصل شده است چرا که خلاقیت و تولید مد حاصل کار اجتماعی است و نه استعداد ذاتی، گرچه ممکن است کسی بسیار خلاق و با استعداد باشد اما بدون همکاری و کسب مشروعیت از جانب سیستم مد و عبور از دروازه‌های آن نمی‌تواند به شهرت برسد. بنابراین سیستم طبقه بندی به عنوان یک اصل ضروری نه تنها در صنعت مد بلکه در تمامی صنایع فرهنگی نقش مهمی دارد. چرا که باعث می‌شود مؤلف کارهای خلاقانه قابل شناسایی باشد.

ساعت : 9:53 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
شیک فا | next page | next page